eitaa logo
کانال خبر و تحلیل
659 دنبال‌کننده
19.7هزار عکس
22.3هزار ویدیو
174 فایل
شهید حاج قاسم سلیمانی: «والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت بخیری رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی(رهبر معظم انقلاب)است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد. در قیامت خواهیم دید مهمترین محور محاسبه این است.»
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘 لبخندستان تری و زلی😂 انصافا" خیلی هنرمندانه دوبله کرده😂 .... ....
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍 آخرین تحلیل از مذاکرات. .... ....
رئیس قوه قضائیه وارد همدان شد رئیس قوه قضائیه صبح امروز در بدو ورود به استان همدان که با استقبال آیت‌الله شعبانی نماینده ولی فقیه در استان، دکتر حمید ملانوری‌شمسی استاندار همدان و دکتر محمدی رئیس کل دادگستری استان همراه بود ضمن ابراز خرسندی از حضور در این استان با قدمت و فرهنگ غنی، بر عزم دستگاه قضا برای ارتقاء عملکرد و رفع موانع و مشکلات موجود در استان همدان، تاکید کرد. 🔻 حجت‌الاسلام والمسلمین اژه ای اظهار امیدواری کرد که در این سفر به همه حوزه‌های مربوط به قوه قضائیه اعم از دادگستری و سازمان‌های وابسته، بازرسی کل کشور، سازمان ثبت، پزشکی قانونی، اداره کل زندان‌ها و غیره ضمن سرکشی به آنها، به مسائلی که قوه می تواند در جهت ارتقا و رفع موانع کمک کند، اقدام نمایند. ✅ بازدید و سرکشی رئیس قوه قضائیه از پتروشیمی هگمتانه رئیس قوه قضاییه بر نقش پررنگ پتروشیمی هگمتانه در تولید ملی، تاکید کرد و گفت: این واحد تولیدی در تأمین نیازهای نظام سلامت کشور، جایگاه مهمی دارد بنابراین اجازه نخواهیم داد تولید در این کارخانه متوقف شود. 🔻وی در دیدار با کارکنان پتروشیمی هگمتانه، به پیگیری مطالبات آنان و نظارت دقیق قوه قضائیه بر اجرای قراردادهای حمایتی اشاره داشت و افزود: تمام تلاش خود را به کار خواهیم گرفت تا چرخ تولید هیچ کارخانه‌ای متوقف نگردد و معیشت کارکنان و کارگران تهدید نشود. .... ....
🔻عبرت بگیریم! ✍ سپهر خلجی، رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت سیزدهم لطفا به گزاره‌های زیر دقت کنید: 🔹آیا با مذاکره برای حل و فصل مسائل موافقید؟ بله. آیا حمایت و پشتیبانی همه جانبه از مذاکره‌کنندگان کشور ضروری است؟ بله. آیا احساس می‌کنید مذاکره با آمریکا باعث حل مشکلات اقتصادی کشور می‌شود؟ خیر. 🔹تاریخ مذاکرات ایران و آمریکا در ادوار مختلف حل مشکلات اقتصادی از طریق مذاکره را تایید نمی‌کند بلکه آنچه باعث القاء حس گشایش می‌شود «تصویرسازی از مذاکره با آمریکا» به‌عنوان تنها راه نجات اقتصاد و کاهش فشارها به کشور است، یعنی یک اثر مقطعی و موقت برپایه نظامات روانشناسانه. 🔹تجربه‌ها را به خدمت بگیریم؛ آیا مذاکرات پرتکرار و سطح بالای دهه ۹۰ باعث حل مشکلات اقتصادی شد؟ خیر. آیا مذاکرات مکرر و پیوسته در دولت شهید رییسی با طرفهای آمریکایی در نهایت به نتیجه نهایی منجر شد؟ خیر. 🔹پس چرا در برهه‌هایی بازنمایی مذاکرات با القاء حل مشکلات اقتصادی همراه است؟ چون ما در واقع با «تصویری از مذاکره» به جای «واقعیت و حقیقت مذاکره» مواجهیم. همان چیزی که در علوم ارتباطات از آن تحت عنوان «حادواقعیت» یا «شبه‌واقعیت» یاد می‌شود. چه عاملی باعث این تصویرسازی در افکار عمومی می‌شود؟ رسانه. 