🇮🇷| مَهدآ |
نباید تردید کرد که آنچه در سوریه اتفاق افتاده، محصول یک نقشه مشترک آمریکایی و صهیونیستی است. بله یک
دوستان
دل بدید..
ترکیه با ما هممرزه ولی همسایهی سوریهس!👨🦯
انفعال از مؤمن نباید سر بزند! انفعال گاهی از خود حادثه خطرش بیشتر است!
-آیتاللهخامنهای؛ ۱۴۰۳/۹/۲۱
هدایت شده از وحید یامین پور
خدایا از عمر ما بکاه و بر عمر این ابَر مرد روشن ضمیر که بیانش فصل الخطاب جهان ماست، بیفزا 🤲
هدایت شده از مَرقومه
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«برید! برید! شما برید من هواتون رو دارم.»
این را با جدیّت تمام میگوید و آقای سلامی نمیتواند جلوی خندهاش را بگیرد. گوشی موبایل را در دست میچرخانَد و درحالی که مراقب است داخل آب نیفتد، از پاهای آقای رئیس جمهور فیلم میگیرد. چه تیتری بشود! "آقای رئیس جمهور تا ساق پا در آب". یا "قبای خشک، کلّهی خشک!". یا "مردمدار و مردممدار". یا...؛ عنوان زیاد است. مهم نرخ روز است که خبرگزاریها و رسانهها نان در آن بزنند. یک دولت، تمجیدش مَلَس است و دیگری، تخریبش. رئیسی کدام است؟! اینها اما هیچکدام در سر مرد روستایی نمیچرخد. تنها رول فیلمی که دور سرش میچرخد و ضبط میکند، تصویر سیّد عمامه به سری است که دوشادوش و پا به پای او راه میرود، درحالی که رئیس جمهور یک مملکت است!
آقای سلامی میخندد و سر به سر حاجآقا میگذارد :«هوای محافظها رو هم حاجآقا شما دارید؟». محکم سر حرفش ایستاده. انگار میخواهد دور و بریها را روانهی جایی کند که ظاهراً اطمینانی به آن نیست. مثلا شاید به آینده، به آن طرف رودخانه..
من هنوز هم، هروقت خسته میشوم و پاهایم به سنگ گیر میکند؛ سوار دوربین آقای سلامی میشوم. کنارت راه میآیم تا به این جملهات برسم. ما میرویم، به این امید که هوایمان را داری..
- ریحانه شناوری
هدایت شده از شِیخ .
در عین حال که ورزش میکنید، لباس های برند میپوشید، عطر میزنید و خوش استایل هستید، مودب هم باشید، ادب کاریزماتیک ترین و یونیک ترین آپشنِ آدم هاست...
@Sheikh_Alii
مازیار فلاحی4_389831714484324814.mp3
زمان:
حجم:
7.3M
آخ تو شب یلدای منی❌
مستبگو؛ راستبگو! تا شب یلداست بگو✅
«امی الوحیدة آلتی
اصدقها عندما تقول لااترکك»
مادرم تنها کسی است که
وقتی میگوید تو را رها نمیکنم
حرفش را باور دارم..🌱
#عربیجات
سلاممم(((:
این منم
در آغوشِ دقایقی کوتاه از حرکتِ آرام آسانسورِ دانشگاه
کتابی در دست دارم؛ نامش "دعبل و زلفا"، اثر مظفر سالاری.
چندیست به شوقِ تمام کردنش دل داده ام..
لیک زندگی؛ با تمام پیچ و خَم هایش
(خَمَرِ منو کم کرده.. عه نه چیزه! کمَرِ منو خَم کرده) مجال نمیدهد!
ایرادی بر قلم استادانهی نویسنده نیست؛ گمان مَبَرید که رِوایتَش کممایه باشد!
متأسفانه روزگار پشتِ سر هم بهانه میتَراشد و فراغت بال اِعطا نمیکند تا به یُمنِ اِتمامش در ذهنم جشن بگیرم و ذوق کنم!
[مهدآ]