در سکوت شب گوش کن؛
حتی از فآصله ی دور هم میتوانی صِدای تپِش های قلبِ مَرا بشنَوی...
که برای تو ، بخآطر تو و به شوق دیدارِ تو میتپَد!🫀🙂
شده خیلی خسته باشی ؟
خسته از کار نه ها ، خسته از کار ذهن و قلبت ...
اونقدری خسته که حتی لباسای تنتم خسته باشن !
درمونده باشی ، بوی خستگی بدی ...
افرین ، الان من همونجوری خستم !
تو نمیفهمی که چقدر حسودی تا زمانی که یکیو عمیقا دوست داشته باشی:)
الان میفهمم که چقدر حسودم 🚶🏻♀
چقدر قشنگ گفته که :
تو مرا یادکنی یا نکنی
باورت گر بشود گر نشود
حرفی نیست…اما !
نفسم میگیرد ، در هوایی که نفسهای تو نیست.. :)
برشی از کتاب باروندرختنشین:
-چرا رنجم میدهی؟
-چون دوستت دارم.
آنگاه او خشمگین میشد.
-نه، دوستم نداری. وقتی کسی را دوست داریم، خوشیش را میخواهیم نه رنجش را.
-وقتی کسی را دوست داریم، تنها یک چیز را میخواهیم: عشق را، حتی به قیمت رنج.
-پس، تو به عمد مرا رنج میدهی؟
-بله، برای این که از عشقت مطمئن بشوم.