198.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همه نشستن ، رئیس جمهور ما تمام قد جلو پای علیف بلند میشه.
۹۰ میلیون جمعیت ایران هست
....
....
20.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 این قصه ما معمولی هاست..
....
....
23.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وحدت ملی یا غارت سرمایه اجتماعی؟
برشی از جدال اپیزود ۷۱۳
۱۳ تیرماه
ایران مقابل خطر حمله مجدد اسرائیل چه لازم دارد: آرایش جنگی ملی یا وفاق تقلبی قرارگاهی؟
#تحلیل
....
....
MP3 Recorderگزارش صوتی ۱۴ تیر _ جنگندهJ10.mp3
زمان:
حجم:
7.5M
مزایای جنگنده J10 برای ایران چیست؟
#علیرضا_تقوی_نیا
🔸️خرید تسلیحات از چین برای ما چه مزایایی دارد ؟
🔸️ایران چه زمانی پاسخ شیطنت های جمهوری باکو و الهام علیف را خواهد داد ؟
🔸️چرا آتش بس ۶۰ روزه در غزه به نفع حماس است ؟
📌 برای یافتن پاسخ سوالات بالا این فایل صوتی را با دقت گوش کنید
#تحلیل
....
....
🌴 سلام 🌴
تاسوعا و عاشورای حسینی و سالروز شهادت مظلومانه سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و یاران باوفایش تسلیت باد. التماس دعا🌴
🗒 منطق دوپایۀ تحوّل تاریخی:
زبانبستگیِ خواص و فروبستگیِ امام
مهدی جمشیدی
۱. در نگاه نخست، به نظر میرسد که همۀ تحوّلات اجتماعی، وابسته به «امام جامعه» است و جامعه، آینۀ منعکسکنندۀ خودِ اوست و ازاینرو، باید «وضع جامعه» را هرچه که هست، به او ارجاع داد و برآمده از ارادۀ او دانست. چنین برداشتی از منطق تحوّلات اجتماعی، نادرست است. اینکه امام در جامعۀ اسلامی، تعیینکننده است و سیاستها و جهتگیریهایش میتواند جامعه را به قلّۀ تعالی سوق بدهد، برداشت درستی است، اما همواره چنین نیست که او نقش اصلی را بر عهده داشته باشد یا در همۀ زمینهها بتوان رد پای او را یافت. ازآنجاکه قاعدۀ حکمرانی در جامعۀ اسلامی این است که امام باید جامعه را متقاعد سازد و به خواست و ارادۀ آنها، هویّت دینی بدهد، اینگونه نیست که جامعه همچون شیء شکلپذیر و منفعل در دست امام جامعه باشد و او بدون آنکه دغدغۀ «همراهی جامعه» را در داشته باشد، نقش هدایتی خویش را ایفا نماید. پس امام جامعه از جهات بسیاری، «مقیّد» و «محدود» به خودِ جامعه است و باید اقتضاهای آن را در نظر بگیرد و در چهارچوب آنها سیاستگذاری و راهبری کند؛ چه اقتضاهای امکانی و چه اقتضاهای امتناعی. بدینسبب، جامعهای که دچار فقر امکانی باشد و بنمایههای قوی نداشته باشد و نتواند رویدادها و حوادث را فهم کند و به فهم امام جامعه نیز چندان گردن ننهد، خودش به عامل بازدارنده نسبت به غایات قدسیِ امام تبدیل میشود.
۲. آنچه که در عرض امام جامعه میتواند نقش مکمّل یا نقش ناقض ایفا کند، لایۀ سرآمدان و برجستگان جامعه هستند؛ کسانیکه «خواص جامعه» نامیده میشوند و به دو گروه خواص اهل حقّ و خواص اهل باطل تقسیم میشوند. «خواص اهل حق» نیز در کنار امام جامعه، هویّتپرداز و جهتبخش هستند و میتوانند ارادۀ امام جامعه را به تحقّق، نزدیک سازند یا آن را به زنجیر درآورند. این امر بدان سبب است که تودههای مردم در جامعه، اغلب گرفتار وضع «اثرپذیری» و «دنبالهروی» هستند و چشم به خواص دارند و از آنها تبعیّت میکنند؛ چنانکه انتخابهایشان، «تکرار انتخابهای خواص» هستند. بنابراین، ممکن است با توجّه به محدودیّتهای گفتاری و صراحتیِ امام جامعه، خواص در مسیری قرار بگیرند که بتوانند همچون یک مجموعۀ نقضکننده یا معطّلنگاهدارنده نسبت به امام جامعه عمل کنند. از جمله، «سکوت خواص» بسیار مؤثّر است؛ چه «سکوت گفتاری» و چه «سکوت عملی». در تاریخ، لحظههایی هستند که چرخشهای بزرگ میآفرینند و اتّفاقهای بازگشتناپذیر پدید میآورند. در این لحظهها، هرچه هم امام جامعه بکوشد که به جامعه، جهت بدهد و آن را در مجرای غایات حق به حرکت درآورد، اما باز محتاج «همگفتاری» و «همعملیِ» خواص اهل حق است و بدون آنها، کار هدایت جامعه به پیش نخواهد رفت. اگر خواص اهل حق به دلیل «محافظهکاری» و «دنیاطلبی»، سکوت اختیار کنند و حق را کتمان نمایند، جامعه نخواهد توانست که حق و مسیر حق را بیابد و ازاینرو، در چالهها و چاهها فرو خواهد افتاد. جامعۀ مبتلا به «خواص ساکت»، روی سعادت را نخواهد دید و همواره گرفتار تکرار خطاها و بازتولید لغزشهایش خواهد شد. در چنین وضعی، امرِ امام جامعه نیز معطّل و معوّق باقی خواهد ماند و رنگ تحقّق را نخواهد پذیرفت.
۳. در تحلیل ریشۀ واقعۀ عاشورا باید خاموشی و انفعالِ خواص اهل حق را علّت اصلی شمرد و انگشت اتهام را به سوی آنها چرخانید؛ چراکه امام جامعه را تنها نهادند و در مسیر تحقّقِ غایات قدسی، به حمایت گفتاری و عملی از او برنخواستند. امام حق، محتاج حمایتِ خواص اهل حق است تا جامعه، یکپارچه و همصدا در مسیر هدایت معنوی قرار بگیرد و دین در قالب نظامهای اجتماعی، عینیّت یابد، اما اگر خواص در لحظههای تاریخساز، زبان در کام فروببرند و حاضر نباشند هزینۀ «اظهار حق» را بپردازند، جامعه رو به پیش حرکت نخواهد کرد، بلکه چهبسا آنچنان سیر قهقرایی و انحطاطی را تجربه کند که در مقابل دیدگانش، واقعهای به تلخی عاشورا رخ بدهد. خواص اهل حق که در این فروبستگیِ تاریخی دست دارند، حق را میشناسند و میفهمند، اما از «موضعمندی» و «صراحت» و «هزینهدادن» گریزان هستند و به همین دلیل، امام جامعه نیز تنها و سخنش، بیطنین میماند و عوام بر روی او شمشمیرِ جهالت میکِشند. سرنوشت جامعۀ اسلامی، وابسته به این است که آن دسته از خواص اهل حق که با مواضع خویش، تسهیلکننده و پیشبرندۀ حقیقت هستند، اکثریّت باشند تا بتوانند جامعه را در جهت ارادۀ امام جامعه، بسیج کنند.
....
....