بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی ولی فقیه سخنان صریح ، علنی ، پر تکرار و بیّن دارد ، هیچ منصفی سراغ حرف های در گوشی و غیر قابل اثبات نمی رود.
و مردم مومن ما به خوبی این را می فهمند.
#فتنه_احزاب
.....
.....
▪️#بی_غیرتی_سیاسی نمایندگان مجلس است اگر وزیرانی که در فتنه ها نقش داشتند با حرف و عمل شان، بدون هیچ گونه عذرخواهی و جبران از نمایندگان مجلس رأی اعتماد بگیرند.
.....
.....
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدا رحم کنه به کشور! خدا رحم کنه به مردم!
شورای نگهبان چه کردید؟!
چرا نگهبانی نکردید؟
خبرنگار از پزشکیان میپرسد فردا که با کابینه خودتان کار را شروع میکنید چه برنامههایی دارید؟!
🔹جناب پزشکیان پاسخ میدهد: مرکز پژوهشهای مجلس برنامه و عملیات هر وزارتخانه را درآورده و ما را خیلی جلو انداخته؛ وزرایی که تشریف میآوردند همینها را پیش میبرند!!😏😏
.....
....
#رادستان
#المپیک_پاریس
یکم. امریکا و چین ابرقدرتند!
شک دارید؟ به نتایج المپیک نگاه کنید! این دو کشور با فاصله، در صدر قرار گرفته اند و دست نیافتنی هستند. شما دوره های اخیر را ببینید: فاصله آندو با کشور سوم زیاد است. مثلا در 2020 امریکا 39 طلا، چین 38 طلا و سپس ژاپن(میزبان) 27 طلا، و بعد انگلیس و روسیه و استرالیا با 22 و 20 و 17 طلا، و بعد از آن هلند و فرانسه و آلمان و ایتالیا با 10 طلا قرار دارند.
اصلا از اوائل المپیک هم معلوم است چه کشوری برتر است. از همان روزهای اول امریکا و چین بالاتر از دیگران قرار میگیرند.
دوم. خب حالا امریکا و چین طلاهایشان را در چه رشتههایی به دست آورده اند؟
- امریکا: 11طلا در شنا(2تا هم در دیگر ورزشهای آبی)، 7تا در دومیدانی، و سپس 3تا در کُشتی.
چین: 7تا در شیرجه(5تا هم در دیگر ورزشهای آبی)، 7تا در وزنه برداری، 4تا در ژیمناستیک و تیراندازی و تنیسرویمیز.
- انگلیس: 6تا در دوچرخه سواری، 4تا در شنا، 3تا در قایق رانی بادبانی.
- استرالیا: 9تا در شنا، 6تا در انواع قایق رانی.
سوم. کاملا بطور "اتفاقی" در رشتهای که این کشورها قوی اند، مدال های زیادی توزیع می شود. مثلا:
- در بین رشتههای دو و میدانی، تنها در "دو"(دویدن) 34 مدال طلا توزیع می شود (100 و 200 و 400 و 800 متر و نیز 1.5 و 5 و 10 کیلومتر و ماراتون و پیاده روی سرعت و دو صحرایی و چند تا دو با مانع و دو امدادی، بخش مردانه، زنانه و برخی مختلط!)
- تنها در "یکی" از ورزشهای آبی (یعنی شنا) 35 مدال طلا توزیع میشود (کرال سینه، کرال پشت، قورباغه، پروانه، مجموع 4 نوع گذشته، آزاد، امدادی؛ برخی بصورت 50 و 100 و 200 و 400 و 800 و 1500 متر؛ بخش مردانه، زنانه و برخی مختلط). این به جز ورزشهای آبی دیگر است. مثلا در شیرجه هم جداگانه 8 مدال دیگر توزیع می شود.
- در یکی از زیررشتههای قایق رانی (یعنی قایق رانی با قایق کانو، آن هم به روش اسپرینت/سرعت) 12 مدال طلا توزیع می شود، و در رشته دیگر پاروزنی 14 مدال طلا توزیع می شود، و در قایق رانی بادبانی 10 مدال طلا.
