eitaa logo
|مــآحد|
805 دنبال‌کننده
133 عکس
69 ویدیو
0 فایل
قلمی سرخ ، سری سبز ، زبانی بر باد . حرف دل از قلم افتاده زیاد است هنوز .. *ساده بگیر مسلمون
مشاهده در ایتا
دانلود
تا به کی سخن مگوییم و غم دل به خفا بریم ؟
خالی تر از نامه اعمالم ، پیویمه .
میشینم جواب صبرم برسه وقت اختیار و جبرم برسه اگه من با مردنم میبینمت کاش سرازیری قبرم برسه ..
فکر کنم یه توبیخ رفت تو پاچم !
کی به پزشکیان خط سفید داده ؟ بگیرید ازش بابا آبرومونو میبره
هیچوقت نفهمیدم چرا بعضیا پیاماشونو تو پیوی پاک میکنن ! دوست عزیز مشکل داری اصلا چرا پیام میدی ؟🗿
تا اینستاگرام وصل بشه فعلا روبیکامونو داشته باشید .
باید برخاست ، دنیا با آنها و مولا با ماست ..
رها کن ای دل غافل ، خدای بت پرستت را ..
سر در گم و کلافه بودم . تمام تلاش خویش را برای درست نمودن حال خود ، استفاده کرده بودم . دگر توانی برای ادامه نمانده بود .. کلمات پشت به پشت به من طعنه میزدند که آهای ! جایمان تنگست ، چاره راهی بکن . ناگریز دست بر قلم بردم و شرح نمودم . ورق ؛ شرحه شرحه شد از جوهر خودکاری که داشت روی او خط می‌انداخت . چند سطر نوشتم ؛ خودکار مانند سلاح و کلمات مانند تیری در سلاح بود که روانه کاغذ میشد . سلاح از کار افتاد ، دیگر آن خودکار آبی پر رنگ نای نوشتن نداشت ؛ انگار او هم از شدت سنگینی کلمات به ستوه آمده بود . قلم یاری نمیکرد و تنها راه پیش رو ، گذاشتن سر بر گریبان کاغذ بود . اینبار خیسی جوهر قلم نبود که بر کاغذ میریخت ؛ اینبار قلم اشک های من بود . منتها این نوشتار انتها نداشت ، مانند سیلی بود بر روی کاغذ . کاغذ را پر کرد و غرق شد در انبوهی از کلمات ناخوانا ..