هدایت شده از فؤاد
بچها 401 داره نفسهایِ آخرشو میکشه
و ما باید از 365 روز خاطرهیِ خوب و بد
فرداشب همین موقعها خداحافظی کنیم:)
نامه من برای 1401 !
سالِ قشنگم تو افتخار داشتی یکی از پربار ترین سالای این ۱٦ سال زندگیِ من باشی ؛
رنگ تو برای من بعضی اوقات آبیِ پاستلی ملوس و گاهی اوقات زرشکی و گاهی اوقات نسکافه ای بود . . گاهی بوی عود صندل و گاهی بوی توت فرنگی و گاهی هم بوی خاک باران خورده داشتی ؛
از همون بهار قشنگ ۱۴۰۱ تا آخرین لحظه های اسفندت رو دوست داشتم . .
درسته ، گاهی اوقات غمگین شدم ، زندگی سخت شد ، و اتفاقات بد افتاد اما تو چیزای ارزشمندی رو به من هدیه دادی ،
من خودمو بهتر شناختم ، کتاب خوندم ، فیلم دیدم ، رشته مو انتخاب کردم و توش موفق بودم ، ورزش کردم ، نقاشی کشیدم ، خندیدم و اشک ریختم ، و از همه مهمتر توی این سال آدم قانع تری بودم ، سعی کردم توقعاتم از این زندگی نچسب رو کمتر کنم و .. خب بله شادتر هم بودم ، احساس میکنم از سال های قبل شادتر و خوشحال تر بودم چون قبلا جاده زندگیمو انگار مِه گرفته بود و جلوی پام رو نمیدیدم اما الان خورشید امید تابیده و اون مِه ها کمرنگ و کمرنگ تر شده و من بهتر میتونم تصویری از آینده و مسیرم داشته باشم . .
سال ِ ۱٤۰۱ خیلی دلتنگت میشم امیدوارم نامه ام به دستت برسه و ، خدانگهدار . .
#میمسین_نوشت