- تنها در "یکی" از رشته های ژیمناستیک(یعنی ژیمناستیک هنری) 18 مدال طلا توزیع می شود
- در یکی از 4 رشته دوچرخه سواری (یعنی دوچرخه سواری در پیست) 12 مدال طلا توزیع می شود.
چهارم. حالا مدلدهی کدام رشتهها همان ابتدای المپیک شروع می شوند؟ اتفاقا ورزشهای آبی. مثلا المپیک امسال، در همین "یک" ورزش آبی (یعنی شنا) از روز دوم، در 9 روز اول روزانه 4 مدال طلا توزیع می شود. یعنی همان ابتدای المپیک ابرقدرت را بالا می کشد، اما مدالهای کُشتی تازه از روز دهم المپیک شروع می شود. در نتیجهی این زمانبندی چین 3 تا طلا در روز اول و 3 تا طلا در روز دوم به دست آورده، و امریکا هم 4 تا و 3 تا در دو روز اول گرفته است. یعنی باعث شده از همان ابتدای المپیک این کشورها جلو بیفتند.
پنجم. حالا در والیبال و هندبال و فوتبال با این همه تلاش و این همه بازیکن مجموعا چند مدال توزیع می شود؟ هر ورزش 2 مدال(مردان و زنان). آن وقت "یک" ورزشکار چینی در شنا 6 مدال گرفته، یا دو ورزشکار امریکایی (و نیز دو ورزشکار استرالیایی) در شنا هر کدام 5 مدال گرفتهاند. همه هم در شنای زنان. یعنی این 5 نفر روی هم 26 مدال شنای زنان را گرفته اند. در ژیمناستیک هنری هم اوضاع نزدیک به همین است: مثلا یک زن امریکایی 4 مدال در این رشته را کسب کرده است، همچنین یک زن برزیلی و یک مرد ژاپنی.
ششم. حالا اگر کُشتی و تکواندو را اولین ورزشهای المپیک برای مدالدهی قرار میدادند چه می شد؟ ایران از اول المپیک در اوائل جدول قرار می گرفت و اسمش در جدول مدالها در دنیا شنیده می شد. حالا اگر تعداد وزنهای کُشتی را افزایش می دادند چه می شد؟ حالا اگر وزنه برداری بجای هر وزن یک مدال، هر وزن 3 مدال میداشت (تک ضرب، دو ضرب، مجموع) چه می شد؟ حالا اگر رشته چوگان و کُشتی پهلوانی و کُشتی با چوخه هم جزء رشته های المپیکی می بود چه می شد؟ اگر ورزشهای زورخانه ای را هم اضافه می کردند (مثل ژیمناستیک) چه می شد؟ ...
مثلا رشته بستکبال را که خودشان قوی هستند، یک بسکتبال دیگر هم اضافه کرده اند: بسکتبال 3 نفره! یا تنیس و بدمینتون و تنیس روی میز بجای 2 مدال یا حداقل 4 مدال، 5 مدال دارد(تک نفره مردانه و زنانه، دونفره مردانه و زنانه و مختلط).
یا مثلا در نظر بگیرید که گلف، راگبی، اسکیت بورد، سنگ نوردی، موج سواری و حتی رقص بریک هم در رشتههای ورزشی المپیک حضور دارند!
*هفتم.* میدانم که طبعا برای این انتخابها، دلایل به ظاهر بی طرفانه و بلکه علمیای ارائه می کنند، ولی کیست که نداند حقیقت جز این است و پشت پرده چه خبرهاست؟ میدانم که تنها دلیل پشت پرده اِبراز قدرت نیست، بلکه ده ها هدف دیگر مانند ترغیب فرهنگ غربی، ترویج ورزش های غربی، ترویج کم پوششی و ...هم وجود دارد.
#رادستان
.....
.....
44.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 حرکتی که مسعود رجوی با تصاحب مریم عضدانلوی قجر انجام داد در واقع شکستن حدود دینی و تشکیل فاحشه خانه ای بنام سازمان مجاهدین خلق بود.
💠 در یک روز طلاق از مهدی و همان روز ازدواج با مسعود بدون عدهی شرعی و در یک جلسه.
