⭕ سخنی با مدیران و برنامهریزان رسانه ملی؛ مرجعیت تازه یافته را حفظ کنید:
پس از جنگ دوازدهروزهی اخیر که صحنهای تمامقد از نبرد ارادهها میان جبهه مقاومت و جبهه استکبار بود، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران توانست تا حدود زیادی اعتماد از دسترفتهی بخشی از بدنه اجتماعی را بازیابی کند.
این رخداد، برکتی از خون شهدا بود و باید آن را مغتنم شمرد؛ چرا که رسانه ملی توانست در بزنگاه تاریخی، مرجعیت تحلیلی و خبری پیدا کند و بسیاری از مردم، با اعتماد مجدد به تحلیلها، گزارشها و روایتهای داخلی، به دفاع ملی در عرصه شناختی برگشتند.
🔷 اما پرسش اصلی اکنون این است:
چگونه میتوان این مرجعیتِ بازیابیشده را حفظ کرد؟
پاسخ روشن است:
🔴 "با شناخت درست صورتمسئله و وفاداری به چارچوب گفتمانی انقلاب اسلامی".
جامعه امروز، خواهان دفاع از تمامیت ارضی ایران، پاسداری از اقتدار ملی و صیانت از نظامی است که پرچم این کشور را در سختترین میدانها بالا نگه داشته است.
پس، اگر صدا و سیما نیز میخواهد با مردم همراه بماند، باید به همین منظومه فکری وفادار باشد.
🛑 اشتباهی که بعضاً دیده میشود، دعوت از چهرههایی است که تحت عنوان "وفاق"، یا به بهانه "بیطرفی"، وارد رسانه ملی میشوند اما نهتنها کمکی به انسجام اجتماعی نمیکنند بلکه با پمپاژ یأس و القای تردید، نقش توپخانه شناختی دشمن را ایفا میکنند.
✅بیایید واقعبین باشیم:
* در هیچکجای دنیا رسانه بیطرف وجود ندارد.
* در تمام جهان، رسانهها خطمشی دارند؛ پس اگر رسانه ملی جمهوری اسلامی ایران بر اساس اصول و ارزشهای نظام حرکت کند، این ضعف نیست، اقتضا و الزام طبیعی آن است.
✅ آنچه ضعف محسوب میشود، این است که:
* با هزینه نظام، کسانی را دعوت کنیم که بهجای دفاع، شبههپراکنی کنند.
* تحلیلهایی بر مبنای چارچوب گفتمانی دشمن را با صدای بلند در رسانه خودی تکرار کنند.
* یا پروژههای امنیتی مانند نفوذ را، با تحلیلهای منحرفکننده، از مسیر اصلی منحرف نمایند.
🔹بهراستی چه معنایی دارد که کارشناسی را دعوت کنید تا بار دیگر شبهات پیشپاافتادهای مانند ماجرای «کاترین شکدم» را ـ آن هم پس از چند سال و پاسخهای مستدل قبلی ـ به میدان بیاورد و آدرس غلط به افکار عمومی بدهد؟
آیا این نامش وفاق است یا کمفهمی نسبت به مقتضیات رسانهای در نبرد شناختی؟
الگویی مانند دکتر حمیدرضا آصفی، با اینکه اصلاحطلب است، اما تحلیلهایی از سر غیرت ملی و همیت دینی ارائه میدهد؛ پس اگر می خواهید از همه طیف ها کارشناس دعوت کنید، اینچنین افرادی میتوانند در جبهه رسانهای نظام و انقلاب نقشآفرینی مثبت داشته باشند.
اما دعوت از افراد سطحینگر، یا حتی بعضاً وابسته، تحت عنوان توازن یا تنوع، ضربهایست به همان مرجعیتی که به سختی به دست آمده است.
✳️ پیشنهاد مشفقانه به صدا و سیما:
1. شاخص حداقلی را مشخص کنید: هرکسی که به حفظ تمامیت ارضی و اصل نظام معتقد است، میتواند در دایرهی کارشناسان رسانه ملی قرار بگیرد.
2. از انگ و اتهام "جهتدار بودن" نترسید: رسانه ملی یک رسانهی ملی است، نه بیطرف! وفاداری به گفتمان انقلاب، نه تنها اشکال ندارد، بلکه وظیفه است.
3. خرابکاری را جبران کنید: اگر خطایی در دعوت یا تحلیل رخ داد، با تولید محتوای دقیق، مستدل و روشنگر، جبران شود. نه با سکوت یا لاپوشانی.
4. برای حفظ و ارتقا این اقبال عمومی، برنامهریزی کنید: فرصت تاریخیِ شکلگیری اعتماد عمومی را نسوزانید. وگرنه این مرجعیت، با بیدقتی از دست خواهد رفت.
