هدایت شده از مَسـلَك .
عاشق به گریه آمد و بوسید یار را
عاقل هنوز منتظر یک اشارت است .
ᴍَᴀʟɪُ /مَــلِیُّ
چی میشد دور نبودیم بابا ،
شب و تو حرمت سحر میکردیم ،
از غصه ها به خودت پناه میبردیم ،
موقع شادی هامون یه شیرینی میگرفتیم
میومدیم کنارت شادیمون دو برابر شه
چی میشد بابا ؟! چی میشد ؟