My heart 🤍💜
پارت دوازدهم My heart 💜🤍 دیانا ، مطمئنی آرمین ، دیاناااااااااااا دیانا ، باش داداش ببخشید آیسا
پارت سیزدهم
My heart 💜🤍
امیر، که دیدم آیسان تیر خورده
آرمین ، به سمت آیسان دویدم و ب.لش کردم و بردمش تو ماشین
امیر، دیانا بدو ماهم بریم
دیانا ، با دو رفتیم سوار ماشین شدم و گریه میکردم
امیر ، چته چیشده
دیانا ، اگر آیسان چیزیش بشه من میمیرم
امیر ، باش آروم باش
آرمین ، تو ماشین بودیم تو ترافیک گیر کردم و ماشین جلویی هم حرکت نمیکرد لامصب و بالاخره رسیدم بیمارستان دوست نداشتم اون دختر بخاطر من چیزیش بشه واقعا بی گناه بود
تو ب.لم گرفتم و بردمش تو بیمارستان
نعره زدم ، زنم تیر خورده کسی نیست
یه لحظه نمیدونم چرا گفتم زنم
سریع اومدن و بردنش اتاق عمل
امیر و دیانا هم رسیدن
https://eitaa.com/MLKAMg
My heart 🤍💜
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_t0pc49k&btn=نظر.خودت.رو.بگو.واقعا
توروخدا کویر نشه پارت میدم