لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ ۖ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۚ أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
خدا هیچ کس را جز به اندازه توانایی اش تکلیف نمی کند. هر کس عمل شایسته ای انجام داده، به سود اوست، و هر کس مرتکب کار زشتی شده، به زیان اوست. [مؤمنان گویند:] پروردگارا! اگر فراموش کردیم یا مرتکب اشتباه شدیم، ما را مؤاخذه مکن. پروردگارا! تکالیف سنگینی برعهده ما مگذار، چنان که بر عهده کسانی که پیش از ما بودند گذاشتی. پروردگارا! و آنچه را به آن تاب و توان نداریم بر ما تحمیل مکن؛ و از ما درگذر؛ و ما را بیامرز؛ و بر ما رحم کن؛ تو سرپرست مایی؛ پس ما را بر گروه کافران پیروز فرما
مـُنجـِح
آخرین شبایی که یتیمای کوفه پدر دارن و شبا سیر میخوابن ؛
مُرغ از قفس پرید ندا داد جبرئیل
اینک شما و وحشتِ دنیای بی علی
مادرشون در خونه رو باز میکنه و امیرالمومنین دلیل گریه بچه ها رو میپرسن
مادر بچه ها میگه که بچه های من گرسنه ان و ما چیزی برای خوردن نداریم
به خاطر همین دیگ خالی با آب جوش روی اجاق گذاشتم تا بچه ها منتظر غذا بمونن و سرگرم بشن تا خوابشون ببره
امیرالمومنین به خونه خودشون برمیگردن و یه مقدار آرد و خرما و روغن زیتون از خونه برمیدارن
قنبر از اینجا به بعد رو روایت میکنه
میگه به امیرالمومنین گفتم نصف وسایل رو به من بدن که تا خونه حمل کنم
اما امیرالمومنین بهشون اجازه نمیدن
وقتی امیرالمومنین به خونه میرسن، به مادر بچه ها میگن که یا شما با بچه ها بازی کنین و سرگرمشون کنین؛ یا من سرگرمشون کنم و شما غذا درست کنین
مادر بچه ها میگه من سرگرمشون میکنم