رقص مردان در سیزده به در روی خروجی خبرگزاریهای فارس و تسنیم و میزان و ایرنا ...
خدا قوت به نهادهای انقلابی!!
یه قلیونم اون گوشه هستش تو همه عکسها
چه اصراری داشتن از هم کپی کنن و همه یه عکس بزنن
....
....
۱. فلسفهی وجودی رهبر در جامعهی اسلامی، همین است که هدایت، یک نقطهی مرکزی داشته باشد و پراکندگیها و تکثرها، در این نقطه به وحدت و همبستگی تبدیل شوند. رهبر الهی - که ولیفقیه، یکی از مصادیق آن است - در آنجا بیشتر خود را نمایان میسازد که در جامعه، تکثرهای عرضی و بازدارنده پدید آمدهاند و اختلافات به سوی تنش اجتماعی و فتنهی داخلی پیش میرود. در اینجاست که او به مسألهی مناقشهانگیز، پاسخ نهایی و قطعی میدهد.
۲. منتقدانی که سوگیری پیشینی و بدبینانه دارند، جبههی اصیل انقلاب را متهم به فشار و چانهزنی و تحمیل خواست خود میکنند، درحالیکه انقلابی بااصالت، اهل تمکین و تبعیت در برابر رهبر است. دربارهی چالشی که پیرامون حجاب شکل گرفته است، چنانچه نظر رهبری این باشد که باید سکوت و مدارا کرد و حکم الهی را به تعویق انداخت، کمترین تردیدی روا نمیداریم. اما سخن بر سر این است که آیا رهبری، چنین نظری دارد یا روایتها و تفسیرهای دلخواهانه، اینگونه قضاوت میکنند؟!
۳. ناگفته نماند که کسانی تلاش میکنند با ساختن شرایط نامساعد و موقعیتهای امتناعی، رهبری را از عرصهی حقیقت به سوی عرصهی مصلحت سوق بدهند تا در نهایت، نظر خودشان غالب و حاکم شود. در واقع، اینان برای تحقق خواست خودشان، زمینهسازی و تولید شرایط میکنند تا امکان برای سیاست مبتنی بر حقیقت، زدوده شود. با زیرکی، موقعیت امتناع میآفرینند و آنگاه میگویند چارهای در میان نیست و باید مصلحت را بر حقیقت ترجیح داد. رهبری نیز نمیتواند اقتضاهای قهری موقعیتها را نادیده بگیرد و مستقل از شرایط، عمل کند. به انقباضی که خودشان ایجاد کردهاند، ارجاع میدهند و عقبنشینی و انفعال را توجیه میکنند.
۴. البته ریشهی این وضعیت، به دو عامل بازمیگردد: یکی حضور دگراندیشان و التقاطیها در درون حاکمیت که اعتقادی به تمامیت و جامعیت اسلام ندارند و به این دلیل، مطالبات رهبری را در تعلیق نگاه میدارند؛ و دیگری، سکوت و انفعال خواص و نخبگان انقلابی که هزینههای موضعگیری و بازدارندگی را بر روی رهبری متمرکز میکنند. حالآنکه اگر قدرت سیاسی، یکدست و یکپارچه بود و حقیقت نیز به گفتمان اجتماعی تبدیل شده بود، پانهادن رهبری به عرصههای اختلافی فتنهخیز، ضرورت نداشت.
....
....
13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ دو کلمه حرف حساب.
🔹آفرین بر این شجاعت؛ استدلال و استحکام در سخن. اگر اکثر ائمه محترم جمعه (بیش از ۱۰۰۰ امام جمعه در سطح کشور) اینگونه روان؛ با بصیرت؛ با صراحت و استدلالهای انقلابی سخن بگویند. و به موقع این سخنان رسانه ای شود؛ شکل گیری فتنه در کشور علیرغم تلاش شبانه روزی دشمن؛ باذن الله عقیم خواهد ماند.👆👆
....
....
🟢🟣مرضی بنام مخالف!
که البته فقط تو ایران رشد میکنه😔
تحریم که شدیم تحلیل کردند که:به خاطر دشمنی تان با آمریکا است.
اما وقتی امریکا از برجام خارج شد: نوشتند :به خاطر حمله شما به سفارت عربستان بود!
از آب انتظار مزه نداریم
رییسی بدون برجام، تحریم رابی اثرکرد،گفتند: پولش رو که نمیتونید بیارید چه فایده!
