eitaa logo
لطفا فور = ازاد کم کمم ♬🍫 ๓Ã𝐣𝓔𝔨 🐤🎁
177 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
سلام 🔵⭐ اینجا همه جادوگرن تو هم جادوگر شو 🧛‍♀️⭐🧝‍♀️ ‌https://eitaa.com/MMjee_k ʙᴇ ᴍʏ ꜱᴇᴄʀᴇᴛ ɪ ᴡɪʟʟ ᴋᴇᴇᴘ ʏᴏu https://eitaa.com/majekk_zapas 🧝‍♀️Majek🧝‍♀️ ☘️سرزمین جادوییی ☘️ لف دادن خز شده بمون ⭐ @mehr16gan ایدی مالک ☘️🥺
مشاهده در ایتا
دانلود
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلامممم بچه بیاید ناشناس بزاریم حوصلم زaییده با (زهرا & صبا&) لینک ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_2cymkj6&btn:جواب.میدم.به.همش.ماه.من:) لینک چنل: https://eitaa.com/mymonths کویر کنید کrاشاتون رL میزنن🗿 جدی یه زری بزنیددد
میخوام ناشناس بزارم ولی درگیرم
لطفا فور = ازاد کم کمم ♬🍫 ๓Ã𝐣𝓔𝔨 🐤🎁
💊❤️‍🩹 ❤️‍🩹💊❤️‍🩹 💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹 ❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹 💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹 ❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹 💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹
💊❤️‍🩹 ❤️‍🩹💊❤️‍🩹 💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹 ❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹 💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹 ❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹 💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹 𐙚⋆°❤️‍🩹💊⋆ᥫ᭡ ᯽︎ʕ•ᴥ•ʔ  Part     "11" سجاد : خب چی ؟ _ اول میگیم نوبتی دخترا بگن چه وسیله ای سوار شیم اونا که دخترن و از اون وسیله 🎀 میگن و بعد هم ماهم ترن هوایی رو میگیم و میگیم تعداد دورهارو بالا ببره ارشیا : نگو ارشام علاوه بر اونا ماهم از بین میریم پارسا : اره بابا مخصوصا رها سجاد : چی بگن والا _ پس نقشه همین هواساتون باشه خطا نکنید ها پارسا : چشم فرمانده نمیدونم چرا جدیدن از این پارسا بدم اومده فردا قرار بود نیلوفر بیاد خواهر رها یکبار قبل از اینکه برن خارج دیدمش هنوز 16 سالش بود و کوچولو موچولو و البته خیلی هم خوشگل رفتیم و برگشتیم سر میز با نشستنمون همه ساکت شدند _ خب ما تصمیم گرفتیم هر دفعه یکی از ماها بگه سوار چی بشیم ؛ مثلا یکبار دخترا یکبار پسرا ترنم : خوبه یک دختر دیدم که از دور خیلی برام اشنا بود . وقتی نزدیکتر شد فهمیدم شکوفه است با همه سلام کرد شکوفه : بیچاره شدم تا پیداتون کردم سجاد : اصلا از کجا فهمیدی ما این قسمتیم سیما : به من پیام داد پرسید بهش گفتم ارشیا : اها _ خب اول دخترا بگن سوار چی بشیم ترنم : اون قایقه که اینور و اونور میره رها : من موافقم سیما : منم که تابع نظر جمع هستم شکوفه : من دلم میخواد سوار اون صندلی ها بشم که توی هوا میچرخه رها : اینم انتخاب خوبیه سیما : ترنم تو بگو کدوم ترنم : همون قایقه بهتره _ پس من برم که هشت تا بلیط بگیرم من بلند شدم که ارشیا هم باهام بلند شد ‌      ‌ ‌ ‌            ادامه دارد       ‌ ‌|⁀|⁀|⁀|⁀|࿙੭୧࿚|⁀|⁀|⁀|⁀|
💊❤️‍🩹 ❤️‍🩹💊❤️‍🩹 💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹 ❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹 💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹 ❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹 💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹 𐙚⋆°❤️‍🩹💊⋆ᥫ᭡ ᯽︎ʕ•ᴥ•ʔ  Part     "12" همینطور که به سمت باجه بلیط گیری میرفتیم به ارشیا گفتم _ نقشه عوض شد ارشیا : چی ؟ _ الان به جای هشت تا بلیط ۱۶ تا بلیط میگیرم انگار دور رو بیشتر بزنه به اون کسی هم که پای دستگاه ها هست یک انعامی میدم که فقط یکدور ما هشت نفر توی اون قایقه باشیم کس دیگه ای نباشه ارشیا : ایول پایه ام ♡♡♡♡♡♡♡♡♡ بعد از گرفتن بلیط به سمت بقیه رفتیم همه بلند شدن‌ توی هر ردیف دو نفر میتونستن بشینن منم چونکه رها گفته بود سوسول باهاش لج بودم ردیف اول اونو نشوندم خودمم کنارش که قشنگ ببینم ترسشو ردیف دوم ترنم و شکوفه نشستند ردیف سوم ارشیا و سیما ردیف پنجم هم پارسا و سجاد اول خیلی اروم بود و دخترا مشغول عکاسی بودن رها هم همینطور یکهو با شدت گرفتنش‌ گوشی رها پرت شد پایین به جز ترس گریه اش گرفته بود ترنم : ولش کن رها بشین عشق شهربازی رو ببر فعلا باز یکی میگیری رها دیگه ساکت شد خیلی تند بود واقعا خودمم ترسم گرفته بود عقب که ‌ترنم و شکوفه جیغ میکشیدن و تو بغل هم بودن بقیه هم همینطور رها که خیلی صاف نشسته بود که انگار هیچی نیست منم داشتم تمام سعیم رو میکردم اما واقعا سرگیجه گرفته بودم خیلی تند بود وقتی از حرکت ایستاد یکی یکی پیاده شدن نوبت من رسید اول رها پیاده شد بعد من هنوز پام رو روی زمین نذاشته بودم که یکی تو بغلم پرت شد ‌      ‌ ‌ ‌            ادامه دارد        ‌ ‌|⁀|⁀|⁀|⁀|࿙੭୧࿚|⁀|⁀|⁀|⁀|