19.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♻️ هیلاری کلینتون: زنان باید بچههای زیاد به دنیا بیاورند
🔹 زنان ما باید به وظیفه اصلیشان برگردند و بچههای زیادی به دنیا بیاورند، یکی از دلایلی که اقتصاد ما بسیار بهتر بود.
🔹حضور تعداد زیادی از مهاجران بود، چه قانونی و چه غیرقانونی، که بیشترین تولید مثل را داشتند.
✍️ غربیها در حال چنین نسخههایی را برای خودشان میپیچند که آن را برای جوامع اسلامی سمّ مهلک معرفی میکنند.
....
....
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 آقایونی که می گفتن نمیتونن قانون #حجاب رو عملی کنن، یه تکونی به خودتون بدید بد نیست...
....
....
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘 غول برره از دست مسعود
عصبی شده 😂
احمد ایراندوست: که در ایام ماضی خودش رو پاره میکرد برای اصلاحات حالا میگه : خدا رحمت کنه آقا رییسی رو
اینجاست که باید گفت حاج آقا هارداسان😳
....
....
🌀اقبال شهید رئیسی به اقتصاد اسلامی
🔻شهید رئیسی از معدود رئیس جمهورهایی بود که به محققان اقتصاد اسلامی اقبال کرد، جلسهای حضوری با آنها گرفت و برخی از آنها را بصورت محدود به کارگرفت؛ اگر این اقبال کامل میبود،و مثلاً دکتر داودی را به ریاست بانک مرکزی میگماشت و طرفداران #شوکدرمانی را کنار می زد، قاعدتاً اتفاقات بهتری رقم میخورد و معجزه اقتصادی مهار تورم ۱۳۷۴ در ۱۴۰۲ به دست امثال دکتر شرافت و داودی (بشنوید)رقم میخورد(بشنوید)؛ ولی دغدغه ایشان نسبت به معیشت مردم و پرکاری ایشان ستودنی بود، اینکه نتیجه برخی از مجاهدتهای ایشان در سفره محرومین ننشست را باید نتیجه غلبه گفتمان اقتصادی عاریتی شوکدرمانی و بازار گرایی افراطی در کشور دانست که سالها است بر اقتصاد ایران چمبره زده است و یکی از مصادیق بارز #نفوذ_اقتصادی است، گفتمان مهندسانی که میخواهند برای همه چیز بازار درست کنند و مشکلات اقتصادی را تنها با سیاست های کور قیمتی حل کنند!
🔹به نظر میرسد شهید رئیسی این اواخر به این نتیجه رسیده بود که برخی سیاستهای اقتصادی از جمله حذف ارز ترجیحی چندان هم مناسب نبود، شاید هم به این نتیجه رسیده بود که بسیاری از مشکلات کشور را باید با اصلاح نظام بانکی و مقابله با نقش مخرب برخی بانکهای خصوصی حل کرد، و شاید همین التفات برای برخی سنگین بود.
🔹یادش گرامی،هنوز #حسرت رسانهای شدن جلسهای که محققان اقتصاد اسلامی در ماه رمضان ۱۴۰۱ خدمت ایشان داشتند به دلم مانده است (اینجا)، کاش میشد فیلم آن جلسه منتشر شود، البته پیشنهادات آن جلسه در کتابی (اینجا) تقدیمشان شد.
✍️توکلی
....
....
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟡 میگن نیروگاههایی که آقای رئیسی ساخت چی شدن؟
چرا دوباره برق داره قطع میشه؟
🟢 پاسخ رو از آقای منصوری، معاون اجرایی دولت شهید رئیسی
....
....
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 خاطره رئیس مجلس از دوران ابتدایی شهید رئیسی: شهید رئیسی از کلاس سوم تا ششم، جزء سیام قرآن را حفظ کرد تا بتواند هزینه شهریه مدرسه را بپردازد
🇮🇷الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِلوَلــیِّڪَاَلْفــَرَجْ🇮🇷
....
....
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢رهبر انقلاب: شهید رئیسی دل خاشع و ذاکر، زبان صادق و صریح و عمل خستگیناپذیر و دائم داشت. ۱۴۰۴/۲/۳۰
🇮🇷الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِلوَلــیِّڪَاَلْفــَرَجْ🇮🇷
....
....
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢رهبر انقلاب: شهید رئیسی خود را از مردم برتر نمیدانست خود را در ردیف مردم، مثل مردم و حتی کوچکتر از مردم میدانست. ۱۴۰۴/۲/۳۰
🇮🇷الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِلوَلــیِّڪَاَلْفــَرَجْ🇮🇷
....
....
