هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
– ای جانم ، چه خانوم دکتر جذابی ..
یه شماره أی چیزی به ما میدی؟
قش کنیم برات بمیریم؟🥺😂
اهمی کردم و گفتم
– خجالت بکش آقااای دکترر..آخه وسط درمونگاه؟؟؟
ابرو بالا داد
– من هرجا دلم بخواد قربون صدقه ی خانوم نازم میرم ، مشکلیه؟🥰😂✨
https://eitaa.com/joinchat/1098646271C2d1d20106e
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
از همون روزی که اسمم رفت تو شناسنامهی یاسین، خالم و دختراش شدن کابوس زندگیم؛ شدم حمال بیجیرهومواجبِ خونهشون. برای یاسین هم فرقی با یه همخونه نداشتم؛ فقط کسی بودم که هر وقت میلش میکشید، بدون ذرهای عشـ.ق و محبت ازم استفاده میکرد و بعدش میرفت سراغ رفیقبازی و شیطنتهای خودش.
من، آوا… همون دختری بودم که مادرش تو اوج جوونی با شاگردِ مغازه فرار کرد و پدرش که نتونست ننگِ این بیآبرویی رو تاب بیاره، منو آوارهی خونهی مادربزرگ کرد.
من همهی این دردا، تنهاییها و تحـ.قیرها رو به جون خریدم و دندون رو جگر گذاشتم… تا اینکه یه روز، یاسین زل زد تو چشام و تیر خلاص رو بهم زد: «آوا… اگه واقعاً دوستم داری، ازم جدا شو!
https://eitaa.com/joinchat/1098646271C2d1d20106e
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
+ لامصب چشم همه دخترا انقد درشته؟؟؟؟ یا توعه نیم وجبی انقدر چشم داری
- تو که دختر زیاد دیدی از من میپرسی شوهر صوری
صداش بم شده بود چشماشم خون بود
+ که عقدمون صوریه
و یهو ادامشو اینجا بخون😬📵🔥
https://eitaa.com/joinchat/1098646271C2d1d20106e
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تا ساعت 23 بمونه🪵🍃
یه رب پست آخر باشه💆🏻♀
تبادلات گسترده لیلیوم🌸