گاهی به خون و گاهی به اشک .
هر دو میبارند و میریزند ؛
اما تنها تفاوت در آنجاست که خون بند می آید و اشک مانند سیلی در چَشم و دل جاریست و پایانی ندارد .
چیست این غم و اشک بی انتها ..
مگر میشود غم هم زیبا باشد و هم زشت ؟
این خاصیت غم است که از درون آدم را تَرَک میدهد و ترمیم نمیکند و همچنان با پوز خند ریزی به حال آدمی میخندد .
اکثر مواقع این آشناست که گند میزنه
این عجیبه و غیر قابل پیش بینی .
مثلا شما فکر کن تو همه مواقع حواست به طرف بوده بعد بگه میدونم ناراحت شدی از حرکت من ولی مهم نیست برام !
همیشه فکر میکردم حالم بدتر این نمیشه
که خداروشکر دنیا روی بدترش رو هی به نمایش میزاره برام .