🗒امام و لیبرالهای ایرانی:
داستانِ دیگریِ هویّتیِ انقلاب
مهدی جمشیدی
۱. امام خمینی در سالهای پایانی حیاتش، حسّاسیّت بسیار شدیدی نسبت به لیبرالها و چالشهای آنها و احتمال راهیابیشان به درون قدرت پیدا کرد. این چند فراز، میتواند گویای درستی ادعای یادشده باشد: «لیبرالها» را در مراکز نفوذ میدهند که شاید به مقاصد شوم خود برسند(صحیفۀ امام، ج۲۱، ص۸۶)؛ نباید برای رضایت «چند لیبرال خودفروخته»، در اظهارنظرها بهگونهای غلط عمل کنیم که حزبالله عزیز، احساس کند جمهوری اسلامی دارد از مواضع اصولیاش عدول میکند(صحیفۀ امام خمینی، ج۲۱: ۲۸۴)؛ ما هنوز هم چوب اعتماد خود را به «لیبرالها» میخوریم. تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست «لیبرالها» بیفتد(صحیفۀ امام، ج۲۱، ص۲۸۵_۲۸۶)؛ کسانیکه از «لیبرالها» دفاع میکنند، پیش ملّت راهی ندارند(صحیفۀ امام، ج۲۱، ص۳۲۶).البته باید اظهار شگفتی کرد که چرا در دهههای گذشته، این پاره از تفکّر امام خمینی، مغفول و مهجور واقع شده و نسبت امام خمینی با لیبرالیسم و لیبرالها، آنچنان که ضرورت اقتضا میکرده، بستر بحث و مطالعه نبوده است.
۲. حال باید تأمّل کرد که این دغدغه و نگرانیِ امام خمینی در دورۀ پس از ایشان، چه سرنوشتی را تجربه کرد. آنچهکه امام خمینی از وقوعش خوف داشت، رخ داد؛ لیبرالها توانستند نهفقط در عرصۀ عمومی جان تازه بیابند، بلکه حتی به سطوح تعیینکنندۀ قدرت دست بیابند. اینبار، مسأله مهدی بارزگان و نهضت آزادی نبود، بلکه همان کسانیکه بیشوکم در برابر این جریان فکری و سیاسی، موضعگیری کرده بودند و آن را برنمیتابیدند، خودشان به مصداقِ روزآمدِ تفکّر لیبرالی تبدیل شدند و بهاینترتیب، لیبرالیسم ایرانی، پوستاندازی عاملیّتی کرد. اینک دیگر حاجت به حضور بازرگان نبود، بلکه آنان که در دهۀ شصت، «چپهای مذهبی» و «مجمع عقلا» خوانده میشدند، لیبرالیسم سیاسی و لیبرالیسم اقتصادی را برگزیدند و راه ناتمامِ بازرگان را در پیش گرفتند. لیبرالیسم ایرانی، گاه از سوی بازرگان و نهضت آزادی بهصورت ضدّانقلابیگری و آمریکامداری و سازش جلوهگر میشود؛ و گاه از طرف هاشمیرفسنجانی و کارگزاران سازندگی در هندسۀ عملگرایی و فنسالاری و توسعهگرایی نمایان میگردد؛ و زمانی از سوی خاتمی و جبهۀ اصلاحات، جامۀ سکولاریسم و روشنفکری شبهدینی و دموکراسیِ لیبرال به تن میکند. اینان، دیگریهای ایدئولوژیکِ نظام هستند که از قضا، همگی در قدرت رسمی بودهاند و سیاستهای غلط خویش را یکی پس از دیگری به اجرا نهادهاند.