🔹کافی است به تصویری که در این چند ماه بویژه در روزهای اخیر از تأثیرات مذاکره با آمریکا صورت‌بندی شده دقت کنیم. هراس‌افکنی با نزدیک دانستن خطر جنگ ویرانگر، امید‌آفرینی با برجسته‌سازی کاهش نرخ بازار ارز و طلا در صورت توافق و رؤیافروشی با تولید محتوا در خصوص سرمایه‌گذاری هزارمیلیارد دلاری آمریکا تنها بخشی از تلاشها برای تصویرسازی است. 🔹همراه کردن این تحولات با پالس‌های به ظاهر مثبت مقامات آمریکایی به‌واقع نه ایجاد کننده گشایش اقتصادی که «نشانه‌هایی نگران‌کننده از شرطی‌ شدن ساختار تصمیم‌گیری و رفتار بازیگران اقتصادی» در موضوع مذاکره است. 🔹مرور آنچه به صورت هدفمند از سوی بخشی از جریان رسانه‌ای کشور با کمک جریان بیرونی در حال رقم خوردن است به وضوح نشان می‌دهد این گزاره در حال القا است که صرفاً آغاز گفت‌وگوها کافی است تا مسیر اقتصاد تغییر کند؛ یعنی حتی پیش از دستیابی به توافق یا رفع تحریم‌ها. بزرگ‌نمایی ریزش لحظه‌ای قیمت دلار، تتر و طلا و سیگنال‌سازی از مذاکرات از تاکتیکهای بکار رفته در این شرایط است. 🔹این تصویرسازی البته روی دیگری هم دارد که همچون لبه دیگر این قیچی عمل می‌کند؛ هراس‌افکنی نسبت به بروز شوک معکوس در صورت شکست مذاکرات! یعنی اقتصادی که لحظاتی قبل از آغاز مذاکرات با فرض موفقیت، قیمت‌ها را تنظیم می‌کند، حالا در صورت شکست یا تعویق گفت‌وگوها، مستعد شوک‌های شدیدتر می‌شود. 🔹این شرطی‌سازی به غایت بحران‌زا و شکننده است و همین اتفاق را در دهه ۹۰ به روشنی تجربه کردیم. البته برای اثربخش کردن و عمق دادن به این نظریه و تکمیل فرایند تصویرسازی مثبت از مذاکرات دو حرکت دیگر هم نیاز است. 🔹اول؛ القای گره‌خوردگی کامل ثبات اقتصادی به روابط با آمریکا و تقلیل و به حاشیه راندن سایر الزامات اصلاح ساختاری مانند اصلاحات ارزی، مالیاتی، تجاری و فضای کسب و کار. و دیگری؛ تشویق جامعه و بازارها به پیش‌خور کردن نتایج توافق پیش از تحقق واقعی آن. یعنی تلاش می‌شود انتظارات جامعه نسبت به اثر فوری و قطعی مذاکرات تقویت شود به گونه‌ای که این ضریب‌دهی در صورت توقف یا شکست مذاکرات همراه با شوک بزرگ به بازارها خواهد بود. 🔹همزمان البته جریان رسانه به صورت هدفمند در حال بازتولید محتوا حول ادعای وجود نااطمینانی‌های مزمن در اقتصاد ایران نیز هست تا اینگونه بازنمایی شود که نوسانات لحظه‌ای بازار به‌ویژه ارز و طلا، نوعی بی‌ثباتی بنیادین در اقتصاد است که در آن هرگونه تغییر یا حتی شایعه‌ای درباره مذاکرات، می‌تواند اقتصاد را از تعادل خارج کند؛ نتیجه اینکه همه تصمیمات کلان و خرد اقتصادی معطل اخبار سیاست خارجی و روند مذاکرات خواهد ماند. 🔹در این شرایط لایه‌هایی از ادراک عمومی به‌گونه‌ای درگیر خواهد شد که افکار عمومی به این نتیجه برسد حل مشکلات اقتصادی صرفاً با آغاز مذاکره و بدون نیاز به مدیریت داخلی صورت خواهد گرفت، دلار نقش همه‌جانبه به عنوان شاخص‌ تعیین‌کننده در سیاست و اقتصاد کشور دارد و این گزاره جا بیفتند که بدون توافق با آمریکا، ثبات اقتصادی به هیچ عنوان مقدور نخواهد بود. 🔹این معادله روانشناختی با افکار عمومی به صورت دوره‌ای در حال بازتولید است. یعنی فشار به دستگاه محاسباتی برای پذیرش توافق با هر شرایط. یعنی دو گانه‌ای که یکطرف آن می‌شود پذیرش هر نوع شرایط ممکن و یکطرف دیگر آن می‌شود ترس از بهم ریختن مجدد بازار. آیا عبرت می‌گیریم؟ خیر.