پولها که آزاد شد، گفتند: همه رو دادید فلسطین!
به همت دانشمندان جوانمان واکسن ساختیم. توییت زدند که :آب مقطره.
واکسن را با پیگیری آقای رئیسی وارد کردیم، نوشتند: چینیه به درد نمیخوره!
باعربستان جنگ دیپلماتیک داشتیم، فریادزدند: دیپلماسی بلد نیستید.
با عربستان ارتباط برقرار کردیم، ناگهان گفتند: چی شد از شعارهای انقلاب عقب نشینی کردید؟!
هیاتها رونق گرفت، نوشتند: عزا بسه مردم نیاز به شادی دارند.
جشن شادی چند کیلومتری غدیر برگزار شد، گفتند: امارات ماهواره فرستاده هوا شما ایستگاه صلواتی می زنید.
ماهواره فرستادیم هوا، ناجوانمردانه گفتند: وقتی مردم تو اجاره خونه ماندهاند، ماهواره چه فایده داره
با چین قرارداد ساخت مسکن و با روسیه قرارداد همکاری بلند مدت نوشتیم، تحلیل نوشتند:کشور رو فروختید به چین و روسیه.
روسیه اسلحه از ما خرید: گفتند در جنگ اوکراین دخالت کردید!
اعلام بی طرفی کردیم: گفتند از اسرائیل ترسیدید؟
اسرائیل رو بزنیم: میگن مقصر مائیم همش دنبال جنگیم و اختلاف در منطقه و چوب کردیم لانه زنبور به ما چه!!!
نزنیم میگن: دیدی ترسیدن و جرات ندارن.
بر مرده دلان پند مده، خویش میازار
زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست
هرگز با آدم وقیح جدل نکن
خسته نشدید از این همه نشخواری خودتحقیری ؟!!
مهر بر قلوبی که تو قرآن اومده و گروه مرجفون یعنی همین اینها!!!
یعنی برخی انگار خودشون ایرانی نمیدونن
....
....
🔴 فاتحه کبیره چیست؟
یکی از علمای شیعه به نام شیخ مهدی فقیهی جهت استخاره و رفع گرفتاری نزد آیت الله بهجت می رود.
آیت الله بهجت به ایشان می فرماید: چرا فاتحه کبیره نمی خوانید؟ هرکس برای میتی اینگونه فاتحه بخواند هر رفع گرفتاری از خودش می شود و هم گنجی است برای میت.
شیخ مهدی فقیهی می پرسد: فاتحه کبیره چیست؟
آیت الله بهجت می فرماید :
سوره حمد یک مرتبه
سوره های(توحید، کافرون، ناس و فلق) هر کدام یک مرتبه
سوره قدر هفت مرتبه
آیت الکرسی سه مرتبه
🌹شیخ مهدی فقیهی می گوید:
به روستای خودمان رفتم و بر سر قبر پدر و مادرم فاتحه کبیره را خواندم و به قم بازگشتم. شب عمه ام خواب پدر و مادرم را میبیند که خمره ای از طلا و جواهرات در مقابل شان است.
عمه ام از من پرسید:چه خیراتی برای پدر و مادرت فرستادی؟
گفتم: فاتحه کبیره را خواندم.
مشخص شد روزی که من فاتحه ی کبیره را برای پدر و مادرم خواندم، رحمت واسعه ای از طرف خداوند شامل حالشان شده است.
در ضمن به برکت خواندن فاتحه کبیره، گشایشی نیز در زندگی ام مشاهده کردم
هشدار: فروپاشی قریب الوقوع سیستم درمان و بیمه
با افزایش نرخ ارز، پزشکان، نرخ خدمات و درآمدهای خود را با کمک ساختار انحصاری و تا حدودی آلوده نظام پزشکی و تخلفات عدیده، افزایش میدهند.
تبعات این کار، کاهش تقاضای درمان و ورشکستگی بیمه ها و به تبع آن بیمارستانها، مراکز درمانی و داروخانهها خواهد بود.
در درون کادر درمان نیز اختلاف فاحش بین درآمدهای پزشکان با سایرین، کم فروشی پرستاران و دزدی برخی از اموال بیمارستان ها را در پی خواهد داشت.
همه این تبعات ناهنجار، ناشی از افزایش نادرست و غیرمتناسب نرخ ارز در کنار وجود سیستم تعارض منافع در نظام درمان و بیمه کشور (فقدان نظارت دقیق) است.
....
