اون سالی که از قم اومدیم اهواز و من شاگرد جدید کلاسمون بودم و دبیر مطالعات تا منو دید بغلم کرد حتی لپمو ناز کرد
بعدش چون کلا اهوازیا خونگرمن سریع همه شون باهام دوست شدن و میومدن دور و برم
یه دختر بود اسمش حدیث بود همش بهم میگفت موهات قشنگه و اینا خیلی خوشم میومد ازش نمیدونم چرا .. دلم براشون تنگ شده ، مخصوصا معلمام
سال قشنگی بود واقعا ، کاش می شد برگردم