بَر دشمنان نشستی ، دل دوستان شکستی
چه خلاف سر زد از ما ، که در سَرای بستی
به کمال عجز گفتم ، که به لب رسیده جانم
یه غرور و ناز گفتی ، تو مگر هنوز هستی ؟
سلام گرم من رو اول به اونایی که به پزشکیان رای دادن و بعد به خود پزشکیان ابلاغ کنید .
شاید از مشکلاتم تا حدودی فرار کردم و به روی خودم نمیارم که چقدر روم تاثیر گذاشته
اما وقتی میبینم آشناها هم دیگه منو نمیشناسن برام درد داره .
برام درد داره که تو صورتم میگه انقدر شکسته شدی که نتونستم بشناسمت .