eitaa logo
مـُنجـِح ؛
193 دنبال‌کننده
283 عکس
87 ویدیو
16 فایل
منجح؟ شفابخش ؛ برگرفته از کلامِ امیرِ کلام . خالی از محتوا . کپی آزاد نیست ، فور کنید ؛ . اگه امری بود: @SADEGH_SO
مشاهده در ایتا
دانلود
امشب سخنران توی مسجد حرف قشنگی میزد یه داستانی از علامه امینی تعریف کرد؛ علامه زمان محرم توی یه دسته عزاداری بودن و طبل و سنج و اینا میزدن یه نفر ازشون میپرسه چرا طبل میزنین؟ علامه بهشون میگن که ما توی غدیر طبل نزدیم و به مشکل خوردیم و یسری منکرش شدن الان طبل میزنیم که همه بدونن چه اتفاقی افتاده و عزاداری ما برای چیه البته داستانش دقیق نیست و ممکنه ساختگی باشه اصلا؛ ولی حتی اگه انتسابش واقعی نباشه هم مطلب درستیه؛ برای غدیر سرمایه گذاری کنید، خرج کنید، کمک کنید هرکاری از دستتون برمیاد بکنید یه نفر پولداره و میتونه کمک مالی کنه یه نفر میتونه در حد یخ برای شربت کمک کنه امیرالمومنین و حضرت زهرا همه رو باهاتون حساب میکنه؛ حتی اگه یه ذره باشه به ذره گر نظر لطف، بوتراب کند به آسمان رود و کار آفتاب کند . . .
بحث از امیرالمومنین شد
یکم از فضائلشون بگیم
توی جنگ خیبر، امتیاز و برگ برنده یهودیا قلعه هاشون بوده؛ توی اون منطقه 7تا قلعه وجود داشته و به همین دلیل اسم اون منطقه خیبر بوده؛ پیامبر توی زمانی که این جنگ اتفاق افتاد، سردرد شدید داشتن و نمیتونستن شرکت کنن؛ پس باید علمدار رو مشخص میکردن تا لشکر رو مدیریت کنه؛ ابوبکر، عمر بن خطاب، سعد بن عباده علمدار های روز های اول بودن اما هیچکدوم موفق نبودن؛
توی این زمان، مرحب یهودی که یجورایی سلبریتی اون موقع محسوب میشده، از توی قلعه رجز میخوند و کسی جرعت جواب دادن بهش رو نداشت؛ به جز یه نفر که داوطلب جنگ با مرحب شد و به شهادت رسید؛ خلاصه بعد این داستانا، پیامبر میگن فردا پرچم رو به دست کسی میدم که خدا و پیامبرش رو همیشه دوست داشته و خدا پیروزی رو به وسیله‌ی اون به لشکر اسلام نشون میده.
امیرالمومنین هم توی این جنگ چشم درد شدید داشتن؛ پیامبر، بعد از نماز صبح پرچم رو تحویل میگیره و امیرالمومنین رو صدا میکنه تا بیاد کنارش اول چشم های حضرت رو شفا میدن و بعد عَلَم رو به دست ایشون میدن و میگن این پرچم رو بگیر و با اون به سمت دشمن برو تا خدا خیبر رو برات باز کنه
وقتی امیرالمومنین به میدون میره، لشکر یهودیا رو به اسلام دعوت میکنه و بعد از اون، 2تا از برادرای مرحب به میدون میان و رجز میخونن امیرالمومنین توی نبرد تن به تن پیروز میشن و هردو رو میکشن بعد این اتفاقا هم خود مرحب به میدون میاد
امیرالمومنین رجز میخونن و میگن نحنُ بَنو الحربِ بِنا سَعیرُها حربَ عَوانٍ حَرُّها نذیرُها؛ ینی "ما فرزند جنگیم و آتش جنگ به خاطر ما شعله ور است. جنگ شدیدی که آتش آن، حدود خطر جنگ را اعلام می دارد."
مرحب هم در جواب میگه انا اناسُ ولدتنا عَبهره لباسُنا الوَشی و ریط حِبره ابناءُ حربٍ لیس فینا غدره؛ ینی "من از مردمی هستم که زنان زیبارو و خوش پوش ما را زاییده اند. لباس ما گل دار و چادر ما، برد یمنی است. ما فرزند جنگیم و هیچ مکری نداریم."
اینجاش قشنگه
امیرالمومنین یه رجز خیلی قشنگ دارن
اَنَا الَّذی سَمَّتْنی اُمّی حَیدَرَة لَیثٌ لِغاباتٍ شدیدٌ قَسْوَرَة عبلُ الذراعینِ شدیدُ القِصره کلیثِ غاباتٍ کریه المنظره أکیلکُم بالسّیفِ کیلَ السندره اَضرِبکُم ضرباً یُبینُ الفقره وأترکُ القرن بِقاعٍ جِزره أضرِبُ بالسّیفِ رِقاب الکفره ضربُ غلامٍ ماجدٍ حِزّوره من یترکُ الحقّ یقومُ صَغره أقتلُ منهم سبعهً أو عشره فکلهم اهلُ فُسوقٍ فجره؛