💠 این ازدواج به اصطلاح سازمانی لکه سیاهی در روابط درون گروهی منافقین است. که مهدی ابریشمچی شوهر اول مریم از ترس جانش زنش را رها میکند تا او بلافاصله در اختیار عیاشیهای مسعود قرار گیرد و در این به اصطلاح عروسی؛ ابریشم چی با نهایت بی غیرتی و با کفزدنهای ممتد با حالتی عجیب و غریب این مجلس سراسر هرزگی را در تاریخ سیاه منافقین ماندگار میکند.
مسعود خدابنده، عضو جداشده از سازمان و محافظ مسعود و مریم در گفتگو با پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی میگوید: زمانی که مریم رجوی را به فرانسه آوردم دلیل اصلی آمدنش این بود که در خارج جای پایی برای مسعود باز کند (که در عراق گیر کرده بود و فهمیده بود که ماندنش با صدام و حرف امریکا را گوش نکردن خطا بوده.) قبل از آن دو سال طول کشید تا بشود به باقی ماندههای شورای ملی مقاومت قبولاند که مریم رئیسجمهور اعلام شود.
مسعود رجوی و مریم عضدانلو هیچ وقت بصورت رسمی ازدواج نکردند. طلاق مریم از مهدی ابریشمچی هم شرعی نبود. البته من مطلع بودم که مریم قبل از ازدواج با مسعود با او رابطه جنسی داشت و از او باردار بود و برخی هم آنرا فهمیده بودند. انتقال مریم به بیمارستان برای کورتاژ توسط برادرِ مسعود رجوی (صالح رجوی) انجام شد و من هم حفاظت او را به عهده داشتم.
#ازدواج_رجوی
.....
....
📸رضایت داماد روحانی از عملکرد قالیباف در جلسات رای اعتماد!😏
#بصیرت
.....
....
20.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ «ایران و عراق جدایی ناپذیرند تا زمان ظهور حضرت مهدی (عج)»
.....
....
🔻کلیدواژه «تندروی» و کپیبرداری رسانه حامی قالیباف از ادبیات دشمن
🔰 سوالی از فرماندهان محترم سپاه: آیا از نظر شما نیروهای انقلابی با «گروهک فرقان» و «حزب خلق مسلمان» برابرند؟
🔹نزدیک به پنج ماه از انتخابات مجلس و بیش از یک ماه از انتخابات ریاست جمهوری میگذرد اما شکستهای پیاپی برای اصولگرایان باعث شده است تا به فکر انتقام باشند.
🔹از فردای یازدهم اسفند و زمانی که مشخص شد محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس وقت در انتخابات رتبه چهارم را کسب کرده و با ریزش یک میلیونی آرای خود پایینتر از امیرحسین ثابتی و حمید رسایی قرار گرفته است، موج تهمتها و تخریبها علیه این دو نفر آغاز شد.
🔹درحالی که رهبر انقلاب به صراحت بارها درباره استفاده از ادبیات دشمن هشدار دادهاند اما یکی از رسانههای نزدیک به سپاه و محمد باقر قالیباف به هر شکلی درصدد تخریب نمایندگان انقلابی مجلس است.
🔹رهبر معظم انقلاب در اسفند ۹۴ با مذومم دانستن استفاده از ادبیات دشمن فرمودند: «ما نباید از ادبیّات سیاسی دشمن استفاده کنیم؛ من این مسئله را، بخصوص به دوستان و برادران محترم خودمان در مشاغل گوناگون سیاسی و دولتی و غیردولتی و مانند اینها تأکید میکنم؛ از ادبیّات دشمن استفاده نکنید. دشمنان انقلاب از روز اوّل آمدند تعبیر ادبیّات تندرو و میانهرو را مطرح کردند؛ فلانی تندرو است، فلان جریان تندرو است، فلان جریان میانهرو است. آن روز، از همه تندروتر هم از نظر آنها امام بزرگوار بود؛ امروز هم از همه تندروتر، به نظر آنها این بندهی حقیر هستم. میانهرو حرف قشنگی است امّا اسلام اینجوری حرف نمیزند؛ بفهمیم معارف اسلامی را.»
