- مَتروح .
من وسطِ دریایی از غم افتاده بودم ، هرچه بیشتر دستوپا میزدم بیشتر فرو میرفتم . او خودش شنا بلد نبود ، اما وقتی دید دارم غرق میشوم بیفکر خودش را به آب زد .
بعدها فهمیدم بعضی آدمها برای نجات دادنت نمیآیند چون قهرماناند ، میآیند چون نمیتوانند غرق شدنت را تماشا کنند 🤎 .
- مَتروح .
از نظر من وقتی هاله سفید رنگ و مرواریدی ماه در آسمان نمایان میشه ، وقتی سکوت همه جا را فرا میگیره و تو فقط میتونی صدای ضربان قلب کسی که دوستش داری بشنوی ، وقتی شب میشه میتونی از چشم های آدم ها حرف های دلشون ُبخونی ، میتونی از برق نگاهشون یا از غم چشماشون حرف هایی که هیچ وقت نگفتند ُمتوجه بشی ، یکی از قشنگترین و لذت بخش ترین تایم های زندگی شب ِالکی نیست که خدا در قرآن فرموده : [ وَاللَّیلِ إِذَا سَجَی ]
سوگند به شب هنگامی که آرام گیرد 🤍 .