از ساعت ۶ صو تا ۱۰ و نیم خوبیدم و تا الان بیدارم و گشنگیو با پوست و گوشتم حس کردم شماها ک خوابیدید چ حسی دارید
من به مغزم : دهنتو ببند انقد تخیل نکن دهنتو ببند انقد تخیل نکن دهنتو ببند انقد تخیل نکن دهنتو ببند انقد تخیل نکن دهنتو ببند انقد تخیل نکن دهنتو ببند انقد تخیل نکن دهنتو ببند انقد تخیل نکن
خدایا از مغز تخیلی و شهودی و از من بگیر به جایی رسیدم بعضی وقتا فک میکنم خدا چجوری بوجود اومده و مغزم رد میده میترسم منحرف شم خدابلآزععققژجکتچچهبق
نمیدونم چرا مردم انقد به قیافشون اهمیت میدم کلی عمل و آرایش و اینا ، تهش که قراره بره زیر یه خروار خاک و خوراک کرم و خاک بشه بهتر نیست این وقت و سرمایه رو برای زیبایی روحتون که همیشه زندست بزارید ؟
زمانی از باور قلبیم به خدا مطمئن شدم که وقتی شوک بهم وارد شده بود و خیلی ترسیده بودم تنها چیزی که به مغزم می رسید این بود که بسم الله بگم و صلوات بفرستم اونم وقتی که دست و پامو گم کرده بودم نمیدونستم چیکار کنم