‏قائم پناه معاون اجرایی رئیس جمهور می گوید :مذاکرات به صورت برد برد با حفظ منافع ایران در اسرع وقت به پایان خواهد رسید و گشایش زیادی برای فعالان اقتصادی باز خواهد شد ‏عباس عبدی و خیلی ها معتقد بودند روحانی توقعات را از برجام خیلی بالا برد ‏تعابیری مانند:آفتاب برجام، گلابی های برجام، لغو بالمره همه تحریم ها... و خودش را بیچاره کرد.ناکامی ها را هم به"عده ای" در داخل آدرس می داد.هم در رفع تحریم ناکام بود هم انسجام داخلی را برای فرار از پاسخگویی به هم می ریخت. ‏ظاهرا دوباره وارد همان جاده می شویم عدد هزار میلیارد دلار سرمایه گذاری آمریکا که روزنامه اعتماد گفت برساخته ذهن برخی دولتی ها در داخل بود نه تعامل بیرون و اکنون قائم پناه نوید نسیه و... ‏دولت را ذیل سیل توقعات بیچاره نکنید. عبدالله گنجی .... ....
🌀 معنای واقعی حذف یارانه پنهان انرژی 🔻معنای واقعی حذف یارانه پنهان انرژی گران کردن انرژی و ادعای توزیع عادلانه عواید آن است! ⁉️وقتی بپرسیم چرا می‌خواهید انرژی را گران کنید، می‌گویند: (۱)انرژی ارزان است، (۲) مردم آن را هدر می‌دهند و (۳) مصرف انرژی توسط افراد عادلانه نیست. 🔹۱-ارزانی انرژی: برای اینکه اثبات کنند انرژی ارزان است یا سراغ قیمت در سایر کشورها می‌روند و مقایسه غیرمنطقی بین قیمت دو کشور می‌کنند و یا غیرمنطقی تر قیمت یک بطری آب و بنزین را مقایسه می‌کنند. 🔹 ۲- پرمصرفی مردم: برای اینکه بگویند مردم زیاد مصرف می‌کنند، کلی شاخص نامربوط ارائه می‌دهند، در حالی که بیش از ۷۵ درصد انرژی در تولید مصرف می‌شود و حتی در مصرف خانگی هم مردم ما خیلی پرمصرف نیستند. 🔹 ۳-بهرهمندی ناعادلانه: برای اینکه بگویند بهره‌مندی از انرژی عادلانه نیست، از این ادعای نامربوط استفاده می‌کنند که یک نفر ۴ ماشین دارد و دیگری ماشین ندارد؛ در حالی که کسی که ماشین هم ندارد از خدمات آن استفاده می‌کند و وقتی انرژی گران شود باید هزینه بیشتری برای حمل و نقل بدهد ! 🔻 مخدوش بودن همه این ادعاها را در مقاله ارزیابی عدالت در سیاست حذف یارانه پنهان اثبات کردم. https://eitaa.com/eqmoq2/3108 🔻در بین استدلال های مطرح شده، پناه بردن به عدالت از همه استدلال‌ها نخ‌نماتر و ساده‌لوحانه تر است، در مقاله نشان دادم که هرچند سهم دهک فقیر از انرژی ۵درصد است و سهم دهک ثروتمند ۱۵ درصد، ولی انرژی مصرفی ۱۵ درصد مخارج طبقه فقیر و ۵ درصد مخارج طبقه ثروتمند را تشکیل می دهد، یعنی اگر انرژی گران شود فشار بیشتری به طبقه فقیر می‌آید، گذشته از آنکه طبقه ثروتمند با گران کردن کالاها و خدمات تولیدی اش نه تنها این ۵ درصد هزینه اضافی را جبران می‌کند بلکه عایدی اش از محل تورم حاصل از افزایش قیمت انرژی بالا می‌رود. گذشته از آن ۷۵درصد انرژی در بخش تولید مصرف می‌شود و عملا همه از منافع آن بهره‌مند می‌شوند، و اگر مصرف انرژی در تولید بالاست بیشتر به خاطر فرسودگی صنایع و ناتوانی مالی برای کاهش مصرف انرژی است. در این مسیر افزایش قیمت انرژی باعث کاهش مصرف انرژی در تولید نشده و نمی‌شود، نتیجه فقط افزایش قیمت کالاها و خدمات تولیدی و تورم است و در نتیجه وضعیت عدالت بدتر می‌شود. ✍️ .... ....