🔹با این حال سایت مشرقنیوز، بارها با استفاده از واژه تندرو در صدد تخریب شخصیت چهرههای انقلابی مجلس همچون ثابتی، رسایی، آقاتهرانی و... برآمد.
🔹در روز گذشته اما این تخریب شخصیت، به مرحله جدیدی رسید و این سایت خبری بیپروایانه جوانان انقلابی مجلس را به دلیل انجام وظیفه نمایندگی به گروهک فرقان و حزب خلق مسلمان مرتبط نمود.
🔹این اتهامات واهی و تخریب شخصیتها هرچند در راستای کم رنگکردن اثرات رای ۳۰۰هزارتایی در مجلس و ۳میلیونی در انتخابات ریاست جمهوری است اما کاملا برخلاف مشی و شیوه رهبر معظم انقلاب است و حالا باید دید رسانههایی که وابسته به نهاد انقلابی همچون سپاه هستند آیا بار دیگر برخلاف منویات رهبری بر آتش اختلافات میدمند و یا حرفشنوی از رهبری تنها شعاری مصلحتی است؟
🔹همچنین باید از فرماندهان عالی این نهاد مقدس پرسید چنین اقداماتی تا چه میزان منطبق با نظرات و ارشادات این عزیزان است و تا چه زمانی قرار است اعتبار نهادهای انقلابی با چنین ادبیات سخیفی به نفع یک جریان شکست خورده هزینه شود؟
......
.....
19.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماجرای یک نطق ناتمام/ سوالات صریح ثابتی از عراقچی که قالیباف مانع طرح آن در مجلس شد
.....
....
🔻طبقۀ متوسط بهمثابه دلیل چرخش:
استحالۀ منطقِ فرهنگیِ انقلاب
🖊مهدی جمشیدی
۱. آقای سیدعباس صالحی که به عنوان وزیر پیشنهادی فرهنگ به مجلس معرفی شده است، دیروز در نطق خویش گفت جامعۀ ما تغییر کرده و از جمله در اثر دانشگاه، «طبقۀ متوسط» نیز گسترده شده که منتقد است و میخواهد با بیرون در ارتباط باشد و در مقابل، ما نمیتوانیم این طبقه را نادیده بگیریم. ایشان به سبک محافظهکارانۀ خویش، روشن نکرد که: طبقۀ متوسط، چه خصوصیاتی دارد و به چه اموری نقد دارد و در پی چیست؟ اینکه باید تحوّل اجتماعی را دید یعنی باید خواستههای طبقۀ متوسط را برتابید و به آنها گردن نهاد یا باید طریق دیگری را در پیش گرفت؟ این تحوّل اجتماعی که ایشان از آن سخن گفته، جهت درست دارد یا باید فعالانه با آن مواجه شد و تسلیم نشد؟ سخنان ایشان، در حد یک طرح مسألۀ بسیار کلّی و مبهم بود که مخاطب را در سردرگمی نسبت به موضع ایشان فرومیبرد؛ درحالیکه ایشان در معرض انتخابشدن است و باید باصراحت، مشخص کند که در مقام کارگزار عالی، چه تدبیری در دست دارد.