🔸 صدا و سیما باید بداند که پاسداری از مرجعیت رسانهای، پاسداری از اقتدار ملی است.
و این مهم، نیازمند وفاداری به شاخصهایی است که ملت، در میدان نبرد با جان خود به آن رأی دادهاند.
هوشنگ نادری
🚨 مرحوم سید علی اکبر کوثری تعریف میکرد:
روز عاشورا از خانه خارج شدم به قصد رفتن به مراسمات و روضه خوانی، در راه کودکانی اصرار کردند در موکب کوچکشان برایشان درحد چند بیت روضه بخوانم. اول صرف نظر کردم و پس از اصرارشان رفتم و چند بیت روی منبرِ آجری شان خواندم.
🔹تمام که شد برای پذیرایی چای سردی برایم آوردند که در خانه یا جای دیگری چنین چایی هرگز نمیخوردم، برای اینکه کودکان دلخور نشوند، یواشکی چای را گوشهای ریختم و تشکر کردم و رفتم به مراسمات که داشتم برسم.
🔹شب که آمدم خانه از خستگی به خواب رفتم. در خواب مادر سادات را دیدم. فرمود: سید علی اکبر، تنها روضه ای که از تو قبول شد همان چند بیتی بود که برای آن کودکان خواندی، و اینکه آن چای را که ریختی در کناری، من آن چای را با دستِ خودم برایت ریخته بودم.
....
....
📜 وصیتنامهای برای امروز، نه فردا...
سرعت تحولات این روزها آنقدر بالاست که
گاهی فکر میکنم نکند دیر شود…
نکند روزی برسد که فقط نامی از جمهوری اسلامی بماند و نه چیزی از اصول و محتوایش.
بسم الله الرحمن الرحیم
۱. وقتی انقلاب، آرام و بیصدا براندازی میشود...
براندازی جمهوری اسلامی در حال اجراست؛
آرام، خزنده، لایه به لایه...
قرار نیست چیزی را منفجر کنند.
نه، برنامه این است که انقلاب را از معنا تهی کنند.
طوری که تو فکر کنی جمهوری اسلامی هست،اما آن چیزی که خمینی آورد، خامنهای حفظ کرد، شهدا برایش رفتند،
دیگر نیست...
۲. رسانه هایی که دیگر رسانه ی
انقلاب اسلامی نیستند!
ما در محاصره ی رسانه های داخلی و خارجی هستیم ، رسانه ها در دل همین نظام، ذیل "اسلام" و "نظام" تعریف نمیشوند، بلکه ذیل باندهاو جریانهای سیاسی قرار دارند، این یعنی موضع انقلاب از داخل در حال سقوط است.
از خودت بپرس:
چرا با کوچکترین موضع انقلابی، رسانه های رسمی صدایشان بلند میشود؟
چرا تریبونهای کشور، روز به روز از مفاهیم دینی فاصله میگیرند؟
چرا کسی حاضر نیست پای اصول بایستد؟
۳. غربزده های مستقر؛
یکی از خطرناکترین واقعیتهای امروز ما،
استقرار غربزدهها در ساختار رسمی جمهوری اسلامیست. همان چیزی که خمینی بزرگ از آن بیم داشت و التماس میکرد به مردم که غربزده هارا کنار بگذارند.
همینها که با چهرهای آراسته و زبانی روشنفکرنما، به اسم "عقلانیت" و "کار کارشناسی"،شروع کردند به القای
این حرف که:
«با اصول انقلاب نمیشود کشور را اداره کرد!»
بله، با مغز نداشته ی این حماعت نمیشود!
با آن عقل تقلبی و گچی نمیشود فهمید که
امام چطور با دست خالی، حکومت ۲۵۰۰ سالهی شاهنشاهی را سرنگون کرد،
در زمانی که کشور عملاً مستعمره ی رسمی آمریکا و اسرائیل بود.
اگر امام میخواست مثل شما فکر کند،
اگر نگاهش همسطح محاسبات دنیا پرستانهی شما بود، امروز ساواک داشت مکالمات ما را شنود میکرد...
امام اهل خطر بود، نه اهل توجیه
اهل ایمان بود، نه بازیهای رسانهای
اهل توکل بود، نه چشم دوختن به لبخند غرب.
۴. تحریف مفاهیم، به نام مصلحت
امروز کار به جایی رسیده که
سکوت بهنام "تدبیر" جا زده میشود،
سازش بهنام "وفاق"،
و بی غیرتی بهنام "عقلانیت"
یک نسلی بار آمده که
خجالت میکشد از انقلابی بودن،
دفاع از ولایت برایش هزینه دارد،
و هر بار که صدای مقاومت بلند میشود،
خودی ها سریعتر از دشمن به خط میشوند!
