eitaa logo
فور کمم ♬🍫 ๓Ã𝐣𝓔𝔨 🐤🎁
216 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
سلام 🔵⭐ اینجا همه جادوگرن تو هم جادوگر شو 🧛‍♀️⭐🧝‍♀️ ‌https://eitaa.com/MMjee_k ʙᴇ ᴍʏ ꜱᴇᴄʀᴇᴛ ɪ ᴡɪʟʟ ᴋᴇᴇᴘ ʏᴏu https://eitaa.com/majekk_zapas 🧝‍♀️Majek🧝‍♀️ ☘️سرزمین جادوییی ☘️ لف دادن خز شده بمون ⭐ @mehr16gan ایدی مالک ☘️🥺
مشاهده در ایتا
دانلود
💊❤️‍🩹 ❤️‍🩹💊❤️‍🩹 💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹 ❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹 💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹 ❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹 💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹💊❤️‍🩹 𐙚⋆°❤️‍🩹💊⋆ᥫ᭡ ᯽︎ʕ•ᴥ•ʔ  Part     "29" _ بای تلفن رو قطع کردم حالا میتونستم خیلی خوب ارشام رو حرص بدم میدونستم از امیر زیاد خوشش نمیاد از اتاق بیرون اومدم ناریا و ارشام هم اومده بودن رفتم روی مبل تک نفره نشستم همه نگاها سمت من جلب شد _ دخترا ، پسرا همه نگاهم میکردند _ مامان و بابای من قراره واسه ی تموم کردن ماجرای من و امیرحسین بیان ایران همه لبخندی زدن به جز ارشام نیلوفر : یعنی قضیه ی تو باامیر منتفیه لبخندی زدم _ نه ابجی جون دارن میان واسه چیدن برنامه های عقد و عروسی همه دست زدن دخترا اومدن بغلم کردن و پسرا همه بهم تبریک گفتند بازهم به جز ارشام ♡♡♡♡از زبان ارشام بعدازدانشگاه تعیقبش کردم دیدم داره میره کافه ی نزدیک به دانشگاه به ناریا پیشنهاد دادم _ ببین اون کافه اش خیلی خوبه بریم یه چیزی بخوریم ؟ ناریا : بله بله حتما رفتیمو چندتا میز جلوتر از رها نشستیم سرش رو میز بود و یکهو با دیدن دستهای من و ناریا که تو دستهای هم بود بلندشد و رفت ناریااز امریکا اومده بود و این بیرون اومدن ها و دست در دست هم ها و حتی شب کنار یک پسر خوابیدن رو عیب نمیدونست بعدش که رها از کافه بیرون زد ماهم سریع یه چیز خوردیم و اومدیم بیرون و سمت خونه رفتیم رها رو میان بچه ها ندیدم که از ارشیا شنیدم که تو اتاقشه و از زمانی که اومده بیرون نیومده نکنه از من ناراحته که با ناریام وای خدا چرا من دارم اینجوری میشم من خودم خواستم که به وسیله ی ناریا ، رها حسودیش بشه اما الان دارم به خاطر حسادتش ناراحت میشم؟ ناریا با بچه ها دوست شد و از خاطراتش تعریف میکرد که یکهو رها شاد و سرخوش از اتاقش بیرون اومد رها : دخترا ، پسرا همگی نگاهش کردیم رها : مامان و بابای من قراره واسه تموم کردن ماجرای من و امیرحسین بیان ایران همه تعجب کردند و منم خوشحال بودم چون گفت تموم کردن ماجرا یعنی جواب اون به امیر منفی بود ؟ نیلوفر پرسید نیلوفر : یعنی قضیه ی تو با امیر منتفیه ؟ با جواب رها دنیا رو سرم خراب شد رها : نه ابجی دارن میان واسه چیدن برنامه های عقد و عروسی همه رفتن بغلش و بهش تبریک گفتند یعنی همه چی تموم شد تمام عشق و احساسی که من توی دلم داشتم توی یک دقیقه دود شد و رفت هوا؟ تمام اون ارزوهایی که من با رها میخواستم بهش برسم شد نابودی ؟ نه من نباید میزاشتم همچین اتفاقی بیفته ‌      ‌ ‌          ادامه دارد        ‌ ‌|⁀|⁀|⁀|⁀|࿙੭୧࿚|⁀|⁀|⁀|⁀|
زیاد شیم خوش میگذره 💚🔵 قانون وجود نداره زندانی که نیستیم 😊 https://eitaa.com/joinchat/2018051732Ce9bce2af0e
هدایت شده از 🪽↬𝗧𝗔𝗦𝗜𝗔𝗡
گپمون بازه دوستان بیاید حرف بزنیم یکم دور هم باشیم👾🎹 دعوا هم داریم تازه 🥸 https://eitaa.com/joinchat/75761131C00f41ea8c7