عروة بن الزبیر گوید: یکى از تابعین از انس بن مالک نقل نماید که گفت: این آیه درباره على علیهالسلام نازل شده است و من هنگام مغرب بود که نزد وى آمدم دیدم مشغول نماز است و به همان حالت میبود تا این که فجر صادق طلوع نمود سپس تجدید وضوء کرد و به طرف مسجد رفت و با مردم نماز صبح را اداء نمود و به تعقیب نماز صبح ادامه داد تا آفتاب طالع گردید سپس به قضاوت و رسیدن به امور و کارهاى مردم پرداخت تا این که ظهر شد.
مـُنجـِح
عروة بن الزبیر گوید: یکى از تابعین از انس بن مالک نقل نماید که گفت: این آیه درباره على علیهالسلام ن
براى اداء نماز ظهر تجدید وضوء فرمود و با مردم به خواندن نماز ظهر پرداخت سپس به تعقیب آن ادامه داد تا این که هنگام نماز عصر رسید و پس از اداء نماز عصر تا غروب آفتاب مشغول حکم و داورى میان مردم و جواب سؤالات آنان مى بوده است.
مـُنجـِح
أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَب
امام صادق: اِنَّ علیّاً فی آخرِ عمرِه یُصَلِّی فی کلِ یومٍ و لیلهٍ الفَ رکعهً
امیرالمومنینِ ما، همون کسی که آقای زاهدان عالَمه؛ همون کسی که از زندگی دنیاش به نون جو و روغن زیتون و خرمای خشک بسنده کرده؛ همون کسی که با یتیما مثل پدر برخورد میکرد طوری که مردم آرزو میکردن یتیم باشن؛ کسی که وقتی مردم به عنوان خلیفه قبولش نکردن و مشغول آباد کردن شهر و کار کردن شد و وقتی چاهی رو کند، به محض اتمام کار اونو وقف کرد؛ فتاح خیبر و خندق؛ امیرِ کلام؛ هر شب هزار رکعت نماز میخوندن و تا صبح مشغول عبادت بودن.
حافظ شیرازی میگه یه رهبر جامعه، مثل قطره بارونه؛ وقتی میخواد مردم جامعه رو هدایت کنه، به صورت یه قطره پاک به زمین میاد ولی در حین بارش، آلودگی ها و گرد و غبار رو جذب خودش میکنه؛ ینی ممکنه که خودش از رشد شخصی باز بمونه و متوقف بشه؛
راه حلش هم اینه که مثل همون قطره بارون، تبخیر بشه و دوباره به صورت یه قطره پاک در بیاد؛
امیرالمومنین مصداق این مثاله؛ وقتی خلیفه هم بود و به امور مردم رسیدگی میکرد؛ ذره ای از عبادتش کم نمیشد بلکه بیشتر هم میشد؛
در برابر مدح این بشر، که هیچکسی به جز خدا و پیامبرش کامل نمیشناسنش، نمیشه صحبت کرد؛