6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❓آیا ذکری برای برطرف شدن استرس و نگرانی زیاد وجود دارد؟!
📣 استاد محمدی شاهرودی
.....
....
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وضعیت فاجعهبار برق و گاز عراق
البته ایرانی جماعت معتقده چون تو عراق یه عدهای میتونن لندکروز سوار شن، از عراقیها بدبختتره و جمهوری اسلامی خونشو کرده تو شیشه
....
....
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لحظۀ هدفگیری کشتی SOUNION توسط یمنیها که بدون اجازه آقایان انصار الله به سوی اسرائیل در حرکت بود.
باور بفرمایید یمنی های دلاور با یک گوشی موبایل چنان کار رسانه ای میکنند که شبکه های تلویزیونی ما نمی توانند انجام بدهند.
....
....
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
♻️ زیباترین منظره جهان
.....
.....
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 رئیسجمهور و اعضای هیئت دولت برای تجدیدمیثاق با آرمانهای امام(ره) به حرم امام خمینی رفتند.
💠 تحلیل کوتاه.
خدا کنه آقای پزشکیان دوباره تو حرم امام متنی چیزی نخونه. چون دوباره خواهد گفت: امام خمینی ره. جالبه که این همه مدت کسی به ایشان نگفته این نوع ادبیات شایسته یک مسئول بلند پایه نیست. چون ایشان در چند ماه گذشته بارها با همین ادبیات در مورد بنیانگذار انقلاب حرف زده. منظور از واژه"ره" یعنی رحمه الله علیه. یعنی "ر" به معنی رحمت و "ه" به معنی حرف آخر کلمه علیه هست. این ادبیات مثل این است که بگوئیم پیامبر اسلام صاد یعنی بجای "ص" که یاد اور صلوات است بگوییم صاد. آیا این ادبیات شایسته پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم خواهد بود؟ برای خیلی ها سئواله که اگر جناب رئیس جمهور بگوید حضرت امام رحمت الله علیه چه اتفاقی می افتد؟ نمیداند معنی "ره" چیه؟
بهش نگفتن؟
کسر شانه؟
خلاصه حالا همینکه رفتن حرم امام خمینی رحمت الله علیه برای ما باعث افتخاره. و امیدواریم به آرمانهای امام تا پایان مسئولیتشان وفادار باشند. و ان شا الله من بعد؛ اسم امام رو درست بخونن😂
✍ عبدالله عاصی
.....
.....
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یادمان نمیرود که شهید رئیسی بدلیل فشارهای عجیب و غریب مجلس قالیباف در سه سال دولتش، پنج وزیر و معاون را تغییر داد اما دم نزد.
توجه کردید؟ ۵ نفر در سه سال!
و آقای قالیباف با افتخار از این موضوع یاد میکند...
.....
....
📸 پس لرزه های ادعای بزرگ پزشکیان / رهبری فقط رفع مانع کرده اند، همین!
➕ وظیفه ناتمام رئیس مجلس
.....
....
عزیزان فکر می کنند باید از اتفاقات روز رأی گیری برای کابینه پیشنهادی عبور کنیم!
به نظرم نباید براحتی عبور کرد. این فاجعه زشت و دروغ بستن به رهبری و فریب نمایندگان را نباید به راحتی فراموش کرد.
واقعاً چرا باید سطح تحلیل نمایندگان مجلس اینقدر ضعیف و پائین باشد که براحتی فریب بخورن؟
مردم عادی و توده ها در خیلی اوقات جلوتر از بزرگان و مسئولین هستند و مسائل را بهتر تحلیل می کنند.
گاهی اوقات طرف مسئول است؛ نماینده است؛ استاد دانشگاه یا حوزه است؛ عالم یا آیت الله یا پروفسور است اما تحلیل ندارد و پیرو دیگران است. صاحب نظر و صاحب تحلیل نیست بیشتر مقلد و پیرو است. این را ما بهش میگیم عوامی! عوام.
اما گاهی فرد یک کارگر ساده است؛ یک بازاری است؛ یک آدم عادی است و هیچ مسئولیتی هم ندارد اما صاحب تحلیل است و مسائل را خودش تحلیل می کند این جزو خواص است. حالا تحلیل غلط یا درست مسئله نیست؛ اینکه شخص تحلیل داشته باشد فکر کند و پیرو و مقلد نباشد.
ما باید کاری کنیم که آحاد جامعه اهل تحلیل باشند. خودشون مسائل را تحلیل و نتیجه گیری کنند.
#مدرسی_یان
......
......
