هدایت شده از میمِ ثاٰنی؛
ساٰلهاست فهمیدهام سهم من از زندگی، سوگواری برای چیزهاییست که هرگز نداشتهام. مثل تو، که تجسّم حقیقیِ فرزند خیالی منی. نگاهت میکنم و دائماً دلم میشکَند و مطمئنتر میشوم همیشه آرزوی به شکم کشیدنِ پسری شکل تو را داشتم؛ بلوطِ بور و کوچکی که موهای آفتابیاش خانه را روشن کند و امّید به فرداها در چشمهایش شور بزند.
تو، پسرِ نداشتهی منی امیرعباس.
روزنهی نور زندگی مادرت بودی و حالا دلیل گریههای همیشهی منی. تو را که هنوز گرم و بوری، هنوز سرد و خاکی نشدهای، تو را که هنوز یکپارچه و مُرتبی، هنوز از هم پاشیده نشدهای، در رؤیا، به سینه میچسبانم، تاب میدهم و بیخ گوشت قولِ خریدن مدادشمعیِ نو میدهم تا آرزوهایت را بکِشی؛ شاید یک اتولِ شاسی، قایقی بادبانی، خانهای بنفش با دودکشی بلند تا ابرها یا خودت توی لباس خلبانی. نمیدانم. امّا حتما آرزویی داشتی…
کف دستهای خالی و ناکامت را میبوسم و میگویم:«مداد شمعیها جادو دارند! بکِش و بگو بیبیدی بابیدی بو تا اتفاق بیوفتد.» میخندی. دندانهای شیریات پیدا میشوند. توی سرم دور میخورد "کاش نشکسته باشند"… میپرسی:«چرا گریه میکنی خاله؟» یک برگهی سفیدِ تازه دستت میدهم و نمیگویم "چون تو وجود نداری و حالا مُشتی استخوانی که رویت میرقصند."
میپرسی:«اوّل آرزوهای تو را بکشم تا برآورده شوند و گریه نکنی؟» توی گردنِ نازک و مهتابیات خم میشوم، شریانِ نبضت را میبوسم و درحالیکه فکر میکنم "کاش زیرِ آوار به تنت سخت نگُذشته باشد" میگویم: «خدا را بکِش که با دستهایش سقف خانهها را نگه داشته امیرعباس…»
#میم_سادات_هاشمی
|°@mimsani 🕊
هدایت شده از ‹ مَـهوا ³¹⁵ ›
امشببهاندازهیچهلروزبرایدانشآموزانورهبـرشهیدمگریهکردم : )
هدایت شده از خاك .
اي اُمت آخر ؛ بر شما چه رفته است ؟
مگر تا کجا میتوان در محاق غفلت و کوري فرو شد که خورشید را نشناخت ؟
سید مرتضي آويني ٫.
تقدیمی گذاشته میگه شات نفرستی نمیزارم
دسترسی رو بسته نمیشه شات گرفت🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠
انصافا ما چه قدر تو خوانندههامون آدم درجه یک و وطندار و باریشه داریم!
محسن چاووشی
محمد معتمدی
رضا صادقی
علی زندوکیلی
زانکو
پرواز همای
گرشا رضایی
غلامرضا صنعتگر
مصطفی راغب
بنیامین بهادری
احسان یاسین
علی قلیچ
حسین حقیقی
و ...
این جنگ باعث شد بیشتر بفهمیم ..
» لباس شخصی «
@farsitweets