eitaa logo
عــَیناه:)
99 دنبال‌کننده
180 عکس
53 ویدیو
0 فایل
لابد یه چیزی تو بغل کردن هست ؛ ك کافکا تو نامه‌‌ای می‌نویسه : ‹ بغلم کن ؛ بغلم کن ك حرف زدن کافی نیسـت... ›
مشاهده در ایتا
دانلود
سایه‌ی زلفِ کسی چون ابر بر دوزخ گذشت . آتشی دیگر گلستان شد، گمان کردم تویی .
باد پیراهن کشید از دستِ گل‌ها ناگهان عطرِ نیلوفر فراوان شد، گمان کردم تویی.
چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمت . غنچه‌ای سر در گریبان شد، گمان کردم تویی .
کشته‌ای در پای خود دیدی ؛ یقین کردی منم ، سایه‌ای بر خاک مهمان شد، گمان کردم تویی :) .
قلبم‌به‌عشق‌تو‌میتپه🫀
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کاش دور و بر ما این همه دلبند نبود و دلم پیش کسی غیر خداوند نبود آتشی بودی و هر وقت تو را می دیدم مثل اسپند دلم جای خودش بند نبود مثل یک غنچه که از چیده شدن می ترسید خیره بودم به تو و جرأت لبخند نبود هرچه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم کم نشد فاصله؛ تقصیر تو هرچند نبود شدم از «درس» گریزان و به «عشقت» مشغول بین این دو چه کنم نقطه ی پیوند نبود مدرسه جای کسی بود که یک دغدغه داشت جای آنها که به دنبال تو بودند نبود بعد از آن هر که تو را دید رقیبم شد و بعد اتفاقی که رقم خورد خوشایند نبود آه ای تابلوی تازه به سرقت رفته! کاش نقاش تو این قدر هنرمند نبود
رسد مژده که ایام غم نخواهد ماند چنان نماند و چنین نیز، هم نخواهد ماند حافظ.
وقتی معجزه تویی دیگر هیچ اتفاقِ تازه‌ای جز دوست داشتنت نمی‌افتد.
دست‌هایش؛)))
میخواستم بهت بگم هیچ روزی رو بدون فکر کردن بهت نگذروندم.
مثل یه فرشته نجات که یهو پیدا میشه و از همه سختیا نجاتت میده، مثله یه انگیزه واسه اسون کردن همه سختیا، تو انقدر قشنگ و حال خوب کنی، که اصلا هیچی شبیهت نیست.