🔻شهید لاجوردی و خطر منافقان انقلاب -۲
بازطراحیِ مشروطۀ سکولار در متن انقلاب
🖊مهدی جمشیدی
۳. لاجوردی در وصیّتنامۀ خویش مینویسد: «به همان اندازه، بلکه صدچندان که به امام قاطع و سازشناپذيرم عشق میورزم، نسبت به سازشکاران و مدافعانِ عملیِ ضدانقلاب - اگر در لفظ و اعتقاد هم مخالف باشند - نفرت دارم. بيم آن دارم حوادث مشروطه، مجدداً تکرار شود.» شاید برجستهترین خصوصیّت انسان انقلابی این باشد که «قاطع» و «سازشناپذیر» است؛ یعنی در برابر اقتضاها و تحمیلهای زمانه، تسلیم نمیشود و برای «ماندن»، از «هویّتِ» خویش نمیکاهد. به تعبیر آیتالله خامنهای، برای ما مهم است که «چرا بمانیم و چگونه بمانیم»؛ در این سخن، اصالت با ماندن نیست و نباید به هر قیمتی، ماندن را برگزید و نباید ارزشها را به حاشیه سوق داد. نظام منهای انقلاب، یعنی صورت منهای سیرت، یعنی ساخت حقوقی منهای ساخت حقیقی، یعنی سکولاریسم پنهان، یعنی پوچ و پوک و تهی شدن. نظام جمهوری اسلامی بدون منطق و مبنای انقلابی، یعنی انقلاب، یک لحظۀ تاریخی بوده و سپری شده و اکنون باید محافظهکارانه، در پی حفظ قدرت بود و بس. آنان که منفعل و وادادهاند - و به تعبیر آیتالله خامنهای، حاکمانی که همچون «شاهسلطانحسین» هستند – انقلاب را یکشبه میفروشند و جام زهر تعارف میکنند تا کمی بیشتر در قدرت بمانند. در تجربههای متعدّد دهۀ شصت، مشاهده کردیم که بسیاری از کارگزاران نظام، عقبنشینی و انفعال را توصیه کردند و این امام خمینی بود که مصمّم و جزمی ایستاد و استقامت ورزید. آنان که با «استقامت» بیگانهاند، بهزودی پا پس میکِشند و به رنگ غیرانقلابیِ زمانه درمیآیند و اسیر فشارها و فضاها میشوند. چنین است که باید از تکرار تجربۀ مشروطه در انقلاب هراسید؛ روزی که انقلاب به دست «روشنفکران» بیفتد، مشروطۀ سکولار به راه خواهد افتاد. و مگر چنین نشد و در دهۀ هفتاد، روشنفکرانِ سکولار در مسندِ قدرت ننشستند و از انقلاب به اصلاح و از سرمایۀ انقلابی به سرمایۀ اجتماعی و از اسلام به دموکراسی عبور نکردند؟! تعبیر آیتالله خامنهای از تحوّلات دهۀ هفتاد به عنوان «واگراییهای دهۀ هفتاد»، پردهای از وقایع مشروطه را نشان میدهد که به شکلی دیگر در اکنونِ ما تکرار شد. خطر مشروطۀ سکولار، همچنان در میان است و جریان روشنفکریِ سکولار، جانِ تازه گرفته و در لایههای مختلف قدرت، حضور و حیات دارد و گاه با فتنهانگیزی خیابانی و گاه با فریبکاری انتخاباتی و گاه با روایتپردازی رسانهای، نفسهای انقلاب را به شماره میافکند.
۴. لاجوردی ادامه میدهد: «چون عاشق نظام بودهام، از آن ترس داشتم که افشای چهرۀ سازشکاران، لطمهای ناچيز به نظام وارد آورد.» مسأله این است که اصحاب استحاله و نفاق و سازش، در قدرت رسمی به سر میبرند و خود را به نظام، گره زدهاند. دراینحال، هزینههای روشنگری، متوجّه نظام نیز خواهد شد و بر این اساس لاجوردی از سخن صریح و بیپرده میگریزد و استخوان در گلو و خار در چشم، با کنایه و اشاره مینویسد و میگوید. این شرایط، اکنون حادتر و شدیدتر شده است؛ چراکه بسیاری از نیروهای سیاسیِ سکولار، سالیان سال در قدرت بودهاند و حیثیّت و اعتبار نظام را به خود پیوند دادهاند و به این دلیل، واکنش صریح را دشوار کردهاند. نظام، هزینۀ اینان را میدهد و در، همچنان بر همان پاشنهای میچرخد که لاجوردی احساس کرده بود. بنا بود که لیبرالها به درون قدرت راه نیابند و عرصۀ رسمی، ملاکها و معیارهای جدّی داشته باشد، اما سادهنگریهای و تساهلها، وضع را دچار قفلشدگی و انسداد کرده است. البته همیشه، مصلحت در نگفتن یا صریح نگفتن نیست و اگر جبهه و جریانِ منسجم و همافزایی در میان باشد، میتوان با کمترین هزینه، روشنگری کرد، اما افسوس که چنین نیست.
۵. لاجوردی با دوراندیشی مینویسد: «مبادا سختیهای حرکت و فشارهای بينالمللی موجب شود تعادلی را که شعار نه شرقی و نه غربی، تا حدودی ايجاد کرده، به هم بزنند.» از جمله واگراییهایی دهۀ هفتاد، یکی همین بود که به عنوان تنشزدایی و گفتگوی تمدّنها و آشتی با جهان، سیاست انقلابی از دستورکار خارج شد و از سیاست خارجی، انقلابزدایی صورت گرفت. معیشت مردم در این برهه، به سیاست خارجی گره زده شد و اینطور القا شد که دشواری معیشت، ناشی از آرمانگراییِ انقلابی است و اگر به خصومت و معارضه با جهان ادامه بدهیم، چالشها ادامه خواهند داشت. هر دولتی که از راه رسید، به صد زبان و بیان این تحلیل غلط را به افکار عمومی خوراند و در ذهنها جاگیر کرد. ازاینرو، جامعۀ کنونی، تحریماندیش است و گمان میکند انقلاب، بیمنطق و لجباز و ماجراجو است.
.....
.....