ابول"
Solo en mis sueños puedo volver a tomar tus manos . 95
گویِ چشمهایت برسانِ اقیانوسیاست که روزها و روزها خودم را غرق در آن میپندارم؛ مضحک است بگذار اقیانوست مرا غرق کند ؛ غرق کند اگر ژرف آن باز به تو میرسم، غرق کند ؛ اگر بوسههایت دوباره نوازشم کنند غرق کند ؛ هزارها هزار میبوسمت هزارها هزار دور میشوی . . هرچه به اعماق اقیانوست میروم بیشتر دور میشوم ازت ؛ یا دور میشوی ز من ؟ میبینی ؟ لحظهای آرام نمیگذارد خیالت خیالم را ، آنقدر که شبها به ماه خیره میمانم از تو برایش میگویم و امیدوارانه به او چشم میدوزم، صبحها دو فنجان قهوه میریزم هردو در خیالت سرد میشوند ، بعد از ظهرها برایت نامه سر میدهم ؟ کنج طاقچه نالان میمانند . افسوس که میدانم تو همانی که مرا غرق کردی ، در خودَت ، چشمهایت ، بطنت ، نفسهایت ، کلماتت ، انتظارت ، آه از آن انتظارت که رسوایی کرانهام کرده. چرا هنوز به وصال دیدنت چشمهایم برق همچون ستارگان دارند؟ مگر تو همانی نیستی که عاشقانه ، مفتون و دلباخته دیدگانم فقط تورا مینگرید به دستان خودت به دار بستی و چشم خویشتن به روی من بستی ؟ تو اینی ، اما خیالم نمیگذارد ، نمیگذارد و بیشتر افکارم را پیچان و حقیر تو میکند پیچان و حقیر و غرق تو میکند .
- تی اِن .
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Los recuerdos que fueron enterrados, pero cuyas heridas siguen frescas .
A veces pienso en cómo pasó que ya no nos tenemos ;
y pienso en lo que me hiciste, y entonces recibo mi respuesta . ۵۱
ابول"
Los recuerdos que fueron enterrados, pero cuyas heridas siguen frescas . A veces pienso en cómo pasó
Pixies 4_5949580524543547470.mp3
زمان:
حجم:
4.9M
و داستانی که هیچوقت پایانی نداشت . . .