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢رهبر انقلاب: شهید رئیسی در اولین مصاحبه با صراحت گفت با آمریکا مذاکره مستقیم نمیکنیم/ البته در دوره شهید رئیسی مذاکرات غیر مستقیم بود ولی بدون نتیجه/ حالا هم گمان نمیکنیم به نتیجه برسد و نمیدانیم چه خواهد شد
🔹🔸رهبر انقلاب در مراسم بزرگداشت شهید رئیسی و شهدای پرواز اردیبهشت:
♦️در اولین مصاحبه در ریاستجمهوری، اولین مصاحبه را کرد، خبرنگار از شهید رئیسی پرسید که شما آیا با آمریکا مذاکره میکنید؟ صریح گفت: «خیر»، گفت: «نه»، بدون هیچ ابهامی؛ و نکرد. اجازه نداد که دشمن بتواند بگوید که من با تهدید، با تطمیع، توانستم یا با حیله توانستم ایران را به پای میز مذاکره بکشانم؛ نگذاشت.
♦️اینکه اصرار بر مذاکره مستقیم میکنند طرفها، به خاطر این است. یک بخش عمدهاش این است؛ ایشان اجازه نداد. البته مذاکراتِ غیرمستقیم بود، زمان ایشان هم بود، مثل حالا که هست، البته بدون نتیجه. حالا هم گمان نمیکنیم به نتیجه برسد. نمیدانیم چه خواهد شد. ۱۴۰۴/۲/۳۰
🇮🇷الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِلوَلــیِّڪَاَلْفــَرَجْ🇮🇷
....
....
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢تذکر رهبر انقلاب به طرف آمریکایی در مذاکرات اخیر: سعی کنند یاوهگویی نکنند/اینکه بگویند به ایران اجازه غنیسازی نمیدهیم، غلط زیادی است؛ جمهوری اسلامی منتظر اجازه این و آن نیست/ به مردم خواهم گفت دلیل تکیه اینها روی غنیسازی چیست
🔹🔸رهبر انقلاب در مراسم بزرگداشت شهید رئیسی و شهدای پرواز اردیبهشت:
♦️صحبت مذاکرات شد، من یک تذکری به طرف مقابل بدهم.
♦️طرف آمریکایی که در این مذاکراتِ غیرمستقیم وارد صحبت میشوند، گفتگو میکنند، سعی کنند یاوهگویی نکنند.
♦️اینکه بگویند ما به ایران اجازهی غنیسازی نمیدهیم، این غلط زیادی است. کسی منتظر اجازهی این و آن نیست. جمهوری اسلامی سیاستی دارد، روشی دارد، سیاست خودش را تعقیب میکند.
♦️البته در یک مناسبت دیگری به ملت ایران توضیح خواهم داد که علت اینکه اینها روی غنیسازی تکیه میکنند چیست، چرا اینقدر طرفهای غربی و آمریکایی و دیگران اصرار دارند که باید در ایران غنیسازی نباشد. اینها را انشاءالله در یک مناسبت دیگری باز میکنم برای ملت ایران که بدانند طرف، نیتش چیست. ۱۴۰۴/۲/۳۰
🇮🇷الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِلوَلــیِّڪَاَلْفــَرَجْ🇮🇷
....
....
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به اقرار مسئولان دولت روحانی، #شهید_رئیسی یک ایران در آستانه قحطی و بحران اقتصادی با تورم سهرقمی را تحویل گرفت...
✳ وقتی #رئیسی به داد #عباس_معروفی رسید...
رویکرد سیدابراهیم رئیسی در قبال جریانات فرهنگی، ناشران کتاب، رسانهها و آثار روشنفکران سؤالی است که در چند ماه گذشته به اندازه پررنگشدن نامش برای ریاست قوه قضاییه، پررنگ شده است.
خاطرات عباس معروفی با ابراهیم رئیسی بهعنوان دادستان تهران شاید برای خیلی از اهالی فرهنگ و رسانه تکراری باشد، اما با توجه به شایعات اینروزها خواندنی است.
عباس معروفی، نویسنده مشهور مقیم آلمان و مدیر مجله ادبی «گردون» است که در نخستین سالهای دهه ۷۰، توقیف آن بازتاب فراوانی در محافل داخلی و خارجی داشت.
برای امانتداری بخشی از گفتوگوی او با نشریه «الفبا» در شرح ماجرای دیدارش با سیدابراهیم رئیسی را برایتان میآورم:
🔹روز ۱۹ آذر ۱۳۷۰ بازجویم حکم توقیف موقت گردون را به دستم داد. از آنجا مستقیم به اداره مطبوعات ارشاد رفتم و آقای مدیرکل گفت کاری از دستش ساخته نیست. بعد به شرکت تعاونی مطبوعات رفتم و برای اولین بار با محسن سازگارا مدیرعامل شرکت تعاونی مطبوعات آشنا شدم. او آنروز خیلی با من حرف زد و گفت باید تلاش کنیم تا این حکم را بشکنیم. از یکسو او میدوید، از سویی حمید مصدق و از سوی دیگر خودم.