🌿ا﷽ا🌿 📛 شایعه ☝️ اولین تصویر از دیدار مستقیم عراقچی و ویتکاف نماینده ترامپ توسط یک رسانه نزدیک به ترامپ 📌 پاسخ به شایعه 👇 ❌تصویر فوق جعلی است. ✅ تصویر مربوط به مصاحبه آقای عراقچی با اسکای نیوز است. .... ....
📣 اجتماع بزرگ مردمی | مسجد مقدس جمکران .... ....
📚حکایت و داستان خواندنی ضرب‌المثل باج سبیل دادنباج سبیل دادن در زمانی استفاده می‌شود که شخصی می‌خواهد با زور و قلدری از کسی پول بگیرد. در این شرایط می‌گویند فلانی باج سبیل گرفته است. در زمان‌های قدیم و در عهد سامانیان ریش و سبیل مردان بسیار بلند بود و این را نشانه ای مردانگی می‌دانستند. به همین دلیل وقتی می‌خواستند مردی را مجازات کنند ریش و سبیل او را می‌تراشیدند و وقتی می‌خواستند زنی را مجازات کنند گیسوان او را می‌بریدند. با این حال در این دوران ریش به اندازه سبیل ارزش و اعتبار نداشت. 🔻اما کم کم سبیل داشتن از رونق افتاد و ریش‌های بلند و انبوه جای آن را گرفتند. یکی از نکته‌های مهم تاریخی در این باب، مخالفت شاه عباس صفوی با ریش گذاشتن بود. ریش در زمان شاه عباس بازارش کساد شد و به اعتبار سبیل اضافه شد. وی در آغاز سلطنت خود به همه مردان ایرانی دستور داد باید ریش‌های خود را بتراشند؛ اما گذاشتن سبیل آزاد بود و خود شاه عباس هم سبیل‌های بلندی داشت. شاه عباس سبیل را نوعی آرایش صورت می‌دانست و با توجه به بلندی و کوتاهی، به خدمتکاران خود بیشتر و کمتر حقوق می‌پرداخت. 🔻بنابراین درباریان با توجه به کیفیت و تناسب سبیل حقوق و مزایای بیشتری دریافت می‌کردند. این نوع اضافه حقوق و مزایا که به خاطر سبیل بود؛ کم کم در اصطلاح عامه به باج سبیل معروف شد. زیرا سبیل دارها به این مقدار پولی که بابت سبیل از شاه دریافت می‌کردند قانع نبودند و از کدخدایان و روستاییان و طبقات ضعیف جامعه پول و جنس و… به عنوان باج سبیل دریافت می‌کردند. .... ....
