- مَتروح .
هیچکس نمیبیند چند بار در طول روز خودم را جمع میکنم ؛ صبح تکههای دلم را کنار هم میگذارم ؛ ظهر لبخند را روی صورتم میچسبانم ؛ عصر با آدمها میخندم ؛ غروب به خودم امید میدهم که همهچیز درست میشود ؛ اما شب ! تمام نقشهایی که بازی کردهام کنار میروند ؛ میمانم من ، یک اتاق ِساکت و ذهنی که بلد نیست دست از فکر کردن بردارد ؛ شاید خستهترین آدمها همانهایی باشند که بیشتر از همه لبخند میزنند 💛 : ))))))) .
هدایت شده از 𝙢𝙖𝙩𝙧𝙤𝙠𝙚𝙝 | مَتروکه
اون فکر میکنه ؛
فقط یه آدم معمولیهولی نمی دونه ؛ تنها دلیل ادامه دادنمه : )
- مَتروح .
اون فکر میکنه ؛ فقط یه آدم معمولیهولی نمی دونه ؛ تنها دلیل ادامه دادنمه : )
رند کنید این چنل قشنگ ُ ☕️ : ))))