هدایت شده از تبلیغات گسترده ترابایت
🔴 طلا فروش منصفی که سود کم میگیرد
آقای رضایی رو بارها در کانال معرفی کرده بودیم، ایشون طلا فروش منصفی هستن که روزانه چندین کیلو طلا و نقره معامله میکنند. اخیرا یک کانال زدن و طلا های نو و دسته دوم رو با سودهای بسیار کم (۲ تا ۹ درصد) به فروش میرسونند.
اگر قصد خرید طلا دارید به جای مغاره ها که در مجموع سود بالای ۱۵ درصد میگیرن میتونید از ایشون خرید کنید آدرس کانالشون 👇
https://eitaa.com/joinchat/1159726258C51511b8e56
هدایت شده از تبلیغات دارک🖤
اگر قصد خرید یا فروش طلا و نقره دارید
بهنظرم قبلش حتماً این کانال رو یه نگاه بنداز و تحلیل هایی که رایگان داره در اختیار مردم میزاره رو بخون ، چون طرف روزی چند کیلو طلا و نقره میخره قطعا اطلاعات مهمی داره
این آدرس کانالشه 👇
https://eitaa.com/joinchat/1159726258C51511b8e56
654.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وای نقشه شیطانی
՞˖࣪ 𝖩𝗈𝗂̸𝗇︎ U𝗌 🪞 ᎓ @MAtilddA 𔖴 ִ ۫ ּ
400.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دقیقا
՞˖࣪ 𝖩𝗈𝗂̸𝗇︎ U𝗌 🪞 ᎓ @MAtilddA 𔖴 ִ ۫ ּ
هدایت شده از گسترده امید
🔴سرانجام کانال " دکتر انوشه " در روبیکا افتتاح شد.
👈از همه ی هموطنان عزیزم میخوام تا در کانال《 دکتر انوشه》عضو شوند و از مطالب و سخنرانی های جذاب آن استفاده کنند.🙏
https://rubika.ir/Dr_Anoshe1/BIFFDDBJBEIIABCB
✨کانال بزرگ استاد انوشه در روبیکا😍👆
هدایت شده از تبلیغات دارک🖤
.
پیج 300 کایی بزرگ روبینو اصلی دکتر انوشه🌷😍👇
https://rubika.ir/page/Dr_Anoshe1
https://rubika.ir/page/Dr_Anoshe1
لطفا فالوشون کنین عالیه پیجشون 👆❤️
.
803.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واقعا
՞˖࣪ 𝖩𝗈𝗂̸𝗇︎ U𝗌 🪞 ᎓ @MAtilddA 𔖴 ִ ۫ ּ
898.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همینا.
՞˖࣪ 𝖩𝗈𝗂̸𝗇︎ U𝗌 🪞 ᎓ @MAtilddA 𔖴 ִ ۫ ּ
هدایت شده از تبلیغات دارک🖤
من #غزل ی دختر زیبای کُرد دختری سرکش و زبوندراز و دخترِ یکییکدونهی کدخدای روستامون، بابام اینقدر دوستم داشت که حد و حساب نداشت ولی خب بین این دوست داشتنش یکم زورگو هم بود و میخواست منو به زور به عقد پسر کدخدای روستای بالاتری در بیاره ولی خب من مخالف بودم، من اصلا اون پسرو دوست نداشتم بخاطر همین شبی که به زور میخواستن منو عقد کنن از خونه فرار کردم تا با پسری که فکر میکردم عاشقمه برم، ولی اون نامرد ولم کرد و من از ترس سر از باغ مردی به اسم آیخان درآوردم. آیخان ی مردِ پرابهت، جذاب و ترسناک بود که سنش دو برابر من بود و کل روستا ازش حساب میبردن. از شانس بدم همونجا اهالی روستا و بابام ما رو تو تاریکی با هم دیدن و آیخان مجبور شد منو به عقد خودش دربیاره. بمحض اینکه من بله رو گفتم. دستمو گرفت فشار داد و کنار گوشم چیزی گفت که از ترس قالب تهی کردم اون میخواست منو.....😱😢
برای خوندن ادامهی داستان روی لینک زیر بزنید👇
https://eitaa.com/joinchat/2322597545Ca27d44fc4c
❣️انقدر لوازم آرایش گرونه، آدم با بغض شبا پاکش میکنه از رو صورتش. کاش میشد نایلون بکشم روی صورتم بمونه چند روز.
՞˖࣪ 𝖩𝗈𝗂̸𝗇︎ U𝗌 🪞 ᎓ @MAtilddA 𔖴 ִ ۫ ּ