اَز بَچِگی با ریاضی حال نِمیکَردَم...
سَرِ هَمینه خِیلیاتونو،
اِشتِباهی آدَم حِساب کَردَم!
خیلی برام ناراحتکنندهست که یه سری آدما که خیلی دوسشون داشتم، کارایی کردن که دلم باهاشون صاف نمیشه و نمیتونم حس قبل رو بهشون داشته باشم؛
یعنی هرچی به درست شدن روابط فکر میکنم، به این نتیجه میرسم که
تنها راهش این بود که از اول خراب نمیشد.