۵. حاج قاسم و ولایتنامه
یادتان هست؟
مردی که میدان را میشناخت، خطر را لمس کرده بود، چه وصیتی به ما داشت؟
«من خامنهای را تنها و مظلوم میبینم…»
«خامنهای را عزیز جان خود بدانید…»
آنهمه تاکید در یک وصیتنامه چه معنی یی دارد؟
حاج قاسم خوب میدانست:
جنگ امروز، دیگر بر سر خاک نیست،
بر سر باور است، بر سر ولایت است،
بر سر اصل انقلاب است.
وقتی ولی تنها بماند، یعنی خاکریز آخر بی دفاع مانده...
۶. آیا واقعاً "حادثه" بود؟
اگر بخواهیم صادق باشیم،
بزرگترین مانع دشمن برای عبور از جمهوری اسلامی، شخص ولی فقیه است.
تمام امید دشمنان و منافقان به روزی است که رهبر از این دنیا برود.
دارند همه چیز را برای آن روز آماده میکنند.
در این میان، آیت الله رئیسی، تنها چهرهای بود که هم از متن انقلاب برآمده بود، هم در تراز مدیریت کلان کشور ایستاده بود.
بسیاری از داخل و خارج،
او را گزینه ی اصلی رهبری آینده میدانستند.
اما چه شد؟
بالگردی سقوط کرد.
همه رفتند.
آیا واقعاً حادثه بود؟
نمیدانم. اما سوالها زیاد است. مثلاً این سوال:
📌 عباس عبدی، از تئوریسین های جریان اصلاحات، در پایان سال ۱۴۰۲ در کانال تلگرامی خود نوشت:
«۱۴۰۳ آخرین فرصت برای بازگشت به ریل اصلی است.»
سؤال؟ چرا ۱۴۰۳؟
ما که در آن سال هیچ انتخاباتی نداشتیم...
اما ببین چه اتفاقاتی افتاد:
🔹 سقوط ناگهانی بالگرد رئیسجمهور و همراهان
🔹برگزاری انتخابات
🔹 انتخاب پزشکیان،
نماد "وفاق" با جریان غربگرا
🔹 و تیتر روزنامه ی اصلاحطلب:
"بازگشت به ریل اصلی!"
ریل اصلی؟ یا بازگشت به لیبرالیسم؟
وفاق با مردم؟ یا با حامیان نفاق؟
این همه کد کنار هم، مشکوک نیست؟
۷. جنگ نرم؛ جنگ بیصدا، اما عمیق
جنگ نرم یعنی دیگر نیازی به گلوله نیست.
یعنی جایی میرسی که هنوز زنده ای،
اما نمیدانی برای چه باید بجنگی.
وقتی آرمان، تبدیل شود به شعار خالی از عمل،وقتی مقاومت بشود افراطی گری،
آنجاست که دشمن پیروز شده،
بی آنکه یک تیر شلیک کرده باشد.
جمع بندی:
این وصیتنامه را برای بعد از مرگم ننوشتم.
برای قبل از مرگ آرمانها نوشتم.
اگر امروز نفهمیم،
اگر امروز نگوییم،
فردا که فقط "اسمی" از انقلاب ماند،
دیگر صدای ما فایدهای نخواهد داشت...
....
....
13.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپ کامل صحبتهای دکتر قالیباف درباره مذاکره
این صحبتهایی که گفته شد و شروطی که مطرح شد خیلی خوب بود ولی طبق تجربه هیچکدوم محقق نخواهد شد. این حرفها خوشخیالیای بیش نیست. تنها چیزی که شاید محقق بشه همون نکتهای هست که دکتر ایزدی (استاد دانشگاه و متخصص در زمینه آمریکا) تو مطلب قبلی گفتن که شاید مردم دنیا بفهمن ایران کشور خوب و صلح طلبیه و آمریکا مشکل داره.
که این اصلا اهمیتی نداره برای آمریکا.
آمریکا هر غلطی بخواد میکنه هر مذاکره و هر قرادادی رو بخواد زیرپا میگذاره و هر کشتاری بخواد انجام میده و اصلا براش مهم نیست مردم دنیا چی فکر میکنن. که اصلا عاقلانه نیست این همه معطل بشیم، این همه هزینه بدیم آخرش این دستاوردش باشه
مالهکشانی که این صحبتهای دکتر قالیباف رو برای توجیه مذاکره مطرح میکنن حواسشون هست که وسط مذاکره ی قبلی، با حمله آمریکا و اسراییل بیش از ۱۰۰۰ شهید دادیم؟ 🤚
دارابی
....
....