مشّا و مشّایه
🔸 «مشّاء» در فلسفه، مکتبی است که نامش را از گام زدن استاد و شاگرد در مسیر اندیشیدن گرفته است و حقیقت را در پرتو عقل، برهان و استدلال عقلی صِرف جستوجو میکند.
🔸«مشّایه» اما داستان دیگری دارد.
در فرهنگ اربعین سیدالشهداء، مشایه مسیری است که میلیونها انسان عاشق آن را در چند روز و در گرما و سرما میپیمایند تا به دیدار معشوق خود نائل آیند.
🔸 حضور بیش از بیست میلیون نفر در گرمای سوزان و گاه نزدیک به پنجاه درجه امسال در مشایه، پدیدهای است که نگاه هر فیلسوف و اندیشمندی را به تأمل وامیدارد.
مشّائیان میکوشند با دستگاه منطق ارسطویی و با ابزار عقل توضیح دهند که:
«فلسفه این حضور #چیست؟»
چرا انسانها آسایش، امنیت و راحتی را رها میکنند و چنین راه دشواری را برمیگزینند. اما شاید اشکال از خودِ پرسش باشد. وقتی سؤال را نادرست طرح کنیم، پاسخها نیز هرچند دقیق و منطقی، از حقیقت فاصله خواهند داشت.
🔸 #فلسفه، از #چیستی میپرسد؛ ماهیت اشیا را میجوید و در پی تعریف و تبیین است. اما در #حکمت، پرسش از #کیستی است؛ از آن حقیقت زندهای که معنا را میآفریند و جانِ همه استدلالهاست.
🔸 پس اگر پرسش را از نو صورتبندی کنیم و بپرسیم:
«حکمت این حضور #کیست؟»
پاسخ دیگر پیچیده نیست؛ پاسخ نه در کتابها، نه در برهانها، بلکه در نامی خلاصه میشود که میلیونها قدم را به حرکت درمیآورد:
حـــــــسین (ع)
دولت اسلام | ابراهیم نوروزی
اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ
وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ..
خدا آسانی و راحتی شما را میخواهد
نه مشقت و دشواری شما را
-سورهبقره/۱۸۵-
ما تُریدُ؟
اُرِیْدُ اَنْ لَا اُرِیْدُ
(پرسیدند): چه میخواهی؟
(گفتم): میخواهم که نخواهم.
جاهلان شما پر تلاش و آگاهانِ شما
تن پرور و کوتاهی می وَرزَند . . .
*- عللِ سقوطِ جامعه*
[ نهجالبلاغه | حکمت۲۸۳ ]
از امام صادق پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا كردی؟
▫️فرمودند چهار اصل:
۱-دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم؛
۲- دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم؛
۳- دانستم كه كار مرا دیگری انجام نمیدهد پس تلاش كردم؛
۴- دانستم كه پایان كارم مرگ است پس مهیا شدم
📚وسائلالشيعة، ج 21، ص477، باب استحباب تعليم الأولاد