یه وقتایی به جایی میرسی که همش از خودت میپرسی چرا ؟
و این چرا ها انقدر زیاد میشن که تورو داخل خودشون غرق میکنن و ساعت ها مشغول جواب های مختلف به این چرا ها میشی ..
با عشقی که بهت داشتم ، شروع به ریشه زدن کردم ، ریشه های قوی و بلند ؛
من با تو داخل ذهنم ابدیت رو تصور میکردم .
اما حالا با داسی که از غم نبودت درست کردم دارم ریشه های خودمو میزنم بلکه تسکین روح زخم خوردم باشه اما دریغ که این کار درد خودم رو بیشتر میکنه ..