📚تشرف مرد صابونی خدمت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شخص عطّاری از اهل بصره می‌گوید: روزی در مغازه عطّاریم نشسته بودم که دو نفر برای خریدن سدر و کافور به دکّان من وارد شدند. وقتی به طرز صحبت کردن و چهره‌هایشان دقّت کردم، متوجّه شدم که اهل بصره و بلکه از مردم معمولی نیستند. به همین جهت از شهر و دیارشان پرسیدم، ولی جوابی ندادند. من اصرار می‌کردم، ولی جوابی نمی‌دادند. به هر حال من التماس نمودم، تا آنکه آنها را به رسول صلی الله علیه و آله و آل اطهار آن حضرت قسم دادم. 🔺مطلب که به این جا رسید، اظهار کردند: ما از ملازمان درگاه حضرت حجّت(عج) هستیم. یکی از جمع ما که در خدمت مولایمان بود، وفات کرده است، لذا حضرت ما را مأمور فرموده‌اند که سدر و کافورش را از تو بخریم. همین که این مطلب را شنیدم، دامان ایشان را رها نکردم و تضرّع و اصرار زیادی نمودم که مرا هم با خود ببرید. گفتند : این کار بسته به اجازه آن بزرگوار است و چون اجازه نفرموده‌اند، جرئت این جسارت را نداریم. گفتم : مرا به محضر حضرتش برسانید، بعد همان جا، طلب رخصت کنید. اگر اجازه فرمودند، شرفیاب می‌شوم وگرنه از همان جا برمی‌گردم. و در این صورت، همین که درخواست مرا اجابت کرده‌اید خدای تعالی به شما اجر و پاداش خواهد داد. 🔺بالاخره وقتی تضرّع و اصرار را از حد گذراندم، به حال من ترحّم نموده و منّت گذاشتند و قبول کردند. من هم با عجله تمام سدر و کافور را تحویل دادم و دکّان را بستم و با ایشان به راه افتادم، تا آنکه به ساحل دریا رسیدیم. آنها بدون این که لازم باشد به کشتی سوار شوند، بر روی آب راه افتادند، ولی من ایستادم. متوجّه من شدند و گفتند: نترس، خدا را به حقّ حضرت حجّت(عج) قسم بده که تو را حفظ کند. بسم اللّه بگو و روانه شو. این جمله را که شنیدم، خدای متعال را به حقّ حضرت حجّت ـ ارواحنا فداه ـ قسم دادم و بر روی آب مانند زمین خشک به دنبالشان به راه افتادم تا آن که به وسط دریا رسیدیم. 🔺ناگاه ابرها به هم پیوستند و باران شروع به باریدن کرد. اتّفاقاً من در وقت خروج از بصره، صابونی پخته و آن را برای خشک شدن در آفتاب، بر پشت بام گذاشته بودم. وقتی باران را دیدم، به یاد صابون‌ها افتادم و خاطرم پریشان شد. به محض این خطور ذهنی، پاهایم در آب فرو رفت، لذا مجبور به شنا کردن شدم تا خود را از غرق شدن، حفظ کنم، ولی با همه این احوال از همراهان دور می‌ماندم. آنها وقتی متوجّه من شدند و مرا به آن حالت دیدند، برگشتند و دست مرا گرفتند و از آب بیرون کشیدند و گفتند: از آن خطور ذهنی که به فکرت رسید، توبه کن و مجدّداً خدای تعالی را به حضرت حجّت(عج) قسم بده. 🔺من هم توبه کردم و دوباره خدا را به حقّ حضرت حجّت(عج) قسم دادم و بر روی آب راهی شدم. بالاخره به ساحل دریا رسیدیم و از آنجا هم به طرف مقصد، مسیر را ادامه دادیم. مقداری که رفتیم در دامنه بیابان، چادری به چشم می‌خورد که نور آن، فضا را روشن نموده بود. همراهان گفتند: تمام مقصود، در این خیمه است. و با آنها تا نزدیک چادر رفتم و همان جا توقّف کردیم. یک نفر از ایشان برای اجازه گرفتن وارد شد و درباره آوردن من با حضرت صحبت کرد. به طوری که سخن مولایم را شنیدم، ولی ایشان را چون داخل چادر بودند، نمی‌دیدم. 🔺حضرت فرمودند: «او را به جای خود برگردانید؛ زیرا او مردی است صابونی». این جمله حضرت، اشاره به خطور ذهنی من در مورد صابون بود، یعنی هنوز دل را از وابستگی‌های دنیوی خالی نکرده است. تا محبّت محبوب واقعی را در آن جای دهد و شایستگی همنشینی با دوستان خدا را ندارد... 📚 العبقری الحسان جلد ۲ ص ۱۳۴ .... ....