هدایت شده از AmiR
مرامی شلوغ کنید زیاد اوکی نیستم .
https://eitaa.com/joinchat/3834512958C485c65de8d
هدایت شده از ָ࣪NOR30
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادت از ماست ، پرایوت نقطه سند کنید طبق واyب اکانتتون عروسک تقدیم کنم ᮬ᷼ 🐚𓇻؛
mᥱ ; @Tv_Vesperine
Wᥱ ; https://eitaa.com/joinchat/899352106C57b47760dc
هدایت شده از پروفایل فیک ²
رولت باهات قهره؟ 💔
میخای یکار کنی خودش پیام بده بهت بگه غلط کردم ؟؟🙂🖤
استوری ف.ک دخترونه 🙋🏻♀🚑
JolN: https://eitaa.com/joinchat/3987867192C8e4ee79545
استوری ف.ک پسرونه 🙋🏻♂🚑
𝗝𝗢𝗜𝗡: https://eitaa.com/joinchat/3987867192C8e4ee79545
اگ باهات سرد رفتار میکنه استوری بزار به گ💩وه خو""ردن بندازش😏☝️🏿
هدایت شده از پروفایل فیک ²
سه تا پی دی آف آوردم براتون 👺
اگه سه تا رو میخواین چنل جوین شو
شات بفرست پی
یوزرم ؛ @Pv_salive
چنل : https://eitaa.com/joinchat/3987867192C8e4ee79545
نفرستادم لف بده👺
هدایت شده از پروفایل فیک ²
آمار 900داستان واقعی میزارم ❌
https://eitaa.com/joinchat/3987867192C8e4ee79545
بی جنبه نیاد فقط
نفرستادن لف بده
هدایت شده از پروفایل فیک ²
زود پاک میکنم پس تیز حواست باشه
هدایت شده از 🧝♀️☘️سرزمین جادویی ☘️🧝♀️
🖤🎧🖤🎧🖤🎧🖤🎧🖤🎧
🎧🖤🎧🖤🎧🖤🎧🖤🎧
🖤🎧🖤🎧🖤🎧🖤🎧
🎧🖤🎧🖤🎧🖤🎧
🖤🎧🖤🎧🖤🎧
🎧🖤🎧🖤🎧
🖤🎧🖤🎧
🎧🖤🎧
🖤🎧
🎧
#سوگند_به_نامت
•.¸♡ پاࢪت 3 ♡¸.•
_مامان مگه قبلا نگفتم علاقه ای به مریم ندارم
مامان : چرا گفتی منم شنیدم حالا هم دارم برای بار هزارم میگم
_مامان جان به این بحث خاتمه بده
مامان : خب توکه برای خودت فکری نداری باباداره ۳۰ سالت میشه
_چرا یکی رو زیر نظر دارم اگه قطعی شد بهتون میگم
و رفتم وارد اتاقم شدم
دستم رو چشمام گذاشتم و برای برنامه ریزی هام فکر میکردم
♡♡♡♡♡♡الیا
وارد خونه شدم
_سلام به مامان خوشگلم
چادرمو در اوردم و وارد اشپزخونه شدم
مامان : سلام دخترم خسته نباشی
_درمونده نباشی ، مامان؟
مامان : جانم عزیزم
_خیلی گشنمه
مامان : برو دست و صورتت رو بشور و بیا یه میوه بخور تا غذا اماده بشه بعدش هم بیا که برات حرف مهمی دارم بزنم
_چشم
بوسه ای روی لپ مامان کاشتم و وارد اتاقم شدم
اتاقم و خونمون خیلی ساده بود
دیوارها رنگ سبز وروش عکس های شهیدان
چادرم رو روی تخت پرت کردم
مقنعه ام رو در اوردم و سمت قاب عکس رفتم
دستی روی قاب عکس کشیدم
_امروز خیلی خوب بود تازه یه دوست هم مث خودم چادری پیدا کردم ولی میدونی چیه داداشی همه به خاطر چادرم یه جوری بهم نگاه میکنن بعدشم نگه داشتن و پوشیدن چادر توی این دوره زمونه واقعا کاره
لباسام رو با یک بولیز و شوار عوض کردم
و جلوی ایینه رفتم
موهای مشکلی رنگ بلندم رو رها کردم و بافتم
سجاد همیشه عاشق موهامه و وقتی بیکاره خودش واسم میبافه
حالا نوبت معرفی خودمه
من الیا رحمتی هستم ۲۰ سالمه ۳ تا داداش دارم
سجاد ، امیر و عماد
از بزرگتر به کوچیکتر میشه امیر ، عماد ، سجاد و ته تغاری هم من
امیر داداش بزرگم رفت جنگ و دیگه برنگشت
خیلی دوسش داشتم همیشه ازم دفاع میکرد اون رشته هنر بود و عکاسی میکرد
عماد داداش وسطیه که الان داره تجربی میخونه و ایشالا میشه اقا دکتر
سجاد هم که پسر اخریه رشته اش انسانیه و دو ساله که دانشگاه میره
امیر ۳۲ ،سالش بود ، عماد ۲۷، سجاد ۲۲ و من هم که ۲۰
رفتم پایین از تو یخچال یه خیار برداشتم و شستم و گاز زدم
_جانم مامان کارم داشتی
مامان : اره عزیزم ببین امروز
در خونه باز شد و سجاد و بابا در درگاه در ظاهر شدند
رفتم بابا رو بغل کردم
_سلام بابا جونم خسته نباشی
بابا : سلام به دختر نازم ممنون تو هم خسته نباشی
سجاد : سلام الی خانم
_سلام سجی خان
سجاد : دانشگاه خوب بود
_هی بد نبود
ادامه دارد
╰────╮•╭────╯
آدمین میخوام
سن ۱۳ +
پر فعالیت
چنل https://eitaa.com/MMjee_k
آدمین میخوام
سن ۱۳ +
پر فعالیت
چنل https://eitaa.com/MMjee_k
آدمین میخوام
سن ۱۳ +
پر فعالیت
چنل https://eitaa.com/MMjee_k