....
قابل توجه اونهایی که در خیابانها در ماه رمضان حرمت ماه خدا را شکستند و علنا روزهخواری کردند و اغلب در ایام حج و اربعین، به ظاهر نگران فقرا میشند، خوب است بدانند:
مردمی که یک ماه روزهدار بودند بیش از ۶۰۰ میلیارد تومان فطریه پرداخت کردند تا به دست فقرا و نیازمندان برسد.
آنهایی که روزه خوردند، بفرمایند چقدر به فقرا کمک کردند؟!
#حسین_دارابی
....
....
🔻خداقوت به همسنگران انقلابیام/۱از۲
🔹همین دو، سه ماه پیش بود که در پاسخ به اینکه "چه باید کرد؟" تلاش کردم در جمع معتکفین بگویم شما اشتباه میکنید در چنین شرایطی به دنبال اقدام و پروژهای خیلی خاص، خیلی فکر شده، خیلی ویژه و خیلی مهم میگردید. اصلیترین ماموریت، نه حتی "احیای امر انقلابی" که "توسعه امکان امر انقلابی" است. تلاش کردم بگویم شما باید کاری کنید که "همه" کاری کنند نه اینکه "فقط خودتان" کاری کنید! به عبارت بهتر باید "سوژه انقلابی"، کانون تلاش شما باشد؛ شاید یعنی همین "هسته سخت". گفتم مهم نیست حتی چه میکنید؛ مهم این است که کاری کنید! اینجا
🔹امروز فضا تا حدی تغییر کرده و این تغییر شاید بیش از همه مرهون دو نماینده گرانقدر انقلابی یعنی حمید رسایی و امیرحسین ثابتی است. همانها که خیلیها تلاش کردند نباشند و در خیلی لیستها جایی نداشتند. اینها همان پاجوشها هستند؛ علیه تکبر چنارها. دلمشغولیِ اقتصاد در مواجهه با وزیر و دلمشغولیِ فرهنگ در مواجهه با آنان که جز امروز و فردا کردن، چیزی در آستین ندارند، دو محور اصلی این تلاشها بود. تجمع حجاب هم اگر چه شاید هیچیک به عنوان یک راهکار مطلوبش نمیدانستیم، در نهایت کمک کرد؛ کمک به مرگ بیتفاوت بودن! کمک به "توسعه امکان امر انقلابی". جمع شد؛ اما حتی با جمع شدنش هم کمک کرد.
🔹و اکنون؛ اکنون اینها به ذهنم میرسد:
🔸یکم.
- چهرههای جریان انقلابی؛ یعنی همانها که خط مقدماند و همانها که برخی آببهآسیبریزها به خاطر دعوای دو روزه سیاسیشان ازشان طالبان ساختند را ارج نهیم و ویترین انقلابی را تکمیل و پُررنگ کنیم. زبان تکریم داشتههامان را داشته باشیم.
- انگارهای که این ویترین به ذهن متبادر میکند مهم است؛ مصمم، متعهد، دلسوز، دارای راهحل، مردمی، انقلابی، عمیق، در صحنه و... . نگذارید نیروی انتظامی یا رقبای سیاسی انگارهای دیگر بسازند.
🔸دوم.
- در کنار تداوم همین کنشگریها با هدف "توسعه امکان امر انقلابی"، باید بتوان کورسوهای امید و ادبیاتی برای عبور ساخت. هم در برآوردی کلان، نحوی از بازسازی گفتمانی ضرورت دارد و هم در سطح خُرد باید بتوان در مسائل مهم کشور راهحلی امیدآفرین دست و پا کرد. به این ترتیب وارد فضای "احیای امر انقلابی" خواهیم شد.
- در سطح کلان، هویت این جریان، جایگاهش در منظومه انقلاب اسلامی و در نسبت با آرمانهای اصیل انقلاب خمینی، رسالت، هدف و دلمشغولیاش یعنی اینکه به دنبال چیست، نسبتش با مردم و روش انقلابیاش اهمیت دارد. "روایت" که رهبرانقلاب به اهمیتش اشاره داشتند، در سطح کلانش(کلانروایت) با همین تلاشها شکل میگیرد. باید بگوییم کیستیم، کجا ایستادهایم و کدام سو باید برویم. چهرههای فکری، حلقههای فکری و مطالعاتی همه و همه میتوانند کمک کند. شاید بتوان حتی کتاب هم معرفی کرد و حولاش جریان شکل داد.
