ابول"
¿Dónde estuviste las noches que lloré ? Tú y yo prometimos estar juntos hasta el final , pero ¿ qué
جرعهای به تو؛
اگرچه دیگر تعلقی میان ما نیست، اما هنوز نتوانستهام تو را در قلبم به فراموشی بسپارم .
هرجا که چشم میگردانم، نشانی از تو میبینم ؛ و هر قدمی که برمیدارم، روایتگر خاطرهای از توست .
نمیدانم اکنون حال دلت چگونه است ،
فقط خواستم بدانی که هنوز، یاد تو از ذهن و دلم عبور میکند . . .
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Los recuerdos no siempre nos traen cosas buenas .
در یکی از خاطراتم، هنوز لبخند تو را میبینم ؛ نه از آن رو که آن لحظه سرشار از خوشی بود ، بلکه از آن جهت که در پسِ آن لبخندِ آرام،
طعنهای لطیف و کنایهای گذرا پنهان شده بود .