کسی چون من اگر دیدی
برای دیدنت جان داد !
از اون بستان تو جانش را
ولی با او بمان لطفا ..
بچه بودیم و در کوچه یمان
یک حسینیه ساختیم شبی
سقف آن بود چادر مادر
آجرش چند قوطی حلبی ..
بهترین روز های عمرم بود
نه دروغی نه کبر نه حسدی
کام من شد به خاک تو شیرین
تربت کربلا مگر رطبی ..
جان ، رَسیدِ بر لَبم
غم ، تنیده در تَنم
درد ، اجیرْ با سَرم
مرگ به من امان مَده ..
#محمد_احسانی