هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
❌ اِزدواج اجباری ❌
- تازه عروست تب داشت خدارو خوش نمیاد تنهاش گذاشتی!
عمران با حرص پشت گوشی غرید:
- گفتید بیوه برادرتو عقد کن کردم حاجی بیشتر از این ازم برنمیاد.
بعد از عقد از خانه بیرون زده و حتی عروسش را نگاه هم نکرد.
یک ماه از تماس حاجی گذشته بود که وارد خانه شد:
- چه عجب اومدی خوش غیرت! نمیخوای بپرسی زنت کجاست؟
زن؟ عمران نیشخند زد:
- بمن ربطی نداره حاجی اومدم بگم طـ/لاقش میدم ، صدای ظریف دخترانه آمد:
- منم موافقم حاج بابا، طـ/لاق بگیریم..
عمران متعجب سر بلند کرد:
این دخترک چشم طلایی زن او بود!
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C656978bcc0
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
باید بیوه برادرتو عقد کنی!
عمران عصبی خندید:
- چی میگی حاجی مگه مسخره بازیه؟
حاج حبیب خونسرد بود :
- مسخره بازی نیست رسمه، عروس برادر خدابیامرزت عروس غریبه نشه عاقد تو اتاقه!
عمران با غیظ دندان بهم سایید :
- میدونی که من این غلط و نمیکنم حاجی من حتی زن برادرمو ندیدم .
حاج حبیب در اتاق را باز کرد:
- محرمت بشه میبینی! بخاطر ارث و میراث مجبوری!
مجبور بود اما قرار نبود روز خوش به برادر زنی نشان بدهد که حتی صورتش را ندیده بود. فقط صدای بله ی آرامش را به عاقد شنید
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C656978bcc0
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تا ساعت 5 بمونه🪵🍃
یه رب پست آخر باشه💆🏻♀
تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از 𝐜𝐮𝐭𝐞 𝐥𝐚𝐧𝐝 فور ندید
𓏸 ˖˚🧸⋆ 𓂃 ˚₊⊹
⊰ ✧ پروفایلتو با ما زیبا کن
@bobsapanje ⭒
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
جایی برای عاشقان کتاب 😭💓
📚✍️
برای من، تعطیلات یعنی برداشتن یک کتاب، رفتن به یک کوه و خواندن آن کتابه
حالا این چنل کار رو برام آسون تر کرده 😉
𝗝𝗈𝗂𝗇📚☞ ̄ᴥ ̄☞https://eitaa.com/joinchat/3699181059C8c2c7a43dc
یه کتابخونه مخفی که نویسنده این چنل همراه با ممبر هاش یه رمان اشتراکی مینویسه🙊👀
اینجا یه راز داره که فقط نویسنده و منبر هاش میدونن 🤫