ولی واقعا اگه سیستم خدا اینجوری بود
که وقتی بهش میگفتیم خدایا ببخشید ،
میگفت : متاسفم دیگه نمیتونم ببخشمت
چیکار میخواستیم بکنیم ؟ ..
گاهی دلم برای آینده تنگ میشود !
برای لحظاتی که هنوز نیامده ..
مثلاً آن لحظهی که چشمم به زیباترین سازۀ
طلایی جهان میافتد و سینهام پر میشود
از عطر صحن و سرای امام رضا جان !
دلم پر میکشد برای آن لحظۀ ناب ..
روحم در مشهد ، قلبم در نجف
یادم در کربلا ، به حق بگو ببینم ؛
چنين متلاشی شدن رواست ؟ ..