یکی از غمانگیزترین دورههای زندگیام همین ۱۸ماه تعطیلی گردون بود که همه رفتوآمدها، تلفنها و ارتباطهایم قطع شد. یکباره احساس کردم چقدر تنها شدهام. نمیدانستم چه خاکی به سرم بریزم. تنها سیمین بهبهانی هر روز به من تلفن میزد و دلداریام میداد. نامهنگاری، ملاقات، دیدار و گفتوگو هیچکدام فایدهای نداشت تا اینکه قاضی پروندهام در دادستانی انقلاب حکم مرا اعلام کرد: «اعدام».
فروشکستم. حالا جز نگرانی از حکم اعدامی که قاضیام داده بود، وزارت ارشاد هم کنفیکون شده بود. خاتمی رفته بود. در همان زمان داشتم رمان «سال بلوا» را مینوشتم و این جمله جایی خودنمایی میکرد: «ما ملت انتظاریم!» و در انتظار سرنوشت گردون میسوختم. حکم اعدام را برداشتم و به طرف سازگارا راه افتادم. او به من خبر داد که روزهای سهشنبه حجتالاسلام رئیسی، دادستان انقلاب، بار عام دارد و قرار شد که من از ساعت ۶صبح سهشنبه آنجا باشم. این سهشنبه رفتنها، چندبار طول کشید و نوبت من نرسید، بار پنجم، ساعت۱۲ من توانستم آقای رئیسی را ببینم. در هر دیدار پنج نفر میتوانستند به ترتیب شماره، وارد اتاق دادستان انقلاب شوند. نفر اول که آخوند پیری بود، به دادستان جوان و خوشتیپ انقلاب گفت اگر اجازه داشته باشد، بماند و به عنوان آخرین نفر با او خصوصی حرف بزند اما رئیسی قبول نکرد. گفت: بفرمایید! خودم را معرفی کردم. رئیسی کمی نگاهم کرد، با لبخند گفت: «همون عباسِ معروفیِ معروف؟»
«بله همون کرکس شاهنشاهی! همون غول بیشاخ و دُم که هر روز کیهان مینویسه.»
«شما بمونید. نفر بعدی؟»
سه نفر بعدی هم مطلبشان را گفتند و رفتند. دادستان انقلاب گفت: «خب آقای معروفی، چه میکنید؟»
«رمان مینویسم، کتاب چاپ میکنم. هر کار بشه! چون دفترم بازه اما گردون رو توقیف کردن.»
«خب فکر میکنی چرا توقیف شده؟»
«همکاران شما از من میپرسن چه جوری و با چه پولی این مجله رنگارنگ را منتشر میکنم؟»
«این سؤال من هم هست.»
«مجله روی پای خودش ایستاده، ۲۲هزار تیراژ داره.»
«چند سالته؟»
«۳۳سال»
«این چیزهایی که درباره شما در روزنامهها مینویسن، من فکر کردم بالای ۶۰سال رو داری.»
آنوقت در کامپیوتر پروندهام را نگاه کرد و گفت: «عجیبه! خیلی عجیبه! لک توی پروندهات نیست.»
گفتم: «میدونم. من حتی سمپات کسی یا چیزی نبودهام.»
با حیرت خیرهام شد و با خنده پرسید: «حتی خانمبازی هم نکردهای!؟»
گفتم: «نه! من زن و سه تا دختر دارم.»
به پشتی صندلیاش تکیه داد با لبخند نگاهم کرد. یک لحظه فکر کردم عجب آخوند خوشسیما و خوشتیپی است. گفت: «پریشب در قم منزل یکی از علما بودم. قسمتی از کتاب «سمفونی مردگان» شما را خوندم. میخواستم ازش بگیرم، دیدم براش امضا کردی بهم نداد. دلم میخواد بخونمش.»
اتفاقاً نسخهای از چاپ سوم رمان در کیفم بود. گذاشتم روی میز. دست به جیب برد که پولش را بپردازد. گفتم: «قابلی نداره.» گفت: «نه این میز، میز خطرناکیه. میز قضا و قدر!» و خندید: «باید پولشو بپردازم، شما هم باید بگیری!» ۳۰۰تومان را روی میز گذاشت و گفت: «تعجب میکنم! چرا این قدر راجع به شما بد مینویسن؟ امکانش هست فوری همه گردونها را به من برسونید تا شخصاً مطالعه کنم و تصمیم بگیرم؟»
گفتم: «با کمال میل. فردا میارم.»
گفت: «نه! فردا دیره. همین حالا!» و تلفن روی میزش را طرف من گذاشت: «زنگ بزن بیارن فوری!» و خواست که ناهار بمانم. تشکر کردم، یک دوره گردون را دادم و خداحافظی کردم.
هفته بعد، پروندهام به دادگستری ارجاع و گردون تبرئه شد.
#شهابالدین_طباطبایی
#پس_از_توقیف_گردون
#روزنامه_شرق
شماره ۳۳۷۷، چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۷
صفحه یک.
....
....