- نسبت به تمامی آنچه میکوشد اصل این گفتمان را با انگهایی دمدستی کنار بزند، باید حساس بود. مثلا گاه بهگونهای فاصله با رهبری را القا میکنند که انگار آنها که برای برجام دست و جیغ و هورا میکردند، مطابق طرح آیتالله خامنهای میاندیشند! آتشبهاختیاری و مجتهد بودن و نه کدمحور بودن، لازمهاش تکثر درونی است؛ لازمهاش امکان خطاست. خطای آنها در کدهای نامعتبرشان است و خطای اینها لازمه امر اجتهادی. و البته انفعال همیشه خطای کمتری دارد! سیدحسن نصرالله هم که باشی یک جا مثلا در مورد مُرسی ممکن است، تحلیلات متفاوت از آب در بیاید؛ چه اشکالی دارد؟چه کسی میتواند انکار کند که سیدحسنی؟ آتش به اختیاری اصلا یعنی همین؛ یعنی آنقدر حضور و کنشگریات مهم است که به خطاهای احتمالیات هم میارزد. خردهگیران، تمجید رهبری از رشد جریان دانشجویی را نمیبینند؛ تمایز در یک تحلیل آن هم در یک ضلع جریان انقلابی را اما بدجوری میبینند؛ چون ولایتمداریشان سیاستزده است. دعوت رهبری به روحیه انتقادی را نمیبینند؛ اما یک ملاحظه در مورد نقد را بدجوری میبینند تا وفاق تا تئوریزه کنند؛ و وفاق یعنی بیعملی، یعنی سکوت، یعنی انفعال، یعنی ای وای دو قطبی نشود، یعنی بگذار روند هنجاری تختهگاز به سمت پرتگاه برود تا بعدا در آرامش فکری بکنیم؛ یعنی نورمالیزاسیون؛ سقوط در سکوت! کشتی را در ساحل تعمیر کردن نه تنها هنر نیست که اصلا چون این کشتی به ساحلآمدنی نیست، چنین تعمیری هم توهم است. باید بگویی در دریا چه کنیم. اگر تشیع در تمامیتش نسبتمند با شریعت و مخطئه است، جریان انقلابی هم جریانی است نسبتمند با رهبری و در تلاش مداوم برای تحکیم این نسبتمندی؛ جریانی است که پویایی، نوبهنو شدن و رشد، در ذات انقلابی و ضدمحافظهکارانهاش جریان دارد.
ادامه دارد...
....
....
🔻خداقوت به همسنگران انقلابیام/۱از۲
🔹همین دو، سه ماه پیش بود که در پاسخ به اینکه "چه باید کرد؟" تلاش کردم در جمع معتکفین بگویم شما اشتباه میکنید در چنین شرایطی به دنبال اقدام و پروژهای خیلی خاص، خیلی فکر شده، خیلی ویژه و خیلی مهم میگردید. اصلیترین ماموریت، نه حتی "احیای امر انقلابی" که "توسعه امکان امر انقلابی" است. تلاش کردم بگویم شما باید کاری کنید که "همه" کاری کنند نه اینکه "فقط خودتان" کاری کنید! به عبارت بهتر باید "سوژه انقلابی"، کانون تلاش شما باشد؛ شاید یعنی همین "هسته سخت". گفتم مهم نیست حتی چه میکنید؛ مهم این است که کاری کنید! اینجا
🔹امروز فضا تا حدی تغییر کرده و این تغییر شاید بیش از همه مرهون دو نماینده گرانقدر انقلابی یعنی حمید رسایی و امیرحسین ثابتی است. همانها که خیلیها تلاش کردند نباشند و در خیلی لیستها جایی نداشتند. اینها همان پاجوشها هستند؛ علیه تکبر چنارها. دلمشغولیِ اقتصاد در مواجهه با وزیر و دلمشغولیِ فرهنگ در مواجهه با آنان که جز امروز و فردا کردن، چیزی در آستین ندارند، دو محور اصلی این تلاشها بود. تجمع حجاب هم اگر چه شاید هیچیک به عنوان یک راهکار مطلوبش نمیدانستیم، در نهایت کمک کرد؛ کمک به مرگ بیتفاوت بودن! کمک به "توسعه امکان امر انقلابی". جمع شد؛ اما حتی با جمع شدنش هم کمک کرد.
🔹و اکنون؛ اکنون اینها به ذهنم میرسد:
🔸یکم.