۳. امام خمینی به سیاست دینی، نگاه هویّتی و معنایی داشت، نه نگاه عملگرایانه و قدرتمآبانه. ازاینرو، معتقد نبود که ساختار سیاسی باید به هر بهایی تداوم یابد و باید برای استمرار آن، هر معامله و موازنهای را پذیرفت. سیاست او، دیپلماتیک به معنای تجدّدیاش نبود، بلکه سیاست انقلابی بود. در سیاست انقلابی، نباید به دیگریهای هویّتی، مجال حضور در قدرت سیاسی را داد و بهعنوان تکثّر و همبستگی و وفاق، انقلاب را سهمیهبندی و تکهتکه کرد و میان نیروها و جریانهای سیاسی متعارض، تقسیم کرد. انقلاب، یک حقیقت معناییِ واحد و یکپارچه است و باید کسانی زمام و عنان آن را به دست بگیرند که خلوص فکری نسبت به اصالتهای اسلامی و انقلابی دارند. همین تعبیر خلوص، از جمله تعابیری است که در ادبیّات امام خمینی به چشم میخورد و ایشان بر آن، اصرار وافر داشت، اما امروز، به یک دشنام سیاسی تبدیل شده و از انحصارگرایی حکایت میکند. این در حالی است که امام، تکثّر برونگفتمانی و بیضابطه و عملگرایانه را برنمیتابید و نمیخواست قدرت سیاسی، عرصۀ کنشگریِ دیگریهای هویّتی بشود. روشن است که در این حال، هم دایرۀ خودیها محدود میشود و هم دیگریها، معترض خواهند شد، اما این امر، تغییری در نظر ایشان ایجاد نکرد، بلکه برعکس، ایشان بر این باور بود که رویکرد سالهای آغازین انقلاب که بر چنین تکثّر و تنوّعی دلالت داشت، غلط بود. آری، امام معتقد به آزادی بیان و فکر بود و در پی بنانهادن استبداد دینی نبود، اما تکثّر و تنوّع را در عرصۀ عمومی میدید و نه در عرصۀ رسمی و حاکمیّتی. قدرت سیاسی، باید بر خلوص هویّتی مبتنی باشد، اما عرصۀ اجتماعیِ بیرون از آن، معرکۀ مواجهات انتقادی و چالشی میان هویّتها و رهیافتهاست. در ذهن امام، چنین تفکیکی وجود داشت و امام، حکم عرصۀ عمومی را به عرصۀ حاکمیّتی تعمیم نمیداد. آن حجم جدّی و تأمّلبرانگیز از حسّاسیّت امام خمینی نسبت به لیبرالها، در دورۀ پس از ایشان، به فراموشی سپرده شده و بهتدریج، خودیهای دیروز، غیرخودیهای امروز شدند و خطِ لیبرالیسم را در حاکمیّت رقم زدند. ازاینرو، جمهوری اسلامی از سوی کارگزارانش ضربه خورد؛ کسانیکه احساس میکردند دورۀ انقلابی به سر آمده و با رحلت امام، باید تجدیدنظر کرد.
....
....
27.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
*تلخ ، اما واقعی* بر همه لازم است که این کلیپ را منتشر کنند👆
🙋♂️🤞👌😞
حتما تا انتها گوش بدید
دکترا از ایران
و دکترا از آمریکا
....
....
مستندی که امروز ساعت ساعت ۱۹:۴۵ از شبکه سه پخش میشه واقعا ویژه است و شاید اولین کاری به این صورت باشه که در مورد آقا ساخته میشه و حیفه دیده نشه. اگر کار رو ندیده بودم، توصیه نمیکردم به دیده شدنش ...
صحبتهای مراجع و علما در مورد امام و آقا خصوصا مواردی که شاید کمتر دیده شده و برخی آرشیوی هستند، حتما میتونه جذاب و بصیرتافزا باشه.
ببینید ... مستند «روایت دیگر»
◾️@hamidkasiri_ir
◾️ @MASHOUF401
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 در حمله بی سابقه اوکراین به روسیه چه گذشت و کدام مراکز نظامی هدف قرار گرفتند؟
....
....
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 خشم مزدوران موساد در شبکههای فارسیزبان از عدم همراهی مردم و شکست پروژه غربی اعتصاب!
مجری برنامه خطاب به مردم: شما بیشرف هستید!
....
....
♻️ پاسخ رهبر انقلاب به درخواست خاتمی برای ملاقات در بیمارستان
🔰 حمید رسایی: بعد از دیدار آقای خاتمی با آقای شیخ حسین انصاریان که از وعاظ به نام کشورمان هستند، انتقاداتی مطرح شد تا اینکه آقای انصاریان خودشان در ویدیویی، نکاتی را در توجیه این دیدار بیان کردند. در باره مطالب ایشان، نکاتی را در پستی نوشتم، اینجا بخوانید:
eitaa.com/rasaee/20240
🔹از آنجا که مواضع و سیره رهبر معظم انقلاب برای آقای انصاریان مهم است و در این ویدئو هم به سیره رفتاری ایشان استناد کردهاند، بازخوانی پاسخ رهبر انقلاب (وقتی در بیمارستان بستری بودند) به درخواست ملاقات آقای خاتمی را ضروری میدانم.
