هدایت شده از 🇮🇷 [سِد علی]
به حجاباستایلها بگویید ما جنگ را با «حماسه» و داغ را با «روضه» روایت میکنیم نه با «عشوهگری»
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
در را هم پشت سرت ببند پسرجان. برو به رئیست بگو ایرانیها همانقدر که در میدان جنگ کوتاه نیامدند، سر میز مذاکره هم نمیآیند. تنگهای را که با شهادت تنگسیری و بمباران خارک و ریخته شدن خون هزارهزار ایرانی باز نکردیم، سر میز مذاکره دو دستی تقدیمتان نمیکنیم که در کنترل آبهای خودمان شریک ما شوید. اورانیومی که با هواپیماها و کارهای اطلاعاتی نتوانستید خارج کنید، خودمان تحویلتان نمیدهیم. برد موشکهایی که با هدفگرفتن لانچرها موفق به نابودیشان نشدید را با دست خودمان کوتاه نمیکنیم؛ که اگر از تهران شلیک شدند در کرمانشاه بیفتند. امنیت و اقتصاد مردم اولویت تیم ما بود. نه با رفع تحریم از شانه مردم موافقت کردید نه با حفظ امنیت از طریق موشکها. زبان آدمیزاد نمیفهمید. اگر صلحی عزتمندانه بخواهید، ما ملتی متمدن و صلحطلبیم؛ و اگر جنگ بخواهید پس مردان ما از میز مذاکره به اتاق فرماندهی جنگ میروند و لباس رزم میپوشند و هنوز آماده جهادی تمامعیارند تا آموختن زبان آدمی به شما!
«مهدی مولایی»
@m_molaie110
هدایت شده از آنِمن
ما توی کوچه هایی که روی دیواراش نوشته مرگ بر دیکتاتور برای تو قدم برمیداریم.
هدایت شده از ادراکات | فاطمه رایگانی
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از دو ساعت قبل که این فیلم را دیدم نفسکشیدن برایم سختتر شده. هزار بار خودم را در موقعیت این رزمندهٔ مظلوم لبنانی تصور کردم. آن لحظه که جسم مجروحش را پای درخت کشیده، آن دم که با کوادکوپتر انتحاری رژیم صهیونیستی ملعون چشم در چشم شده، وقتی که جز ذکر حسین نجاتی برایش نمانده، و لحظهٔ انفجار… امان از آن لحظهٔ انفجار…
کاش خواهر نداشته باشی برادر… کاش مادرت هیچ وقت این صحنه را نبیند… کاش به پاکی خون تو خداوند نجات بنت جبیل را برساند…
این بار هشتگ نمیزنم که ببینید… شاید شانههایتان تاب این غم را نداشته باشد….
@edraakaat
هدایت شده از محمدعلی جعفری
#طعم_تحریم
مردم نایسِ اروپایی سوخت هواپیما گیر نمیآید؟ شماها که محیطزیستی بودید! بسمالله؛ دوچرخهها را بردارید و رکاب بزنید.
از دانمارکِ شاد بروید سمت طبیعت خیرهکننده سوئیس! آبشارهای نروژ و جاذبههای تاریخی رم هم جذاب است!
رکاب بزنید و از این جایگزین سوخت لذت ببرید!
♾️ @m_ali_jafari
هدایت شده از •| مَلْجَأ |•
بعدها میشه از "هماهنگیِ کنشهای رسانهایِ سفارتهای یک کشور در زمان جنگ" الگوهای دیپلماتیک استخراج کرد :)
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
راستش من جز یکبار، در هیچ انتخاباتی به شما رأی ندادهام. خب شهروندم و این حق را دارم. این را هم میدانم که امروز گفتن و نوشتن درباره شما که آماج تهمتها و سوظنهای دوستاناید، شاید مطلوب همه نباشد. اما میخواهم فرداروزی شرمنده نباشم. من خیلی این روزها به تو افتخار کردم حاجباقر. در فقدان آقا و فرماندهان و کاربلدهای همیشگی، بار سنگینی بهدوشت آمد. بیخیال حرفهای همه؛ من میدانم تو چقدر جانت برای آقا میرفت. من دیدم آن شب عاشورایی که آقا ناگهان بیخبر وارد حسینیه شد، تو چطور مثل عاشقی فراقدیده، مثل کودکی بعد از بازگشت پدر، دست از پا نمیشناختی هنگام بلند شدن. تو در روزهایی که سرلیست ترور سازمانهای اطلاعاتی جهانی، وقتی همین اواخر سهبار تا نزدیکای شهادت رفتهای، وقتی میدانند برداشتن تو یعنی برداشتن مانعی کلیدی، روی پلاکاردهای دوستان من فحش میخوری. وقتی میدانی مدرنترین تجهیزات و خبرهترین یگانهای اطلاعاتی دنبال یافتن ردی از تو اند، به خواست مردم اهمیت میدهی، پروتکلهای امنیتی را شل میکنی و میآیی جلوی دوربین که سلام مردم، قالیباف آمده حرف بزند. من خیلی حال کردم وقتی گفتی وسط اسلامآباد در میان مذاکرات به ونس گفتم شنیدهام کشتی شما زیادی جلو آمده؛ میگویی تا پانزده دقیقه دیگر برگردد یا بگویم چند موشک خرجش کنند؟ دیالوگت از ایرانیترین لحظات جنگ بود. موج صدویک حمله به دشمن. انگار سیلی نود میلیون ایرانی از آستین تو بر صورت آمریکا.
تو باید بمانی حاجباقر. و ما با تو شوخی کنیم، نقد کنیم، شعارت کنیم، پلاکاردت کنیم ولی ته دل همهمان گرم باشد که تو در خط مقدمی!
«مهدی مولایی»
@m_molaie110