🪷
به خودت برس✨
دنیا به زنِ لطیفِ امیدوار
احتیاج داره🙂
سلام خوشگل مهربونم🎀🫐☁️
https://eitaa.com/mahlin_shoppp
فور کمم ♬🍫 ๓Ã𝐣𝓔𝔨 🐤🎁
💊❤️🩹 ❤️🩹💊❤️🩹 💊❤️🩹💊❤️🩹 ❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹 💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹 ❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹 💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
💊❤️🩹
❤️🩹💊❤️🩹
💊❤️🩹💊❤️🩹
❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
𐙚⋆°❤️🩹💊⋆ᥫ᭡
#مسکنقلبم
᯽︎ʕ•ᴥ•ʔ Part "22"
_ ببینین من شما چهارتا رو به عنوان برادرام براش معرفی کردم چون واقعا هم همینطوره
پارسا : چاکریم
_حرفتون برام سنده اما من که تحقیق کردم اصلا اینطوری نبود خانواده خوب و محترمی داره و خودشم نون حلال میاره سرسفره
ارشام : باش پس برو باهاش ازدواج کن ولی هراتفاقی افتاد و چهارروز دیکه طلاق گرفتی نگی من گفتم
و بلندشد رفت اتاقش
_این چرا اینطوریه
ارشیا : عاشقه
_عاشق کی ؟
پارسا : بماند
_چرا من تواین خونه غریبه ام اصلا منم اینجام ها
وارد اتاقم شدم و در اتاق رو محکم بستم
باز زنگ خونهسریع پریدم بیرون تا برم پیتزا رو از دم دربگیرم
پارسا : من میرم بگیرم تو برو ارشام رو صدا بزن
رفتم دم اتاق ارشام
اهنگ منم شدم مث تو مث تو مث تو رو داشت گوش میکرد
روی صندلی نشسته بود و به قاب عکسی خیره بود
در زدم و وارد اتاق شدم
سریع قاب رو به پشت روی تخت انداخت
_اون چی بود ؟
ارشام : هیچی کاری داشتی
_بیا ناهار
ارشام : میل ندارم
_گفتم بیاناهار
ارشام : منم گفتم میل ندارم
رفتم جای میزش
_ یا بلند میشی یا
ارشام : یا چی
_ یا با اسلحه ای به نام قلقلک میام سراغت
دستشو بالا گرفت
_ من تسلیم بریم
اول اون رفت صداش زدم
_ ارشام ؟
ارشام : بله ؟
_ اون قاب عکس چی بود
ارشام : میشه نپرسی
_ اره
ارشام : پس بریم ناهار
رفتیم
اون قاب عکس برام خیلی سوال بود
رفتیم نشستیم به ناهار خوردن که یکهو ارشام بلند شد
سجاد : چیشده ارشام
ارشام : من الان کلاس دارم وای
_ ای وای اگه تو کلاس داری منم کلاس دارم
ارشام : زود حاضرشو بریم باهم
سریع لباس پوشیدم و سوار ماشین شدم
خیلی تند میرفت
دستمو به اون قسمت بالای پنجره گرفتم
_ ارشام توروخدا ارومتر
ارشام : ترسیدی
_ با این رانندگیت توقع داری نترسم همش داری لایی و مویی میکشی
رسیدیم دانشگاه
سریع از ماشینش پریدم بیرون
_ من باشم دیگه باتو بیام دانشگاه
ارشام : حرف نزن فقط بدو که به کلاس برسیم
بدو بدو رفتیم سر کلاس
خداروشکر به موقع رسیدیم و استاد نیومده بود
بعد از پنج دقیقه استاد وارد کلاس شد و همراهش یک دختر خیلی خوشگل که معلوم بود از ایران نیست
همه به احترام استاد بلندشدیم
+بشینید عزیزان
+ایشون خانم ناریا دلیر هستند از ایتالیا اومدن و با گرفتن شناسنامه ی فارسی قراره بین ما زندگی کنن
× استاد این ناریا خانم فارسی بلده ؟
ناریا : س.سلام...دو...ستان من یک ریزه فارسی هستم بلد
استاد : میتونید بشینید خانم دلیر
ناریا اومد و کنار ارشام نشست
ادامه دارد
|⁀|⁀|⁀|⁀|࿙੭୧࿚|⁀|⁀|⁀|⁀|