حتما حکمتی داشته است در این دنیا که ۱۰۰۰۰ دین مختلف وجود دارد،
تو شیعه علی(ع)شده ایی......
رکاب آهستهآهسته تَرَک خورد و نگین افتاد
پُر از یاقوت شد عالم، سوار از روی زین افتاد
از پستی و بیارزشی دنیا همین بس که سر یحیی بن زکریا (ع) را به عنوان هدیه نزد فردی زناکار و بیعفت بردند.....
حسین بن علی
خدا پيامبر اسلام را زمانى فرستاد كه....
فتنه ها، مردم را لگد مال كرده و با سم هاى محكم خود نابودشان كرده و پا بر جا ايستاده بود. امّا مردم حيران و سرگردان، بى خبر و فريب خورده، در كنار بهترين خانه (كعبه) و بدترين همسايگان (بت پرستان) زندگى مى كردند. خواب آنها بيدارى، و سرمه چشم آنها اشك بود، در سرزمينى كه دانشمند آن لب فرو بسته و جاهل گرامى بود
نهجالبلاغه،خطبه ۲
#خطبه
قدامه بن مظعون، شراب نوشيد، عمر تصميم گرفت بر او حد جاري كند، قدامه به عمر گفت: حد بر من روا نيست.
زيرا خداوند در قرآن مجيد ميفرمايد: ليس علي الذين آمنوا و عملوا الصالحات جناح فيما طعموا بر آنان كه ايمان آوردهاند و كردار شايسته انجام دادهاند، گناهی نيست در آنچه خوردهاند، هرگاه بپرهيزند و ايمان بياورند و كارهای شايسته بكنند.
پس عمر از او صرف نظر كرد. اميرالمومنين عليهالسلام اين را شنيد نزد عمر رفت و به وی فرمود: چرا به قدامه حد نزدی؟
عمر: قدامه اين آيه را برايم خواند و خود را از مصاديق آن دانست.
علي عليهالسلام: قدامه از مصاديق اين آيه نيست؛ زيرا كسانی كه ايمان آورده و كردار نيك انجام می دهند هرگز حرامی را حلال نمی شمرند، اينك قدامه را برگردان و او را از آن گفتارش توبه بده و بر او حد جاری كن. و اگر توبه نكرد او را به قتل برسان؛ زيرا از اسلام خارج شده است.
عمر به خود آمد و قدامه را طلبيد، و چون قدامه از جريان باخبر شد نزد عمر اظهار ندامت و توبه كرد و عمر از حكم قتلش درگذشت و آنگاه كه خواست به او تازيانه بزند مقدارش را نمی دانست، باز از آن حضرت راهنمایی خواست.
علي عليهالسلام به او فرمود: حدش هشتاد تازيانه است؛ زيرا كسی كه شراب نوشد مست می شود، و در آن هنگام هذيان می گويد و به مردم تهمت می زند و حد تهمت، هشتاد تازيانه است. پس عمر طبق دستور آن حضرت عمل كرد.
#قضاوت