- چهرههای جریان انقلابی؛ یعنی همانها که خط مقدماند و همانها که برخی آببهآسیبریزها به خاطر دعوای دو روزه سیاسیشان ازشان طالبان ساختند را ارج نهیم و ویترین انقلابی را تکمیل و پُررنگ کنیم. زبان تکریم داشتههامان را داشته باشیم.
- انگارهای که این ویترین به ذهن متبادر میکند مهم است؛ مصمم، متعهد، دلسوز، دارای راهحل، مردمی، انقلابی، عمیق، در صحنه و... . نگذارید نیروی انتظامی یا رقبای سیاسی انگارهای دیگر بسازند.
🔸دوم.
- در کنار تداوم همین کنشگریها با هدف "توسعه امکان امر انقلابی"، باید بتوان کورسوهای امید و ادبیاتی برای عبور ساخت. هم در برآوردی کلان، نحوی از بازسازی گفتمانی ضرورت دارد و هم در سطح خُرد باید بتوان در مسائل مهم کشور راهحلی امیدآفرین دست و پا کرد. به این ترتیب وارد فضای "احیای امر انقلابی" خواهیم شد.
- در سطح کلان، هویت این جریان، جایگاهش در منظومه انقلاب اسلامی و در نسبت با آرمانهای اصیل انقلاب خمینی، رسالت، هدف و دلمشغولیاش یعنی اینکه به دنبال چیست، نسبتش با مردم و روش انقلابیاش اهمیت دارد. "روایت" که رهبرانقلاب به اهمیتش اشاره داشتند، در سطح کلانش(کلانروایت) با همین تلاشها شکل میگیرد. باید بگوییم کیستیم، کجا ایستادهایم و کدام سو باید برویم. چهرههای فکری، حلقههای فکری و مطالعاتی همه و همه میتوانند کمک کند. شاید بتوان حتی کتاب هم معرفی کرد و حولاش جریان شکل داد.
- نسبت به تمامی آنچه میکوشد اصل این گفتمان را با انگهایی دمدستی کنار بزند، باید حساس بود. مثلا گاه بهگونهای فاصله با رهبری را القا میکنند که انگار آنها که برای برجام دست و جیغ و هورا میکردند، مطابق طرح آیتالله خامنهای میاندیشند! آتشبهاختیاری و مجتهد بودن و نه کدمحور بودن، لازمهاش تکثر درونی است؛ لازمهاش امکان خطاست. خطای آنها در کدهای نامعتبرشان است و خطای اینها لازمه امر اجتهادی. و البته انفعال همیشه خطای کمتری دارد! سیدحسن نصرالله هم که باشی یک جا مثلا در مورد مُرسی ممکن است، تحلیلات متفاوت از آب در بیاید؛ چه اشکالی دارد؟چه کسی میتواند انکار کند که سیدحسنی؟ آتش به اختیاری اصلا یعنی همین؛ یعنی آنقدر حضور و کنشگریات مهم است که به خطاهای احتمالیات هم میارزد. خردهگیران، تمجید رهبری از رشد جریان دانشجویی را نمیبینند؛ تمایز در یک تحلیل آن هم در یک ضلع جریان انقلابی را اما بدجوری میبینند؛ چون ولایتمداریشان سیاستزده است. دعوت رهبری به روحیه انتقادی را نمیبینند؛ اما یک ملاحظه در مورد نقد را بدجوری میبینند تا وفاق تا تئوریزه کنند؛ و وفاق یعنی بیعملی، یعنی سکوت، یعنی انفعال، یعنی ای وای دو قطبی نشود، یعنی بگذار روند هنجاری تختهگاز به سمت پرتگاه برود تا بعدا در آرامش فکری بکنیم؛ یعنی نورمالیزاسیون؛ سقوط در سکوت! کشتی را در ساحل تعمیر کردن نه تنها هنر نیست که اصلا چون این کشتی به ساحلآمدنی نیست، چنین تعمیری هم توهم است. باید بگویی در دریا چه کنیم. اگر تشیع در تمامیتش نسبتمند با شریعت و مخطئه است، جریان انقلابی هم جریانی است نسبتمند با رهبری و در تلاش مداوم برای تحکیم این نسبتمندی؛ جریانی است که پویایی، نوبهنو شدن و رشد، در ذات انقلابی و ضدمحافظهکارانهاش جریان دارد.
ادامه دارد...
محمد مهدی تهرانی
....
....