وَ لَا تَهِنُوا وَ لَا تَحْزَنُوا
نه درباره آینده نگران و نا امید باشید و
نه برای گذشته حسرت زده و ناراحت .
وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
چرا که شما همیشه برتر و پیروزید ؛
به شرطی که مومن واقعی باشید ،
[ چون سنت قطعی این است که اگر
به خدا اعتماد داشته باشید و طبق
دستورات او عمل کنید ، هیچ کس
نمیتواند شما را شکست دهد و خدا
نیز این اعتمادتان را ضایع نمیکند .
اما اگر سست شوید یا ایمانتان ضعیف
شود ، لزوماً برتر نخواهید بود و با
شکست خوردن ، ناراحتی و ناامیدیتان
بیشتر میشود . پس در هیچ حالتی
نمیتوان به دلیل سستی و خستگی و
به امید راحتی مقطعی بیشتر ، دست
از استقامت در مسیر خدا برداشت . ]
مکان و مکین :
آدم ِبزرگ ، پایین هم بنشیند ، از همان
جا چای را توزیع میکنند ! این یعنی آدم
ها هستند که به جا ، جایگاه میبخشند .
یعنی اگر پایین باشند ، پایین ، بالاست
و اگر در بالا نباشند ، بالا ، پایین است
و تو گویی آدمها هستند که بالا و پایین
ها را بالا و پایین میکند . و ایمان عین
همان بزرگ است . با هر که باشد ،
بزرگ ، و هر کجا باشد ، بالاتر است و با
هر کی نباشد ، کوچک و هر کجا نباشد ،
پایین است .
به همین خاطر خداوند شکست خوردگان
جنگ اُحد که به ظاهر پیروز نبودند و به
ظاهر پایین مینمودند میگوید :
< وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ > شما بالایید ، اگر اهل
ایمان باشید . یعنی اگه اهل ایمان باشید ،
پایین هم باشید بالایید ، و اگر نباشید ،
بالا هم باشید پایینید . پس کسی که
بویی از ایمان برده باشد و از اهالی ایمان
باشد ، نباید سستی کند .
< وَلَا تَهِنُوا > چون از سازی که تار های
سستی داشته باشد ، نوا و نغمه خوشی
به گوش نمیرسد . و آن چیزی که ساز
وجود آدمی را کوک میکند . ایمان است .
کسی که بوی ایمان با خود دارد ، نباید
کمترین حزن اندوه و نگرانی به خود راه
دهد . < لَا تَحْزَنُوا > غمگین و محزون
نباشید .
پیروز همیشگی
قرآن تمام آن چیزهایی که عناصر و عوامل
سازنده سعادت و خوشبختی محسوب
میشوند این ها و ده ها چیز غیر از این
ها را به آدم های با ایمان نوید میدهد .
اینکه در مواجه با دشمن ها و دشمنی
ها از نصرت و مدد خدا برخوردار گردد ،
این هم یک شرط دیگر سعادت ،
خوشبختی و کامیابی است . البته مادی
به خدا معتقد نیست ، اما ما با مادی
اسم خدا نمیآوریم ؛ میگوییم آقا شما
در این تلاش مادیتان ، در این تلاش
اجتماعیتان ، در این جهادتان که دارید
انجام میدهید ، اگر بدانید یک نیروی
فرضاً ماورای نیروی ماده و طبیعت
هست و آن نیرو با شما همراه است .
این چطور است ؟
یک چنین چیزی داشته باشد شما ، یک
چنان کمک و یاور و مددکاری برای خود
فرض کنید ، این چطور است ؟ میبینید
برق از چشمش میپرد میگوید بسیار
خوب است . چقدر جالب است که
انسان نیرویی ماورای نیروی ماده و
مادیات ، پشتیبان خود داشته باشد
که وقتی با دشمنها و دشمنی هایشان
، توطئه هایشان ، دسیسه هایشان ،
جلادیهایشان رو به رو میشود ، معتقد
باشد و بداند که آن نیروی ماورایی ماده
، کمک کار و حامی اوست . منتها مادی
اسم خدا را بلد نیست ، اعتقاد به خدا
ندارد ، اگر چه یقین هم به نبودن خدا
ندارد . اما الهی که یقین دارد به وجود
آن چنان قدرت مسلط و مصیطری ،
ماورای تمام این پدیده ها و متکی به
اوست ، ببینید چقدر در راه سعادت
تندرو تر و جالبتر حرکت میکند .
و اینکه بر جبهه ها و صف های مخالف
برتری و رجحان داشته باشد ، بداند که
بالاخره برتری و رجحان و ارجحیت برای
اوست . این هم خودش تاثیر عجیبی
دارد در اینکه بتواند انسان ، این راه را
با سهولت بیشتری طی کند و اینکه بر
دشمنان راه و هدفش که مانع و خنثی
کننده تلاش اویند ، پبروز گردد . آدم
همه این تلاش ها را بکند ، بعد هم
شکست بخورد ؟! اینکه به سعادت
نمیرسد پس یکی از مهم ترین عناصر
سعادتمندیِ یک انسان این است که
آخرش پیروز بشود . غیر از این است
مگر ؟ مگر مکتب های دنیا برای پیروزی
نمیکوبند ؟ پس یکی از عناصر و عوامل
سعادت ، انسانی ، فردی ، اجتماعی و
گروهی این است که در مواجهه با
دشمن ها بالاخره بر آن پیروز بشود .
برگرفته از : همان ، جلسه ⁶ ، صفحه ¹⁷³ .
طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن ،
جلسه ⁶ ، صفحه ¹⁷⁵ .