من ِاو ( :
من ،مجنون زمانه از برای او شدم.
منم مجنون آن لیلا که صد لیلاست مجنونش؛
هدایت شده از ایلیا | Iliya
اگر از نسلِ من احیانا علی دوست نشد
مردنش مایهٔ فخر است چنین اولادی : ) .