۲. «طبقۀ متوسط»، اصطلاحی است که بیش از هر چیز، معطوف به مرتبت اقتصادی است و به لایهای از جامعه اشاره دارد که در میانۀ فرادستان و فرودستان نشستهاند و نه غنی هستند و نه فقیر، اما کاربرد این تعبیر در ایران و در میان روشنفکران سکولار، بیشتر بر «سبک زندگیِ فرهنگی» دلالت دارد و حامل این امر است که طبقۀ متوسط در اینجا، مایل به ارزشهای فرهنگیِ غربی هستند و به درجات مختلف، از آن اثر پذیرفتهاند؛ یعنی کسانیکه هویّت بینابینی و یا بهطور کامل، تجدّدی دارند و به ارزشهای فرهنگیِ حاکمیّت، متعهد نیستند. در این روایت، نزاع اصلی در ایران که موجبات شکاف دولت و ملّت را فراهم کرده، میان همین لایۀ اجتماعی و حاکمیّت است و چون این لایۀ اجتماعی، تصمیم نهایی خویش را گرفته و دیگر، الگوها و سرمشقهای رسمی را برنمیتابد، حاکمیّت باید عقبنشینی کند و «تنوّع» و «تکثّر» را به رسمیّت بشناسد. بنابراین، اقدام حاکمیّت، همین است که قرائت رسمی از فرهنگ را کنار بگذارد و عرصۀ عمومی را به حال خویش رها کند و معیارها و قواعد فرهنگیِ رایج و رسمی را کمرنگ کند. واقعیّت فرهنگی در جامعۀ ایران، مسیر متفاوتی از خواست حاکمیّت را انتخاب کرده و حاکمیّت نیز، چارهای جز پذیرش ندارد و نباید مقاومت کند. کسانیکه میگویند باید طبقۀ متوسط را دید، مقصودشان از «دیدن»، همین «تغییر منطق فرهنگی» است؛ یعنی باید پذیرفت که بیش از این نمیتوان و باید در خودِ قواعد فرهنگی – از جمله اصل حجاب و حد حجاب – و نه در روش تحقّق اجتماعیشان، تجدیدنظر کرد.
۳. آقای صالحی، به طرح مسألۀ کلّی و مبهمش، وضوح و امتداد تجویزی نبخشید، چون میدانست که در موقعیّت رأیگیری از نمایندگان، باید به گفتارِ اینچنینی بسنده کرد و پیشتر نرفت و به جزئیّات مناقشهبرانگیز و عینیّات اختلافی، اشاره نکرد؛ بلکه حتی در کرسی وزارت فرهنگی نیز باید مسیر «تغییر منطقِ فرهنگی» را به صورت نامحسوس در پیش گرفت و زیرپوستی و پنهانی، به ارادۀ تجدّدیِ طبقۀ متوسط، رسمیّت داد. مقصود این جریان از «بهبودخواهیِ تدریجی»، همین است باید آرمانهای تجدّدی را در لفافه و گامبهگام به اجرا درآورد و حسّاسیّتها و مخالفتها را برانگیخته نکرد. این عبرتی است که جریان اصلاحات از تجربۀ دولتیاش در نیمۀ دوّم دهۀ هفتاد آموخت و در اثر آن، قدرت را باخت. اینک، این جریان، بیآنکه از «ارزشهای تجدّدی»، بریده باشد و رو به سوی مدینۀ فاضلۀ انقلاب اسلامی آورده باشد، تنها در «روشهای رادیکالِ» خویش، بازاندیشی کرده است. این سازوکار جدید، کسانی را میفریبد و دچار این توهم میکند که اصلاحطلبیِ سکولار، هدفهای خود را تغییر داده است. اصلاحطلبان، انقلابی یا ملایم نشدهاند، بلکه عاقل و زیرک شدهاند. آقای صالحی، اصلاحطلبِ شناسنامهای و سیاسی نیست، اما روشن است که از گذشتۀ فکریاش، بازگشته و همبازی اصلاحطلبان شده است. هر چند بازی او، حداکثری و حاد نیست، اما همین اندازه نیز برای اصلاحطلبان، غنیمت است و مقدّمهایست برای طرحهای فرهنگیِ بزرگتر در زمانهای که امکانهای سیاسی، مساعدتر باشند. اینان کارگزارانِ تغییر منطقِ فرهنگیِ حاکمیّت هستند؛ بناست ارزشهای انقلابی، با ارجاع به روایتی از جامعۀ ایران که طبقۀ متوسط را غالب و شورشی و گسسته از حاکمیّت، تصویر میکند، کمرنگ و رقیق بشوند. باید جامعۀ ایران، بحرانی و اضطراری و مشوّش معرفی شود تا بر اساس این فشار از پایین، شرایط سیاسی برای چانهزنی از بالا فراهم آید. احساس میکنند که کارآمدتر از لشکرکشی خیابانی و یا انتخابات، ارجاع به واقعیّت اجتماعیِ روزمرّه است که میتواند نظام را به انفعال و عقبنشینی وادار کند.
......
......