🔹سال ۹۷ وقتی امام خامنهای برای عمل جراحی در بیمارستان بستری بودند و دوره نقاهت پس از عمل را طی میکردند، با طراحی یک جریان سیاسی و به منظور بیرون آمدن از بنبستی که خود را در آن گرفتار کرده بودند، یکی از وزرای دولت یازدهم مأمور میشود تا در فرصت دیدار و ملاقاتش با امام خامنهای، موضوع حضور خاتمی در بیمارستان و ملاقات با ایشان را مطرح کند.
🔹بر اساس آنچه این وزیر محترم نقل کرده، این درخواست از طرف وی مطرح شد اما پاسخی که از سوی رهبر انقلاب دریافت میشود این است که «ایشان (خاتمی) باقی بر فتنه و باغی بر نظام اسلامی است و شرط بازگشت، عمل به همان آیه کریمه الّا الذینَ تابُوا وَ أصلَحوا وَ بَیّنُوا است.» (آیه ۱۶۰ سوره بقره)
🔹این جمله امام خامنه ای حکایت از آن می کند که فتنه سال ۸۸ یک دعوای شخصی یا حزبی و سیاسی نبود بلکه کودتایی علیه نظام اسلامی بود که برخی واقعیت را در آن کتمان کردند و آنچه بیش از هر چیز برای نظام اسلامی اهمیت دارد، دفاع از حیثیت جمهوریت و آرای مردم به عنوان حق الناس است و تنها راه بازگشت کسانی که در حق جمهوریت نظام ظلم کرده اند، طی کردن همان مراحلی است که در آیه کریمه ۱۶۰ سوره بقره ذکر شده یعنی: توبه، جبران ضررهای وارده و بیان واقعیت.
🔹اما استناد رهبر معظم انقلاب به آیه کریمه ۱۵۹ و ۱۶۰ سوره بقره، حکایت از دقت عالمانه ایشان دارد. شأن نزول این آیات در خصوص چند تن از مسلمانان همچون "معاذ بن جبل" و"سعد بن معاذ" و "خارجة بن زيد" است که از دانشمندان يهودی در خصوص بخش هایی از تورات (كه با ظهور پيامبر اسلام ارتباط داشت) سئوال كردند، ولی آنان به جاى بيان حقيقت، آن را مخفى نگاه داشتند و آنگاه بود كه اين آيه شريفه نازل شد و خدای سبحان هشدار داد كه كتمان حقيقت، گناه بزرگى است و كيفرى سهمگين در پى دارد.
🔹برخى مفسرین نيز معتقدند كه این آيه شریفه، جهان شمول است و به همه كسانى كه حقايق را كتمان مىكنند، هشدار مىدهد و مسئوليت كتمان حق و راه جبران آن را گوشزد میکند که راه جبران این کتمان، توبه و اصلاح مفاسدى که بر اثر کتمان حقایق دین پدیدار شده و نیز بیان آن حقایق است.
🔹خاتمی و دو دوست دیگر او همانطور که مقام معظم رهبری به درخواست بی وجه برخی چهرههای سیاسی پاسخ دادند، به دلیل سوابقشان در حال حاضر مورد ملاطفت نظام اسلامی قرار گرفتهاند و الا حکم بغی کننده بر نظام اسلامی مشخص است. محتوای آیه شریفه، همان چیزی است که در طول سالهای بعد از فتنه ۸۸ بارها و بارها از سوی مقام معظم رهبری عنوان شده است.
🔹از جمله وقتی در نشستی صمیمانه و صریح با حدود هزار نفر از دانشجویان دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی یکی از دانشجویان در باره فتنه سال ۸۸ و عواقب آن سئوالی مطرح کرد، امام خامنه ای فرمودند: «در انتخابات سال ۸۸ آن كسانى كه فكر میكردند در انتخابات تقلب شده، چرا براى مواجهه با تقلب، اردوكشى خيابانى كردند؟ چرا اين را جواب نمیدهند؟ صد بار ما سؤال كرديم؛ نه در مجامع عمومى، نخير، به شكلى كه قابل جواب دادن بوده؛ اما جواب ندارند. خب، چرا عذرخواهى نمیكنند؟ در جلسات خصوصى میگويند ما اعتراف میكنيم كه تقلب اتفاق نيفتاده بود. خب، اگر تقلب اتفاق نيفتاده بود، چرا كشور را دچار اين ضايعات كرديد؟ چرا براى كشور هزينه درست كرديد؟ اگر خداى متعال به اين ملت كمک نمیكرد، گروههاى مردم به جان هم مىافتادند، میدانيد چه اتفاقى مىافتاد؟»
....
