🥲🤍
خبرت هست که دلتنگ نگاهت شده ام
بی قرار تو و چشمان خمارت شده ام
خبرت هست دلم مست حضور تو شده
عاشق و شیفته ی زنگ صدایت شده ام
خبرت هست که باران بهارم شده ای
چون پرستوی مهاجر نگرانت شده ام
خط به خط زنده گی ام پر شده از بودن تو
خبرت نیست و شادم که فدایت شده ام
🙂🫀
لحظه هایی هستند که هستیم
چه تنها چه در جمع اما
با خودمان نیستیم . .
انگار روحمان می رود
همان جا که می خواهد
بی صدا بی هیاهو . .
همان لحظه هایی که،
شنیدیم و نفهمیدیم
خواندیم و نفهمیدیم،
دیدیم و نفهمیدیم!
هوا روشن شد،
تاریک شد، چای سرد شد
تا میخوای فراموش کنی ؛
یهو یه موزیک پلی میشه !
یهو یکی مثل اون میخنده !
یهو یکی عطر آشنا میزنه !
و یهو تلاشات هدر میره ...
دیگه زورم به غرورم نمیرسه ...
خسته شدم از این نبردِ بیهوده با خودم برای فراموش کردنت ...
بی رحمی ولی دوست داشتنت جون منه !
دلم برای بودنت تنگ شده ...