گرچهبهدیدمَردُمشهرکافرم؛
ولی..
گهگاهیبرایآمدنتنذرمیکنم . .
اللهمعجلولیکالفرج
ـــــ
وسطای شارع السدره یه بن بسته . . . قلادمو مادرش درش بسته . . .
سگ کوی آن زقاقم که بر آن نوشته نامت .
هدایت شده از ‹آقایاباعبدالله!›
اگه ما زیر خاک بودیم،
مارو رفتید کربلا یادمون کنید.
زیر بابالقبلهاش اسم مارو ببرید
بگیدیهدونهحسرتبهدلزیرخاکِ
سر بهش بزن،