....
✳️ ریزهکاریهای شخصیت یک بزرگمرد - بخش اول
درباره سیره و حیات امام خمینی هم در زمان زندگی و هم پس از درگذشت او سخنها و مقالات و کتابها گفته و نوشته شده است و همچنان گفته و نوشته میشود و باز هم احساس میشود ناگفتههای فراوان بسیاری ناشنیده مانده است.
همه ما از شجاعت، از علم و فقاهت، از کیاست و هوشمندی، از سیاستمداری و بصیرت، از حیات اجتماعی و زیست فردی و خانوادگی امام داستانها شنیدهایم که گاه لذت بردهایم، گاه شگفتزده شدهایم یا عبرت گرفتهایم. اگر دسترسی ما به حضرات معصومین علیهمالسلام ناممکن یا دور است، امام خمینی و خامنهای به بهترین وجه توانستهاند «حجت» مسلمانی ما در دوران معاصر باشند و ما میتوانیم با مقایسههایی که گاه خیلی ساده، اما غمانگیز بهنظر میرسند، فاصله خود را با آنان بسنجیم و حسرت بخوریم یا تکانی به خودمان بدهیم تا بتوانیم بنده شایسته و درخوری برای خداوند متعال و شیعه خوبی برای حضرات معصومین علیهمالسلام و انسان باشیم.
در این مقال، به ذهنم رسید بهجای موارد و نکات مهم درباره علم و سیاست و کیاست امام که دیگران بهتر و کاملتر و عمیقتر در اینباره سخن گفتهاند یا خواهند گفت، به بعضی موارد بظاهر کوچک و کماهمیت در سیره امام اشاره کنم. چهبسا بسیاری از توفیقات بزرگ سیاسی و اجتماعی این بزرگمرد تاریخ معاصر ناشی و برخاسته از رعایت همین موارد کوچک باشد که شاکله شخصیت او را شکل داده است.
همسر امام گفته بود: امام حتی در اوج عصبانیت، هرگز بیاحترامی و اسائه ادب نمیکردند. همیشه در اتاق، جای بهتر را به من تعارف میکردند. تا من نمیآمدم سر سفره، خوردن غذا را شروع نمیکردند. به بچهها میگفتند صبر کنید تا خانم بیاید.
حاجآقا مجتبی تهرانی میگفت امام مشکلی با مجالس شوخی نداشت و خود ایشان هم در آن شرکت میکرد، اما یک شرط داشت: اسم کسی آورده نشود (غیبت نشود).
امام بسیار تمیز و آراسته بود و تأکید داشت عبا و قبا و لباسهایشان حتماً اتوزده باشد.
همین امام تمیز و آراسته و اتوکشیده، وقتی در راهِ رفتن به تدریس، زنی را دیده بود که در سرمای سخت قم با مشقت در کنار آب مشغول شستن لباس است و گاهگاه میکوشد دستهای یخزدهاش را با هاکردن گرم کند، کنار او نشست و تمام لباسهایش را شست و به او کاغذی داد که بیاید و از آن پس در منزل ایشان و با آب گرم لباسهایش را بشوید.
به عطر زدن و بوی خوش اهمیت زیاد میداد. یکبار گفتند: آقا! این عطر، زنانه است. گفته بود: چرا همه چیزهای خوب باید برای زنها باشد!
مطالعات امام منحصر به کتابهای فقهی و دینی نبود؛ امام حتی کتاب رمان و داستان هم میخواند. گفته میشود رمان «شوهر آهوخانم» را هم خوانده بود.
امام بسیار مبادی آداب اجتماعی بود. گفته میشود در نوفللوشاتو وقتی فهمیده بود ذبح قربانی ممنوع و فقط در کشتارگاهها مجاز است، اجازه نداده بود این کار انجام شود.
