یعنی عراق انقد کثیف و بی امکاناته روزی هزار بار خدارو شکر میکردم ایرانی ام فقط به خاطر تمیز بودنش
ولی اصلا قرار نبود اینطوری بشه
قرار نبود من برم کربلا ؛
وقتی کل خونوادم رفتن و من جا موندم ، دیگه جامونده بودم
دلم داشت می پوسید
تو حرم امام رضا دونه های تسبیح و توی دستم میچرخوندم و زیر لب می گفتم الهی به فاطمه الهی به فاطمه ... آخه کربلامو باید امام رضا امضا کنه . من هرجای دنیا هم که میبودم اربعین باید کربلا باشم . اشکایی من تو حرم ریختم بی جواب نموند .
نمیدونم چرا ؛ آخه من هیچی نیستم ، آدم بی گناهی هم نیستم ولی نمیدونم چرا فقط امام حسین و انقد دوست دارم شاید اگه کربلا نبود و فقط نجف و کاظمین و سامرا و اینا بودن حاضر نبودم این همه سختیو براش تحمل کنم ، ولی نمیدونم این نیروی عشقِ یا چیه که انقد قدرت میده بهم آخه من به حدی حالم بد بود که تو یه روز دو کیلو وزن کم کردم و اصلا نمیتونستم سر پا وایسم ولی الان حالم خوبه ، شب اصلا نخوابیده بودم ولی چهار صبح که قرار بود راه بیوفتیم گریه ام گرفته بود و با یه سرعت عجیبی وسایلمو برداشتم که همراه عمه ام منم ببرن کربلا ...
#میمسین_نوشت
من هرچی تو زندگیم دارم از صدقه سرِ شماست آقای ابا عبدالله [ علیه السلام ]
اینو با پوست و گوشت و استخونم درک کردم و از عمقِ عمقِ عمقِ قلبم میگم
تاحالا کسی تا این عمق قلبم نفوذ نکرده بود
ولی میدونی چیه ؟ به کسی نگیا ولی زیارت عاشورایی که هرشب به یادت میخوندم معجزه زندگی من بود ، همین . دیگه هیچی ندارم ، من هیچی نیستم فقط دوسِت دارم ، همین .