eitaa logo
کانال خبر و تحلیل
657 دنبال‌کننده
19.6هزار عکس
22.2هزار ویدیو
174 فایل
شهید حاج قاسم سلیمانی: «والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت بخیری رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی(رهبر معظم انقلاب)است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد. در قیامت خواهیم دید مهمترین محور محاسبه این است.»
مشاهده در ایتا
دانلود
زمان: حجم: 4.7M
؛ چرا آتش بس را پذیرفتیم!؟ آیا سیاسیون صلحِ ناخواسته را به نیروهای مسلح تحمیل کردند!؟ دستاوردهای ما در نبرد چیست!؟ آیا باید نگران بود!؟ تحلیل دکتر صدیقی .... ....
/وزارت امور خارجه قطر: آمریکا درخواست آتش‌بس با ایران را داد‼️ 🔻وزیر امور خارجه قطر : 🔹 دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا پس از حمله موشکی ایران به پایگاه آمریکایی «العدید» در اطراف دوحه با تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر تماس گرفت و گفت‌وگو کرد. 🔹این واشنگتن بود که از قطر خواست با ایران تماس بگیرد و از میزان تمایل این کشور برای آتش‌بس مطلع شود. 🔹به گفته آل ثانی، دوحه سپس تماس‌های لازم را با طرف ایرانی برقرار کرد و در نتیجه توافق آتش‌بس حاصل شد. .... ....
یکی از بزرگ‌ترین برکات جنگ اخیر، انسجام اجتماعی‌ای بود که در جامعه ایرانی ایجاد شد. بی‌نظیر و پیش‌بینی‌ناپذیر ... .... ....
شاید تنها کسی که نگاه واقعی به مردم داشت، بود. بسیاری از ما (اعم از عوام و خواص) مردم را از دست رفته و در فاصله بسیار زیاد با نظام می‌دیدیم. همین مردمی که برای ایران و پای این پرچم همه دور هم جمع شدند. قدر بدانیم ... .... ....
دست نیروهای نظامی، انتظامی و بسیجی را برای این جنگ باید بوسید که با اتکای به ۱۰۰ درصد توان داخلی، مقابل جبهه کفر ایستادند. تمام ادوات و تجهیزات ما بومی بود و جلوی لبه تکنولوژی نظامی در دنیا کم نیاورد. دشمن هر چه داشت به کار گرفت اما ایران ایستاد، ضربه‌های محکم به دشمن زد و ان‌شاءالله با ترمیم و بازسازی سریع باز هم خواهد ایستاد ... .... ....
❗️ فقط برای عبرت از تاریخ 🔸نمایشنامه : جام زهر 🖌 نویسنده: حمیدرضا مهدوی ارفع 🔸 صحنه اول مکان : صفین، غرب عراق، نزدیک شهر رقه و در ساحل رود فرات که امروزه با نام روستای ابو هریره❗️ شناخته می‌شود. زمان: ماه صفر سال ۳۷ هجری ( سپاه امام با قدرت پیش رفته، عمروعاص از ترس و بیچارگی برای نجات جانش شلوارش را پایین کشیده و عورتش را نمایان کرده تا بتواند فرار کند. معاویه در خیمه مثل بید می لرزد و بی هدف تند تند، راه می رود. مالک اشتر در چند قدمی خیمه معاویه، چپ و راست شمشیر می زند) یزید بن هانی (پیک امام علی): مالک! علی می گوید برگرد! مالک: به امامم سلام برسان و بگو: آقا جان! الآن وقت برگشتن نیست. من در چند قدمی خیمه معاویه هستم. کارش تمام است. ابن هانی: مالک! برگرد، به تو می گویم برگرد! (مالک اشتر با ناراحتی و تعجب برمی گردد و در بین راه نگاهی خشم آلود به معاویه می اندازد. معاویه جلوی خیمه متکبرانه ایستاده و خنده معناداری به مالک اشتر می زند. عده ای از یاران علی، شمشیرها را بر فرق امام گذاشته اند تا از بازگشت مالک مطمئن بشوند. با پدیدار شدن قامت رعنای مالک از بین گرد و غبار میدان، جمعیت با هلهله و الله اکبر شادی خود را از آتش بس، ابراز می کنند.) 🔸صحنه دوم در طرف دیگری ۴_۵ نفر مثل مالک و سهل بن حنیف و سلیمان بن صُرد زانوی غم بغل گرفته اند.) مالک: ای بی عرضه ها! چرا نتوانستید این نادانها را توجیه کنید تا من خواسته علی را درباره معاویه اجرا و این غده سرطانی را ریشه کن کنم؟ سهل: همه ما مشغول جهاد تبیین بودیم. عمار را برای همین به شهادت رساندند. ولی مردم فریب نفوذی ها را خوردند و از ادامه جنگ سرباز زدند. سلیمان بن صُرد: گویا این جماعت، مسخ شده اند و فراموش کرده اند که آیه « عسی أن تکرهوا شیئاً و هو خیرً لکم »¹درباره جنگ نازل شده! عمروبن بدیل: حالا انشاءالله خیلی هم بد نشده بالاخره به هر دلیل علی خودش حکمیت را پذیرفته ما که نباید از امام مان جلو بزنیم. مالک ( در حالی که از عصبانیت به سمت عمرو هجوم می برد و توسط سهل بن حنیف مهار می شود با فریاد): نادان! علی حکمیت را قبول نکرد. شماها به او قبولاندید. ما قرار است یار او باشیم تا هرچه صلاح می داند انجام شود نه اینکه دیگران خواسته خودشان را بر او تحمیل کنند. سهل بن حنیف انصاری( با بغض): علی کسی نیست که زیر بار صلح تحمیلی برود ولی وقتی ببیند اکثریت بصیرت ندارند و خواص هم قصد شقه شقه کردن امت را دارند مجبور است وحدت در تصمیم اشتباه را بر تفرقه در تصمیم درست ترجیح بدهد. ( عمروبن بدیل غرغر کنان از جمع خارج می شود) سهل: خوشا به حال عمار که تا لحظه آخر جهاد تبیین کرد و با شهادت رفت تا این لحظات تلخ و دوران تلخ تر پس از آن را نبیند. مالک: بخداوندی خدا من فقط چند متر تا سرنگون کردن معاویه فاصله داشتم. کاش مُرده بودم و امروز را نمی دیدم. سلیمان بن صُرد: لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم 🔸صحنه سوم (کوفه، هنوز چند ساعتی از بازگشت لشکر نگذشته) مؤدب: یا امیرالمومنین! سرت سلامت سهل بن حنیف انصاری نتوانست غصه مظلومیت شما در ماجرای آتش بس صفین و قصه پرغصه حکمیت را تحمل کند و دقایقی پیش دق کرد و جان به جان آفرین تسلیم نمود. امام علی: من از این اتفاق اصلاً تعجب نمی‌کنم برعکس از شما متعجبم که چگونه این صحنه خیانت آلود را دیدید و هیچ متاثر نشدید در ماجرای غم انگیز حکمیت لو أحَبَٓنی جَبلً لَتَهافَت: اگر کوهی هم مرا دوست می داشت، متلاشی می شد سهل بن حنیف انصاری که جای خود دارد. خدا او را رحمت کند که راحت شد و إنٓا انشاءالله به لاحقون . 🔸صحنه چهارم (معاویه و حکومت بنی امیه تا ۹۱ سال پابرجا ماند،حکومت امام علی علیه السلام دچار ضعف و اختلافات داخلی شد.) معاویه: عمروعاص! از علی چه خبر؟ عمروعاص: دیگر کسی در عراق امر او را اطاعت نمی کند.فرقه خوارج را پنهانی تقویت کرده ایم تا اندیشه سکولاریسم و بی ارتباطی دین با سیاست را ترویج کنند. مشغول شناسایی کسی از متحجرین هستم تا قربة الی الله علی را بکشد. معاویه: پس فرصت خوبی برای حمله به عراق است. به تمام فرماندهان و سربازان بگو مال و ناموس اهل عراق حلال تان. بتازید و بهشت را بخرید. مالک: یا امیرالمومنین! لشکر شام، شهر به شهر غارت می‌کنند,آدم می‌کشند,ناموس مسلمانان را هتک می‌کنند و با غرور و دستی پر از غنائم برمی‌گردند، چه امر می‌فرمایید؟ امیرالمومنین: مالک جان! رهبری که حرفش پذیرفته نمی شود چه دستوری بدهد. سلیمان بن صُرد: علی جان! الآن خبر رسید لشکر معاویه به شهر انبار حمله کرده فرماندار تو را کشته، اموال عمومی و خصوصی را غارت کرده و به زنان مسلم و غیر مسلم رحم نکرده اند. علی: به خدا سوگند هر ملتی که درون مرزهای خودش مورد هجوم قرار گیرد ذلیل خواهد شد. ( و در حالی که بصورت سیلی می زند و می گرید): أین عمار!... 🔸صحنه آخر: فزتُ و ربٓ الکعبه ❗️ما اهل کوفه نیستیم...
والله اگر سر خم کنیم سرمان را خواهند برید