در همان نوفللوشاتو وقتی فهمیده بود فرانسویها از گل خیلی خوششان میآید، پیش از ترک آنجا و آمدن به ایران، برای همه همسایگان و اهالی این روستای کوچک، گل فرستاده بود.
امام در بهکاربردن واژهها و تعابیر هم دقتهای ریزی داشتند. چندین حکایت از این دقت و ریزبینی در کاربرد کلمات از ایشان نقل شده است. از جمله در پیام پس از شهادت یکی از بزرگان انقلاب که پیام خود را پس گرفتند و واژه «بشدت» را از عبارت «من این عمل را بشدت محکوم میکنم» حذف کردند و درحاشیه پیام نوشتند: «واژه "بشدت" بوی انتقام میدهد، در شأن ما نیست.» یا در پیامی به رزمندگان جبههها که نوشته بودند «من با همه توان به شما دعا میکنم» که بعد گفته بودند برگه را برگردانند و عبارت «با همه توان» را حذف کرده بودند و گفته بودند «شاید با همه توان دعا نکنم» و خاطره مشابهی که رهبر انقلاب از ایشان نقل میکنند که امام یک عبارت شفاهی خودشان را در دیدار بعدی با ایشان اصلاح کرده بودند.
دقتهای ریز، اما مهم در آداب سیاسی امام هم قابل تأمل است. هنگامی که فرانسوا میتران به آقای رجایی رئیسجمهور وقت کشورمان پیام تبریک فرستاده بود و وی با تندی به رئیسجمهور فرانسه جواب داده بود، امام بشدت برافروخته شد و خطاب به رئیسجمهور کشورمان گفت: «من تو عالم اسلام برای مسلمانها باید حرف بزنم، حرف میزنم. تو پست سیاسی قبول کردی، تو رئیسجمهور مملکتی؛ رئیسجمهور باید به عرف سیاسی عمل کند. در عرف سیاسی جواب میشنوی، اما حق توهین که نداری. اگر کسی به تو گفت تبریک عرض میکنم- هر کس بوده باشد - تو باید بگویی متشکرم. تمام. دوستت است اضافه میکنی براش، تعریف میکنی؛ نیست، متشکرم آقا.»
دژاکام
....
....
✳️ ریزهکاریهای شخصیت یک بزرگمرد - بخش دوم و آخر
امام نامه مهندس بازرگان به خودش را پاره کرد. چرا؟ نامه آقای نخستوزیر دو اشکال ظاهراً کوچک داشت: بدون «بسمالله» بود و بهجای «انقلاب اسلامی ایران» نوشته بود «انقلاب ایران». بعد هم گفت به ایشان بگویید انقلاب در ایران کار نکرد؛ اسلام کار کرد.
وقتی آقایان خامنهای و هاشمی برای ساخت مصلای تهران از ایشان اجازه گرفتند، امام تأکید کرد: «ضمناً سادگی مصلا باید یادآور "سادگی" محل عبادت مسلمانان صدر اسلام باشد و شدیداً از زرقوبرق ساختمانهای مساجد اسلام امریکایی جلوگیری شود.»
هنگامی که برخی افراد در مدرسه علوی از امام خواستند حضور خانمها برای دیدارهای روزانه مردمی با ایشان محدود یا حذف شود، امام فوراً مخالفت کرد و اظهار داشت: بار اصلی نهضت به دوش همین زنها بوده است.
در ترکیب سهنفره یکی از مهمترین هیئتهای سیاسی اعزامی خود بعد از انقلاب برای بردن پیام بسیار مهم به میخاییل گورباچف، یک بانوی فعال سیاسی را هم قرار داد: خانم مرضیه دباغ. این اقدام با واکنش برخی محافل مواجه شد.
با اینهمه، همین امام در رعایت احکام شرعی، بخصوص محرم و نامحرم بسیار جدی بود و در محیط خانوادگی هم اجازه نمیداد دخترها با پسرهای نامحرم بازی کنند.
