هدایت شده از - مسافـرکـربـلاء .
بی هیچ سوالی و جوابی بغلم کن ؛
خسته تر آنم که بگویم به چه علت / ۱۲۸ .
'
هدایت شده از TB.FARUGH
' تو خوشحالی چون بلاخره پلی لیست مورد علاقهتو پیدا کردییی 😧❤️🩹 !
◟𝗝𝗈𝗂𝗇𝗨𝗌 𝇁𝇃𝇂 ׂ ⿻⤹ ⧼ https://eitaa.com/joinchat/1048184175C1ade651d7f ⧽
همه در به در دنبــال اینجان👀 ؛
از بـس مداحیای ِخفنــی میزارن🛐 ..
-
10 نفر اولی که اینجا عضو شن ، بینشـون قرعهکشی میشه و 10 گیـگ اینترنت میگیرن👀❤️🩹 !
اینجا برا اونایی مناسبه که #اربعین میخوان برن کربلا🌝♥ ؛
کربلایی نیستی نیا '
[ https://eitaa.com/joinchat/1048184175C1ade651d7f ]
آقا خدایی یکی همینجور عین بز بیاد پیشنهاد بده چیکارش میکنید؟
خو منم همونکارو کردم دیگه😔🔪
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
❌ اِزدواج اجباری ❌
- تازه عروست تب داشت خدارو خوش نمیاد تنهاش گذاشتی!
عمران با حرص پشت گوشی غرید:
- گفتید بیوه برادرتو عقد کن کردم حاجی بیشتر از این ازم برنمیاد.
بعد از عقد از خانه بیرون زده و حتی عروسش را نگاه هم نکرد.
یک ماه از تماس حاجی گذشته بود که وارد خانه شد:
- چه عجب اومدی خوش غیرت! نمیخوای بپرسی زنت کجاست؟
زن؟ عمران نیشخند زد:
- بمن ربطی نداره حاجی اومدم بگم طـ/لاقش میدم ، صدای ظریف دخترانه آمد:
- منم موافقم حاج بابا، طـ/لاق بگیریم..
عمران متعجب سر بلند کرد:
این دخترک چشم طلایی زن او بود!
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C656978bcc0
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
باید بیوه برادرتو عقد کنی!
عمران عصبی خندید:
- چی میگی حاجی مگه مسخره بازیه؟
حاج حبیب خونسرد بود :
- مسخره بازی نیست رسمه، عروس برادر خدابیامرزت عروس غریبه نشه عاقد تو اتاقه!
عمران با غیظ دندان بهم سایید :
- میدونی که من این غلط و نمیکنم حاجی من حتی زن برادرمو ندیدم .
حاج حبیب در اتاق را باز کرد:
- محرمت بشه میبینی! بخاطر ارث و میراث مجبوری!
مجبور بود اما قرار نبود روز خوش به برادر زنی نشان بدهد که حتی صورتش را ندیده بود. فقط صدای بله ی آرامش را به عاقد شنید
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C656978bcc0
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تا ساعت 5 بمونه🪵🍃
یه رب پست آخر باشه💆🏻♀
تبادلات گسترده لیلیوم🌸