زمان:
حجم:
225.7K
ᴾˡᵃʸ ᵐᵘˢⁱᶜ 🎶
⭐⭐
https://eitaa.com/MMjee_k
هدایت شده از لطفا فور = فور ندید ♬🍫 ๓Ã𝐣𝓔𝔨 🐤🎁
زمان:
حجم:
225.7K
ᴾˡᵃʸ ᵐᵘˢⁱᶜ 🎶
⭐⭐
https://eitaa.com/MMjee_k
لطفا فور = فور ندید ♬🍫 ๓Ã𝐣𝓔𝔨 🐤🎁
امار ۲۰۰ بشهه رمان میزارم 💖😃🤩 رمــــــ:-P انـــــ دختر بس>.<یجی https://eitaa.com/MMjee_k
💊❤️🩹
❤️🩹💊❤️🩹
💊❤️🩹💊❤️🩹
❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
𐙚⋆°❤️🩹💊⋆ᥫ᭡
#مسکنقلبم
᯽︎ʕ•ᴥ•ʔ Part "1"
توی راه برگشت به خونه یکم میوه خریدم کلید انداختم و وارد شدم که شکوفه سریع سمتم اومد
شکوفه : توروخدا رها بیا همون لپتابم رو از اون بالا بده قد من نمیرسه
سمت طاقچه رفتم
_ منم که قدم نمیرسه یا باید به ارشام بگی یا به ارشیا
شکوفه: ارشیا که امشب شیفته
_خب پس برو دست به دامن ارشام شو
شکوفه سمت سجاد رفت
شکوفه : سجاد توروخدا برو همون ارشام رو بیدار کن لبتابم رو بده بهم از اون بالا
سجاد : ارشام رو که میشناسی خیلی روی خوابش حساسه تنها کسی هم که از پسش بر میاد فقط رهاست
شکوفه دوباره سمتم اومد
شکوفه: رها توروخدا
_خیل خوب بابا بزار ببینم میتونم بیدارش کنم ولی هراتفاقی افتاد پای خودت
شکوفه : باشه
سمت ارشام رفتم
_ ارشام
تکونی نخورد
_ارشاممم
بازهم بیدار نشد بلند تر گفتم
_اررررشامممم
ارشام بلند شد نشست
عصبانی شده بود
ارشام : رها مگه من دستم به تو نرسه با این طرز بیدار کردنت
ارشام اگر چیزی نیگفت حتما بهش عمل میکرد بدو بدو سمت اتاق رفتم و در اتاق رو بستم
از پشت در صدای ارشام رو شنیدم
ارشام : بالاخره که از اون اتاق بیرون میای
بلند گفتم
_ به من چه شکوفه کارت داشت
شکوفه : ارشام جون نفس عمیق بکش بد بیا همون لبتاب من رو از بالا بده
نیم ساعتی گذشت دیدم خبری نیست لای در رو باز کردم
_ پیس پیس پیس
سجاد روش رو به من برگردوند
با دست بهش اشاره کردم که یعنی ارشام کجاست
اونم با دست گفتم حمومه
اروم اومدم بیرون
پارسا گوشیم دستش بود
پارسا : بیا گوشیتو جواب بده نیلوفره
_خب نیلوفره که نیلوفره به توچه
پارسا : خب زنگ بزن تصویری ببینیمش
ادامه دارد
|⁀|⁀|⁀|⁀|࿙੭୧࿚|⁀|⁀|⁀|⁀|