یکی از بارزترین و مهمترین نکات ذکرشده از زندگی امام، نظم بسیار دقیق ایشان است تا جایی که گفتهاند شرطههای نجف، ساعتشان را با زمان رفتوآمد امام به حرم علوی تنظیم میکردهاند. آقای سیدحمید روحانی دراینباره نوشته است: «ایشان هنگامی که میخواهد از جا بلند شود، همیشه دست چپ را به زمین میگذارد و از جا برمیخیزد! نیز وقتی که میخواهد برای تدریس بالای منبر برود، ابتدا پای چپ را بر روی پله منبر نهاده با مکثی کوتاه بالا میرود و هیچگاه عکس آن از ایشان دیده نشده است. هنگام وارد شدن به منزل، مدرسه و مسجد نیز همیشه ابتدا قدم راست را به داخل میگذارد. در خیابان، پیوسته همانند ماشین، از دست راست خیابان حرکت میکند و گامهای سنگین و نظامی برمیدارد! با سر و گردنی افراخته و راست و استوار راه میرود و از عبا سرکشیدن و سر پایین افکندن حتی در هنگام بارانباریدن (که بهطور طبیعی و ناخودآگاه سر به پایین خم میشود) خودداری میورزد. در موعد مقرر برای تدریس در محل درس حاضر میشود و از اینکه بیشتر وقتها شاگردها نامرتب و دیر و زود به درس میآیند و در امور زندگی بینظماند رنج میبرد.»
آقای شبیری زنجانی هم از یک دقت جالب امام یاد کرده است: «آقای خمینی ۱۸جمادیالثانی به دنیا آمده، ولی مشهور شده که ۲۰جمادیالثانی به دنیا آمده تا مصادف با ولادت حضرت زهرا«س» باشد. دیدم خود ایشان روی ۲۰جمادی خط زده و به خط خودش نوشته که در این جهات دقت شود.»
یک خبرنگار فرانسوی هم درباره غذاخوردن امام نوشت: «ناهار امام یک غذای ایرانی به اسم آبگوشت بود و این همان غذایی بود که در آنروز دیگران هم از آن استفاده میکردند. آیتالله خمینی بر سر سفرهای که بغیر از او همسر، پسر، عروس و نوههایش هم بودند، نشست و بعد از بر زبان آوردن نام خدا، مقدار کمی غذا خورد. مدت ناهار خوردن او دقیقاً ۷دقیقه و ۴۰ثانیه بود و بعد بلافاصله به اتاق کارش رفت. من دو سال پیش، یکبار موفق شدم ناهار خوردن "پاپ" را هم به چشم ببینم. مجموعه غذاهایی که برای او تدارک دیده بودند بر روی میزی به طول ۱۲ متر و به عرض ۵ /۲ متر چیده شده بود. هیچ نوع غذای ایتالیایی نبود که بر روی این میز نباشد و آنوقت حضرت پاپ بر سر این میز بهتنهایی ناهار خود را میل کردند. مدت ناهار خوردن ایشان یک ساعت و ۵۰ دقیقه بود و بعد باقی غذای ایشان، آنطور که من فهمیدم، بهکلی معدوم شد.»
امام اهل شعر و شاعری هم بود و بخش مختصری از اشعار باقیمانده ایشان در یک مجلد منتشر شده است. این رباعی از جمله آنهاست:
در محفل دوستان، بجز یاد تو نیست
آزاده نباشد آنکه آزادِ تو نیست
شیرینلب و شیرینخط و شیرینگفتار
آن کیست که با اینهمه، فرهاد تو نیست؟
دژاکام
....
....
🌸🍃🌸🍃🌸🍃
📌صدقه دادن در زمان حیات
✍یکی از سرمایه داران مدینه وصیت
کرد که انبار خرمای او را پیامبر اسلام
صلی الله علیه و آله به بینوایان انفاق کند.
پس از مرگ او، رسول خدا تمام خرماها را
به فقرا داد، آن گاه یک عدد خرمای خشکیده و کم مغز برداشت و به مسلمانان فرمود:
سوگند به خدا که اگر خود این مرد، این یک دانه خرما را به بدبخت و گرسنه ای می داد، پاداش آن نزد پروردگار بیش از همه این انبار خرما بود که من به دست خود که پیامبر خدا هستم، به فقرا و بینوایان دادم.
📌لذا در یک حدیث دیگری پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید :
اگر مرد در زمان حیات خود یک درهم صدقه بدهد، بهتر از یکصد درهم صدقه در موقع مردنش است.
📚منبع : نمونه معارف اسلامی، ص ۴۱۹
جامع احادیث شیعه، ج ۸
....
....