اینجوری بود که من با چند نفر درگیر شده بودم ولی نمیخواستم بزنمشون ولی اتفاقی چاقو زده بودم به دست و شکم دو نفر بعد لو رفته بودم آبروم جلوی کلی آدم که منو میشناختن رفته بود و خیلی عصبانی بودن و دنبالم بودن منم فقط در حال دویدن بودم که یه جایی مخفی بشم ولی هرجا قایم میشدم پیدام میکردن که آخرش رفتم تو خونه یه نفر که مثل خودم مجرم غیر عمد بود منو یه جایی مخفی کردن و وقتی اونا اومدن اونجا دنبالم گفتن که نیست و اینا و بعدش بیدار شدم😐
وای بچه ها باورتون نمیشه هر روز صبح دقیقا همین موقع پنجره اتاقم بازه و از بیرون یه بوی خیلی خوب مثل بوی خوشبو کننده هوا میاد و این اتفاق فقط این ساعت صبح میوفته .